19 سال از حمله تروریستی 11 سپتامبر میگذرد. رخدادی که پای نیروهای امریکایی را به افغانستان کشاند و نظم نسبی 20 سال اخیر را بر افغانستان حاکم کرد. پیامد حمله تروریستی یازدهم سپتامبر برای افغانستان در آغاز چنان مینمود که با واقعیت امروزی افغانستان منطبق نیست. عملیات آزادسازی بوش برای پاکسازی افغانستان از وجود تروریستان، تضمین امنیت ملی امریکا، خلق یک نظام مردمسالار و بازسازی افغانستان، تصور نمیشد 19 سال بعد با این حجم از کشتار و خشونت ناکامیاش اعلام شود.
اما این اتفاق گام به گام رخ میدهد و همه توافق دارند که افغانستان نهتنها به رویای توافق بن دست نیافت بلکه با جنگ دو دههی گذشته روند دموکراسی و حکومتداری به بنبست رسیده است و ناامنی و خونریزی هر روز بیشتر میشود. سفر دیروز هیأت مذاکرهکننده جمهوری اسلامی افغانستان بهمنظور آغاز گفتوگوهای مستقیم میان طالبان و دولت بیانگر تلاش سیاسی و مسالمتآمیز برای رفع این بنبست است.
افغانستان تا رسیدن به این اجماع که در جنگ برندهای وجود ندارد، هزینه هنگفت انسانی پرداخته است. بسیار دشوار و زمانگیر است که پیامدهای انسانی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی این جنگ را از دوش شهروندان خسته افغانستان برداشت، اما امیدوارکننده است که سرانجام گفتوگوهای مستقیم میان هیأت جمهوری اسلامی افغانستان و گروه طالبان آغاز میشود.
اولین انتظار از طرفین گفتوگو این است که درک کنند یک فرصت تاریخی برای افغانستان پیش آمده است؛ فرصتی که به ما این امکان را میدهد با هم بر سر ختم خشونت و تحمیل مرگ بر مردم افغانستان عمیقا فکر کنیم و به جنگ ویرانگر جاری نقطه پایان بگذاریم. این فرصت همچنان باید متمرکز باشد بر آیندهی بدون جنگ و خونریزی. دوامدادن خشونت و جنگ بیش از آنکه کار شجاعانه و عاقلانه باشد، افتادن در چرخهی باطلی است که هیچ طرفی از آن سود نمیبرد. کشورهای مختلف با عوامل متعدد ابزارهای دوام خشونت و جنگ را برای ما به آسانی فراهم میکنند، اما بیتردید تعهد به صلح و ختم جنگ دشوار و کار بسیار بزرگ است. ما حالا در آستانهی دستیابی به ختم جنگ و تحقق صلح هستیم.
انتظار میرود تمامی افرادی که از هر آدرس سیاسی با هر دیدگاهی که دارند، آینده افغانستان را در اولویت قرار دهند و فرصتی که با تلاشهای فراوان بهدست آمده نباید مفت و آسان از دست برود. تردیدی نیست که اختلافات اساسی بر سر آینده افغانستان میان طرفین گفتوگو وجود دارد اما تجربه بشر و کشورهای دیگر جهان نشان میدهد که دستیابی به توافق بر سر آینده هرچند که اختلافات بنیادین و گسترده باشد، ناممکن نیست. انتظار اساسی از طرفین مذاکرات این است که به افغانستان و مردمش بیشتر از خواستهای کشورهای دیگر و گروههای سیاسیشان فکر کنند.
اگر در کشوری پس از دستکم دو دهه برای طرفین جنگ فرصتی پیش بیاید که بهجای اصرار بر خشونت به راه حل سیاسی برای آینده کشور فکر کند، بیتردید این یک فرصت تاریخی است. اما مرور رخدادهای تاریخی افغانستان نشان میدهد که چگونه افراد تصمیمگیرنده در مقاطع تاریخی بر آینده یک کشور و یک ملت تأثیرگذاری منفی داشته است. انتظار میرود تمامی کسانی که در این مقطع حساس مذاکرات صلح را بر عهده دارند، درک کنند که عواقب تصامیم و گفتار و رفتارشان فقط مربوط به شخص خودشان، گروه خاص و یا سازمان خاص نیست. تمامی این افراد در میز مذاکره مسئول آیندهای است که پس از این فرصت تاریخی برای افغانستان و مردمش بهوجود میآید: خونریزی و جنگ یا صلح و توسعه، غم و اندوه، مرگ یا زندگی. هرچه مردم افغانستان پس از این فرصت تاریخی بهدست بیاورند، مسئولیتش در قدم اول بر دوش افرادی است که دور میز مذاکره برای یک راه حل سیاسی با هم گفتوگو میکنند. همه مکلفیم به صلح و آرامش بیندیشیم و برای رسیدن به آن از نفوذ مخالفان صلح چه در حد یک فرد، یک حزب، یک گروه یا کشور بیرونی جلوگیری کنیم.
