عواقب تقلب و دستکاری در رای مردم
شکلگیری قدرت و دستیابی جریانهای سیاسی به قدرت در هیچ گوشهی دنیا بدون فراز و نشیب و دردسر نیست. با نگاه کوتاه به تاریخ کشورهای دیگر در 50 سال اخیر، میتوان دریافت که هیچ مملکتی با دستکاری در رای مردم و ایجاد مانع در برابر ارادهی اکثریت، صاحب ثبات نشده است. انتقال قدرت به صاحبان رای اکثریت پاک، آزمایش واقعی پایههای نظام و تابآوری آن در لحظههای حساس است. گیر افتادن بلندترین مقام کمسیون انتخابات در تقلب، آنهم در خیابان و در حضور عامهی مردم، تکان دهنده است. اگر این رسوایی در هر گوشهی دیگر دنیا میبود، حداقل به برکناری و مجازات کسی میانجامید. اما اینجا دفن کردن موضوعات زیر نام ایجاد کمیسیون و تحقیقات، مترادف است به عدالت یعنی هیچ. یعنی ادامهی وضع موجود. در نشست امروزی شورای به اصطلاح امنیت ملی در ارگ، اکتفا به این شد که روی این مسئله تحقیق شود که مقام بلندپایهی کمسیون کار تمام مملکت را ترک کرده و در چهارراهی چه میکرد. یعنی مسئله را دفن کردند. آنچه مهم است، دوری جستن از دسیسه و تقلب است که به روند انتخابات اعتبار میبخشد. هرگاه این روند اعتباراتش را از دست دهد، شاید چندچهرهی جنجالی نام و نشانی بیابند، اما بهای آن تضعیف اعتقاد کلی به کلیت نظام خواهد بود. آنهایی که دست بر کتاب خدا گذاشته و سوگند یاد کردند که از منافع ملی افغانستان حراست خواهند کرد، لحظهی امتحانشان فرارسیده است. ما سوگندشکنهای زیادی در تاریخ داریم. اما افغانستان نیاز دارد که تعدادی به سوگند و حرف خود وفادار باشند تا دموکراسی در نطفهی معیوب نگردد.
