جنگ قرائت‌ها در دوحه؛ طالبان با رویکرد ایدئولوژیک به مذاکره می‌آیند

اطلاعات روز

انتصاب مولوی عبدالحکیم، قاضی‌القضات پیشین طالبان و از برجسته‌ترین رهبران طالبان به‌لحاظ چیرگی بر امور دین و شرع، به‌جای شیرمحمد عباس استانکزی به ریاست هیأت مذاکره‌کننده این گروه در مذاکرات بین‌الافغانی، حاوی پیام مهم و البته چالش‌برانگیز برای طرف‌های جنگ افغانستان است. این انتصاب نشان می‌دهد که طالبان از رویکرد سیاسی و تخنیکی مذاکره و حل منازعه در دوره‌ی دو‌ساله‌ی مذاکرات این گروه با ایالات متحده، اکنون در فصل مذاکرات بین‌الافغانی به رویکرد ایدئولوژیک و جنگ قرائت با جمهوری اسلامی افغانستان تغییر موضع داده‌اند.

رهبران رده‌اول جنبش طالبان به‌لحاظ تیپ شخصیتی و نوع برخورد با منازعه و مصالحه‌ی افغانستان دست‌کم به چهار دسته‌ تقسیم می‌شوند. دسته‌ای از این رهبران، وفادار به ماهیت ایدئولوژیک این گروه و قرائت تندروانه و مطلقا شرعی از مسأله‌ی جنگ و صلح افغانستان هستند. ملا محمدعمر و رهبر کنونی این جنبش، ملا هبت‌الله، از این دسته هستند. ملا عمر، زمانی که اسامه بن‌لادن رهبر القاعده و متحد ایدئولوژیک امارت اسلامی پس از حملات یازدهم سپتامبر، از طرف ایالات متحده، متهم به حملات تروریستی به نیویورک شد، به درخواست این کشور مبنی بر تحویل‌دادن مستقیم اسامه به ایالات متحده سر باز زد. مهم‌ترین دلیل ملا عمر برای امتناع از پذیرش درخواست ایالات متحده، وفاداری او به هم‌پیمانی ایدئولوژیک با القاعده و رابطه‌ی دینی او با اسامه بود. ملا عمر، حاضر شد تاوانی به بزرگی سقوط امارت اسلامی و متلاشی‌شدن حکومت‌اش بپردازد، اما بر اصول ایدئولوژیکی که به آن معتقد بود، پا نگذارد.

دسته‌ی دوم در رهبری طالبان، افرادی با رویکرد سیاسی به مسائل، انعطاف‌پذیری و ظرفیت تعامل و مذاکره هستند. اخترمحمد منصور، رهبر جنبش طالبان پس از ملا عمر و پیش از ملا هبت‌الله و ملا عبدالغنی برادر، رییس دفتر سیاسی طالبان در دوحه، در این دسته قرار می‌گیرند. ملا عبدالغنی برادر به این دلیل در زمستان 1388 در کراچی دست‌گیر و برای قریب به هشت سال در پاکستان زندانی ‌شد که به‌عنوان مسئول نظامی و از مهم‌ترین مقام‌های طالبان در آن‌زمان، متمایل به مذاکره، تعامل و حل سیاسی منازعه‌ی افغانستان بود. او اکنون نیز از چهره‌های انعطاف‌پذیر و تعامل‌گرا در رهبری طالبان و برای طرف‌های مشتاق به مذاکره و دریافت حل سیاسی منازعه‌ی افغانستان، یک موهبت در سطح رهبری این گروه به‌حساب می‌آید. پس از دست‌گیری ملا برادر، اخترمحمد منصور، یکی از دو معاونش، به سمت او منصوب شد. اخترمحمد منصور در طول زعامت غیرمستقیم [در دوره‌ای که مرگ ملاعمر برملا نشده بود] و مستقیم‌اش [وقتی رسما رهبری طالبان را در دست گرفت] برخلاف سلف‌اش ملا محمدعمر، بدعت‌های جدیدی چون گروه‌گرایی، انتصاب‌های قبیله‌گرایانه و تعبیه و رشد یک شبکه‌ی قدرتمند وفادار به خودش در تشکیلات طالبان را مرتکب شد. او آشکارا بر رویکرد ایدئولوژیکی که در میان طالبان و دیگر گروه‌های اسلام‌گرا تقدس داردT تاخت. مواجهه‌ی او با مسأله‌ی قدرت و زعامت بر یک گروه شورشی و اسلام‌گرا نه ایدئولوژیک که سیاسی و تاکتیکی بود. از قضا در زمان رهبری او بر جنبش طالبان که ظرفیت بالقوه و کم‌نظیری برای تعامل و توافق سیاسی با این گروه بود، رویکرد ایالات متحده بر فشار نظامی و غلبه‌ی جنگی بر این گروه متمرکز شده بود.

