شرح‌اللغات

سخیداد هاتف

هر کس به طریقی دل ما می‌شکند. یکی از آن طریق‌ها این است که ملت معنای مفاهیم و کلمات بسیار ساده را متوجه نمی‌شود. آن‌گاه، به جای این‌که خودشان‌- یعنی همین اعضای ملت- هر روز یکی-دو ساعت فکر کنند، هر روز ده ساعت دعا می‌کنند که یک نفر پیدا شود و لغات مشکل را برای‌شان شرح بدهد. در موارد دیگر هم البته همین طور است. می‌خواهند کاری را شروع کنند، ولی نمی‌دانند با چه کلمه یا جمله‌ای شروعش کنند. می‌مانند. یک دفعه یکی می‌آید و می‌گوید، بسم‌الله و خلق نعره بر‌می‌آورد که آری به خدا، همین بود، بسم‌الله، بسم‌الله. کسی نیست به این خلق که از عهده‌ی جور کردن یک جمله برای شروع کار بر‌نمی‌آید، بگوید که مرگ بر شما. تا حالا شنیده‌اید، کسی بگوید مرگ بر مردم؟ اما باور کنید، مصیبتی که ما نامردمان از دست این مردم می‌کشیم، خرس از پشه‌ی گاو نمی‌کشد.

به هر حال، تا مردم کمی از تنبلی دست بکشند، ما ناگزیریم‌ برای نیازمندان مقداری کمک هرمنوتیکی عرضه کنیم. کسی به نام «خ.خ. ن‌. توفان واصفی شگرف» سه تا از واژ‌گانی را که به‌تاز‌گی در فرهنگ ما رایج شده‌اند، فرستاده که معنا کنم:

1-     ششپوز:

در فصل انتخابات به فردی گفته می‌شود که شامه‌ی تیزی دارد و می‌تواند به صورت همزمان در چندین جهت بوی پلو را تشخیص دهد. گاهی این ویژ‌گی به یک بیماری تبدیل می‌شود که اسمش «ششپوزوفرنی» است و در آن حالت فرد بیمار خیال می‌کند که پوزش به حد کافی در شش جا بند نیست و از این بابت رنج می‌برد. در مورد این‌که خاصیت ششپوزیّت ذاتی است است یا بعدها در اثر کوشش کسب می‌شود، دانش‌مندان اختلاف نظر دارند. سعدی در بوستان می‌گوید:

            چو ششپوز گشتی بدان ای پسر

            که از هر طرف آیدت سیم و زر

            به کام اندرت شهد گردد سموم

            بیارد سعادت به سویت هجوم

            به ششپوزیت کوش اندر شباب

            که در وقت پیری نبینی عذاب

می‌بینیم که سعدی ششپوزیت را یک خصلت اکتسابی می‌دانسته و نسبت به آن نظر کاملا مساعدی داشته.

2-     غنویّت:

‌آیین غنویّت یکی از آیین‌های جدید در افغانستان است و پیامبر آن اشرف غنی می‌باشد. پیروان این مذهب، اهل صلح و صفا بوده و غالبا اعتقاد دارند که هر کس به این آیین نگرود، یا مغز ندارد، یا مغز دارد، اما از حقیقت می‌ترسد. در آیین غنویت، به مردمانی که از ترس به آیین غنویت نمی‌گروند، «طایفه‌ی بنی موشممزوج» می‌گویند‌ و منظور‌شان آن است که در شخصیت این افراد نشانه‌های قوی از خصوصیات و ترس‌های موش‌گرایانه وجود دارد.

3-     گوشپند:

این واژه بیش‌تر در میان علمای عشق‌جوش رایج است و منظور از آن پندی است که آدم از بریده شدن گوش خود می‌گیرد. گویند، سابق علمایی را که در عشق زیاده‌روی می‌کردند، به میهمانی می‌بردند و گوش‌شان را می‌بریدند و به این عمل گوشپند می‌گفتند. گاهی گوشپند با عمل «دماغ پیرایی» هم همراه می‌شد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه