رییس کمیسیون مستقل انتخابات پس از رسواییهای ناشی از تلاش تقلب توسط ضیاالحق امرخیل، به گفتهی داکتر عبدالله، نخست به رییس جمهور کرزی زنگ میزند و بعد در مورد این ماجرا اعلام موضع میکند. موضع او: ما ایره بیخی از بنیاد رد میکنیم. فامیده شد؟ است.
نورستانی به صراحت گفت: ما ایره بیخی از بنیاد رد میکنیم. فامیده شد؟
جالب است به یاد بیاوریم، چه اتفاق افتاد و چه چیزی را آقای نورستانی رد میکند.
موتری پر از برگههای رایدهی به سمت ولسوالی سروبی روان است. پولیس کابل این موتر را متوقف میکند. در موتر برگههای رایدهی را میبیند و یک رانندهی موتر را. مطابق اصول، برگههای رایدهی باید توسط پولیس همراهی شود. پولیس سروبی و پولیس کابل از نقل و انتقال اوراق باخبر نیست. امرخیل میگوید، وزیر داخله را در جریان گذاشته. وزیر داخله میگوید، از چنین امری آگاه نیست و حق ندارد آگاه باشد. مسئولیت وزیر داخله نیست که از نقل و انتقال اوراق رایدهی باخبر باشد. کار زیردستان اوست. زیردستان او، فرمانده پولیس شهر است و فرمانده واکنش سریع حوزهی نهم هم از زیردستان فرمانده پولیس کابل. این هردو در حضور سربازانشان میگویند، تهدید شدهاند، میگویند، اعضای گارد امرخیل آمادهی آتش کردن بر آنها بودند و انتقال برگههای رایدهی بدون آگاهی پولیس، قانونی نیست.
همهی این حرفها را آقای نورستانی یک قلم رد میکند و هیچ چیز غیرقانونی در این کار نمیبیند.
به نکتهی دیگر توجه کنیم:
برگههای رایدهی معمولاً در غرب کابل زود تمام میشوند. امنترین منطقه در شهر کابل، همان غرب کابل است. اما آنجا معلوم نیست به چه دلیلی، کسی برگهی رایدهی نمیفرستد. به سروبی میفرستند. بدون محافظ! سروبی از آخرین نقاطی است که بنا به دلایل ناامنی، انتقال مسئولیتهای امنیتی از خارجیها به افغانها در آن صورت گرفت. ناامنترین ولسوالی شهر کابل، سروبی است. فقط باید به عقل مسئولیتناپذیر، ولی انعطافپذیر نورستانی باید احسنت گفت که میپذیرد برگههای رایدهی توسط لاری بدون محافظ به دستور یک شخص، ولو خیلی زوردار، به سروبی منتقل شوند…
اینجاست که آدم نمیتواند نگوید: آقای نورستانی، .ر خودتی!
هیچکس انتظار نداشت این انتخابات بیسر و صدا باشد. هیچکس انتظار نداشت. مردم ۴۶ نفر قربانی دادند و انتخابات را برگزار کردند و ثابت کردند، دموکراسی را میفهمند. ثابت کردند، ترجیح میدهند قدرت به وسیلهی رای آنها و به صورت مسالمتآمیز به یکی دیگر منتقل شود. اما مدیران انتخابات و رهبران سیاسی به این آرزوهای مردم پشت کردند. از خوست که مجموع رایشان در دور قبلی کمتر از ۱۲۵ هزار تا بود، در دور دوم حدود ۴۰۰ هزار رای را به اشرف غنی ریختند. چه کسی نمیداند که مشارکت مردم در دور دوم کمتر از دور اول بود؟ آیا این پذیرفتنی است که تعداد رایدهنده در یک ولایت، بیشتر از تعداد نفوس آن باشد؟ حالا قسم و قرآنتان را بپذیریم یا دم خروس را که از زیر قولتان پیداست و قدقداسش هم دنیا را گرفته است؟
کاکا سیلبین تعجب نمیکند اگر این روزها- روزهای آغاز دیوارسازی میان اقوام افغانستان باشند و آغاز تاریخ دیگری برای مردمان این سرزمین باشد. آغازی که آن سویش ناپیداست…