دسته‌های سوم و چهارم، چهره‌ها و رهبران جنگی و شریک در مناسبات و معاملات مالی از طریق آدم‌ربایی، باج‌گیری، قاچاق مواد مخدر و «تجارت جنگی» هستند. این دسته از رهبران و چهره‌های تراز اول و تراز دوم طالبان، کادرهای نظامی و شریک در اقتصاد جنگ هستند که ماشین منازعه و شورش را در میدان رزم می‌چرخانند یا اهداف اقتصادی و مالی‌شان را در سایه‌ی جنگ و با استفاده از مصونیتی که جنگ برای قاچاق مواد مخدر، آدم‌ربایی و باج‌گیری خلق کرده است، تعقیب می‌کنند.

انتصاب مولوی عبدالحکیم، از چهره‌های هم‌تراز با مولوی هبت‌‌الله به‌لحاظ درجه‌ی تحصیلات دینی، دیانت و وفاداری به اصول ایدئولوژیک طالبان به ریاست هیأت مذاکره‌کننده‌ی طالبان در دوحه، نشانه‌ی قوی است مبنی بر این‌که این گروه آماده می‌شود با حربه‌ی قرائت و رویکرد ایدئولوژیک رو در روی هیأت جمهوری اسلامی افغانستان به مذاکره بنشیند. او از دسته‌ی رهبران ایدئولوژیک و وفادار به اصول قرائت شرعی این گروه است. کسی که زمانی، قاضی‌القضات گروه طالبان و یکی از ارشد‌ترین مقامات به‌لحاظ درجه‌ی تعلیمات دینی در یک گروه ایدئولوژیک و اسلام‌گرا بوده و بنا بر گزارش‌ها یکی از نامزدهای رهبری طالبان، به احتمال بالا می‌آید که از زاویه‌ی قرائت دینی و حکم شرع در مورد محورهای اصلی منازعه، با هیأت مذاکره‌کننده‌ی جمهوری اسلامی افغانستان چانه بزند.

واقع این است که فاز رویکرد سیاسی و انعطاف‌جویانه‌ برای حل سیاسی منازعه‌ی افغانستان در گفت‌وگوهای بین‌الافغانی در هیأت مذاکره‌‌کننده‌ی طالبان به حاشیه رفته است. این اتفاق، چشم‌انداز دستیابی به توافق صلح از طریق مذاکره‌ی سیاسی با این گروه را تاریک‌ می‌کند. در بنیان، مذاکره و توافق سیاسی با طرفی که با رویکرد قرائت دینی از مسائل به مذاکره می‌آید، اگر ناممکن نباشد، بسیار دشوار است. قرائت دینی که طالبان به آن وفادار و متعهد هستند، یکی از سرسخت‌ترین و افراطی‌ترین قرائت‌ها در جهان اسلام است. قرائتی که مصداق‌های آن در دوره‌ی حاکمیت امارت اسلامی در افغانستان به صحنه رفت و یکی از واپس‌گراترین حکومت‌های ممکن در جهان معاصر شکل گرفت. اکنون بیش از هر زمانی، هشدار پیچیده‌شدن مذاکرات و فرسایشی شدن‌ روند تا دستیابی به توافق سیاسی احتمالی، به صدا در آمده است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه