گفتوگوی معنادار مهمترین مفهومی است که در هنگام شکلگیری اعتراض، انتقاد و بحران نقش کاربردی دارد. تنها این نوع گفتوگو راهی است برای کاهش بدبینی و رسیدن به تفاهم و توافق. از منظر ارتباطات تنها راه رسیدن به تفاهم گفتوگو است؛ زیرا در غیبت گفتوگوی معنادار یک ذهنیت ساده جایش را به سوءظن و در نهایت به دشمنی میدهد. مفهوم گفتوگوهای معنادار حرکت روی پیوستها بهجای گسستها است. با این مقدمه، مذاکرات جاری دولت افغانستان و طالبان در دوحه زمانی میتواند به موفقیت برسد که گفتوگوها معنادار و البته همدلانه و از روی احساس مسئولیت و تعهد برای پایانبخشیدن به 40 سال جنگ، بحران و ناامنی در افغانستان باشد.
خبر خوب این است که گروههای تماس دولت افغانستان و گروه طالبان روی اصول رفتاری در جریان مذاکرات توافق کردهاند. توافق شده است که در جریان مذاکرات از به کارگیری الفاظ و سخنهای پرخاشگونه و نیز بیان نظریات که باعث تنش و بنبست میشود، پرهیز شود. همچنان حفظ احترام متقابل از دیگر اصول رفتاری است که روی آن توافق شده است. مهمترین نکته رفتاری مورد توافق دو طرف این است که در صورت رسیدن به وحدت نظر، پابندی به آن است. این نگرانی بیشتر متوجه طالبان است. مرور بر کارنامه طالبان نشان میدهد که این گروه به قول و تعهدشان زیاد پابند نمانده است. با اینکه در ظاهر خود را پابند بسیاری از تعهدات نشان داده، اما در عمل کمتر متعهد مانده است. در توافق امریکا و طالبان بارها این گروه به شکست تعهدات توافقنامه متهم شد. همچنان در دو آتشبس که تا کنون صورت گرفته، در عمل طالبان چندان به آن وفادار نمانده است. ممکن است طالبان نیز نگرانی خود را از عدم پابندی جانب افغانستان در مورد تعهدات توافقشده داشته باشد. از اینرو، مذاکرات معنادار و همدلانه کمک میکند هر دو طرف بهتر روی اصول رفتاری ثابت قدم بمانند.
در سه روز گذشته رویکرد در مذاکرات بینالافغانی تا حدودی به دور از هیاهو و صمیمانه پیش رفته است. اما این دلیل نمیشود که فکر کنیم روزهای آینده نیز وضعیت به همین صورت خواهد بود. اختلافها عمیق است. چشمانداز کلان این است که یک طرف جمهوریت میخواهد و طرف دیگر امارت. خطوط سرخی که دو طرف در روز آغاز مذاکرات ترسیم کردند، پرده از اختلاف عمیق برمیدارد. تقابل خطسرخها به این سناریو دامن میزند که ممکن است مذاکرات جاری عنوان یکی از نفسگیرترین و پیچیدهترین نمونههای مذاکرات صلح را به خود بگیرد. در این وضعیت نگرانی از اینکه میز مذاکرات به میدان جنگ تبدیل شود و گفتوگوها پرتنش شود، کم نیست.
واقعیت این است که میان حکومت افغانستان و طالبان گسستهای زیادی وجود دارد. حقوق اساسی شهروندان، حقوقبشر، آینده زنان و سرنوشت نظام سیاسی افغانستان از مواردی است که میان طالبان و حکومت افغانستان در مورد آن هیچگونه همسویی وجود ندارد. برعکس کمترین پیوست و نقظهی مشترکی وجود دارد که دو طرف میتواند بر آن تکیه کنند. یکی از این پیوستها رسیدن هر دو طرف به این نتیجه است که جنگ افغانستان راه حل نظامی ندارد و مردم افغانستان خسته از جنگ است. بنابراین، پرهیز از تنش، صبر و شکیبایی و در گفتوگوهای معنادار میتواند متضمن موفقیت در مذاکرات جاری باشد.
مورد دیگری که مهم است، اطلاعرسانی و آگاهیدهی در مورد مذاکرات است. نباید گفتوگوها از مردم پنهان بماند. متأسفانه خبرنگاران در قطر میگویند که دسترسی به اطلاعات برای رسانهها و خبرنگاران سخت است. به غیر از روز اول، خبرنگاران به هتل محل مذاکرات اجازه حضور ندارند. درحالیکه اطلاعرسانی درست کمک میکند که افکار عمومی در افغانستان از روند مذاکرات حمایت کند. شهروندان خسته از جنگ افغانستان این روزها در میان بیم و امید و بهسر میبرند. نگرانیها بیشتر از امیدواری است. دلیلش هم این است که از یک طرف جنگ شدت بیشتر گرفته است و از طرف دیگر، خیلی روشن نیست که هیأت دو طرف روی چه آجندایی به توافق رسیده است و چه زمانبندی برای مذاکرات وضع شده است. در پایان اطلاعرسانی از پیشرفت مذاکرات بخشی از گفتوگوهای معنادار است. از طرف دیگر، حق شهروندان است که بدانند چه سرنوشتی برایشان در میز مذاکرات رقم میخورد.
