هوای شهر کابل در فصل زمستان بهخصوص در سالهای اخیر بهشدت آلوده و مرگبار میشود. آلودگی کابل در حدی است که براساس استانداردهای بینالمللی محیط زیست، در صدر شهرهای آلوده جهان قرار میگیرد. امسال نیز با نزدیکشدن فصل سرما نگرانی از آلودگی زمستان پیشرو در حال گسترش است. شواهد نشان میدهد که شهر کابل دوباره همچنان یک زمستان آلودهی دیگری را پشت سر خواهد گذاشت. به دو دلیل نگرانی از آلودگی هوای شهر کابل در زمستان پیشرو بالا است: اول، از همین حالا بسیاری از شهروندان شروع کردهاند به خرید زغال سنگ تصفیهنشده که بزرگترین عامل آلودگی هوا است. مردم بهدلیل ترس از سرما و نبود سوخت جایگزین، به خرید زغال سنگ بهعنوان ارزانترین ماده سوختی روی میآورند. دوم، برنامهی مقابله نهادهای حکومتی با پدیدهی آلودگی هوا در حد صفر است.
سال گذشته بهدلیل اعتراضها و آلودگی بیشازحد شهر کابل حکومت کمیسیون عالی مبارزه با آلودگی هوا را ساخت که در رأس این کمیسیون شخص رییسجهمور قرار دارد. مبنای کار کمیسیون بینانهادی است؛ یعنی بسیاری از نهادهای دولتی عضویت این کمیسیون را دارد و هر اداره قرار است یک بخش از کار را پیش ببرد. بررسیهای اطلاعات روز نشان میدهد که در چند ماه گذشته این کمیسیون هیچکار بنیادی نکرده است. چند مدت محدودی که به سردی زمستان مانده نیز بهنظر میرسد این کمیسیون اقدامی برای مقابله با آلودگی شهر کابل نتواند انجام دهد. تنها کاری که در چند ماه گذشته شده، صحبت در مورد طرح نصب دستگاه تصفیه دود در مکانهایی است که به پیمانه زیاد زغال سنگ استفاده میکنند. این کار نیز هنوز در حد حرف است. از طرف دیگر، نصب فلتر تنها در ساختمانهای رهایشی و تجاری دردی را دوا نمیکند. بیشترین مصرف زغال سنگ را خانههایی دارد که بهلحاظ دستهبندی زیر مجموعه طرح مذکور قرار نمیگیرد. ادارههای برشنا، ریاست مواد نفتی و گاز مایع و اداره ملی استندرد که مسئولیت تأمین سوخت پاک و جایگزین را دارند، هنوز قدم کوچکی هم برنداشته است. از اینرو، واقعیت زمستان پیشرو کابوس هوای آلودهی شهر و شعاریبودن برنامههای حکومتی است.
مسألهی نگرانکننده این است که براساس آماری که با اغماض بسیار از سوی وزارت صحت و اداره ملی محیط زیست وجود دارد، بیان میکند که سالانه بیش دو هزار تن بهدلیل امراض تنفسی یا ناشی از مشکلات تنفسی جانشان را از دست میدهند. زمستان فصل سرماخوردگی و آنفولانزا نیز است. نگرانیها درباره افزایش شیوع ویروس کرونا که احتمالا منجر به موج دوم همهگیری شود، نیز وجود دارد. اضافهشدن آلودگی هوا در این شرایط قطعا وضعیت را بدتر خواهد کرد و بیجا نیست که از این اوضاع به «سونامی خاموش»، «مرگ تدریجی شهروندان» و «قاتل پنهان» تعبیر و توصیف شود.
مسأله مبارزه با آلودگی هوای شهر کابل یک امر جدی و نگرانکننده است. فقدان سرسبزی، خاکآلودبودن شهر، استفادهی بیرویهی پنج میلیون شهروند از زغال سنگ و تیل و وجود دهها هزار وسایط حمل و نقلی که اکثرشان فرسوده و دودزا است و نبود کانالیزاسیون شهری باعث شده که مبارزه با آلودگی هوا در مستان کار ساده نباشد. بهطور بسیار روشن تاکنون و در سالهای گذشته مسألهی آلودگی آب و هوایی در افغانستان، بهویژه در شهر کابل دستکم گرفته شده است. طرحهای حکومتی برای مقابله با آن تنها در حد خاک به چشم مردمزدن خلاصه شده است. حتا همین حالا در نهادهای مسئول یک چشمانداز روشن از وضعیت آلودگی و خطر به این بزرگی وجود ندارد. درحالیکه این خطر با خطر جنگ مقایسه میشود و نتیجهی مقایسه این است که آلودگی هوای کابل ممکن است مرگبارتر از جنگ باشد.
هنوز فرصت کامل از دست نرفته است. در حدود سه ماه که به زمستان و آغاز فصل سرما زمان باقی مانده، حکومت و نهادهای مسئول باید به گونه جدی از همین حالا دست به کار شوند. بهتر این است که روی دو-سه عامل و راهکار بهطور جدی تمرکز شود. مسأله مقابله با آلودگی هوا چیزی نیست که با برنامههای شعاری پیش برود. شاید در بخشهای دیگر، نهادها بتواند به مافوق یا به شهروندان دروغ بگویند، اما کسی با پدیده آلودگی نمیتواند دروغ بگوید، زیرا آلودگی هوا خطر و واقعیتی است که نفس شهر را به شماره و مرگ تدریجی را برای شهروندان رقم خواهد زد.
