فرمانده پولیس کابل از وظیفهاش برکنار شد. برکناری او به افزایش ناامنیهای پایتخت مرتبط است. کابل در روزهای اخیر شاهد ناامنیهای گسترده بوده است. دو روز پیش تنها در یک روز شهر کابل شاهد چهار انفجاری ناشی از ماین مقناطیسی بود. یک روز پیش از آن نیز یک دگروال ارتش در مرکز شهر کابل کشته شد. بهصورت عموم اخیرا ناامنیها و استفاده از ماینهای مقناطیسی و کنارجادهای در شهر و ولسوالیهای کابل افزایش بیپیشینهی یافته است. پیشتر نیز در روز استقلال افغانستان، 14 راکت در مناطق سبز امنیتی کابل شلیک شد. رویدادی که شوکآور و نگرانکننده بود. بنابراین، دیگر برای کسی پوشیده نیست که کابل ناامن است. حکومت و نهادهای امنیتی نمیتواند این ناامنی را توجیه و پنهان کند.
معضل ناامنی در کابل تازگی ندارد. سالهاست که ناامنی چه بهشکل حملات تروریستی و یا جرمهای جنایی و دزدی زندگی را برای مردم سخت کرده است. بهطور قطع تاکنون نهادهای امنیتی برای مهار ناامنی و کاهش جرم در کشور بهویژه در پایتخت ناکام بوده و پیشرفتی نداشته است. هر طرحی که روی دست گرفته شده، بیشتر نمایشی و صرف پاسخ مقطعی به فشار افکار عمومی بوده است. حدود یک ماه پیش بهدلیل ناامنی حکومت طرح میثاق امنیتی را روی دست گرفت. از این طرح بیشتر از یک ماه گذشته، در این مدت جرم و جنایت و حملات تروریستی مهار نشده است.
ناامنی دوامدار در کابل دلایل زیادی دارد، اما بهنظر میرسد دلیل اصلی افزایش روزافزون ناامنی و جرایم برمیگردد به اینکه مسئولان امنیتی در پی کاستیهایشان مواخذه نشدهاند و مورد بازپرس قرار نگرفتهاند. برکناری صرف از پست و گماشتن بهجای دیگر به تنهایی نمیتواند راه حل باشد. رهبری حکومت در پی کاستیها و غفلت از وظیفه که نتیجهی آن افزایش ناامنی و نارضایتی افکار عمومی بوده، تنها کاری که کرده، برکناری افراد بوده است. هیچگاهی شهروندان شاهد نبوده که یک مقام مسئول بهدلیل کوتاهی در وظیفه مورد پیگرد عدلی و قضایی قرار گرفته باشد. درحالیکه سالهاست مردم بهدلیل ناکارآمدی نهادهای امنیتی در سطوح مدیریتی گرفتار فاجعههای پشت سر هم بوده و قربانی دادهاند. تاکنون اگر کسانی هم مورد پیگرد عدلی و قضایی قرار گرفته، سربازانی بوده که خودشان نیز قربانی مدیریت ضعیف و ناکارآمدی مسئولان بلندپایهی امنیتی شدهاند. بهطور بسیار روشن مسئولان اصلی ناکامیهای امنیتی تاکنون بهدلیل دخالتهای سیاسی از هر نوع پاسخدهی قضایی مصونیت داشتهاند.
اکنون امنیت کابل در سطح ساحهی سبز خلاصه شده است. این روزها هیچجای کابل امن نیست. این اوضاع نتیجه ناکارآمدی سطوح رهبری نهادهای امنیتی است. تنها برکنارکردن افراد و جابهجایی نمیتواند امنیت بیاورد. نیاز است که در قدم اول افرادی که در مسئولیتشان کوتاهی میکنند، مواخذه شوند و مورد بازپرس قرار بگیرند. در قدم دوم، تعیینات براساس مهارت، مسلکیبودن، ظرفیت، جسارت افراد در رأس نهادهای امنیتی باشد. تاکنون بسیاری از تعیینات سیاسی یا تعیینات مبتنی بر وفاداری افراد به رییسجمهور یا حلقهی قدرت بودهاند. این برخورد سکتور امنیتی را سیاستزده کرده است. با یک سکتور امنیتی سیاستزده که حس وفاداریشان به مرجع معرفیکننده بیشتر از مسئولیتپذیری مسکلی باشد، تأمین امنیت ممکن نیست.
ناامنیها روزبهروز امید مردم را از نظام از بین برد و از اقتدار نظام امنیتی کاسته میشود. در شرایطی که افغانستان در آستانه گفتوگوهای صلح با طالبان است، هرقدر نارضایتی مردم از نظام و حکومت بیشتر شود، موضع حکومت ضعیفتر میشود. زیرا حکومتی که در اولین وظیفه آن تأمین امنیت و برقراری نظم است، ناکام باشد، نمیتواند داعیهداری از مردم کند. یکی از دلایل افزایش سازمانیافتهی ناامنی این روزها همین موضوع است. دستهایی تلاش دارند بهصورت سازمانیافته اقتدار نظام امنیتی را خدشهدار کند. بنابراین، برخورد حکومت با ناامنیها باید حرفهای و مبتنی بر شناخت درست از وضعیت باشد. افرادی که در وظایفشان کوتاهی و فساد میکند، باید مواخذه و مورد بازپرس قرار گیرند. تعیینات هم باید مسلکی و مبتنی بر ظرفیت افراد باشد، وگرنه صرف جابهجایی افراد خودفریبی و ریختن آب به آسیاب دشمن است.
