دیروز، هشتم ماه سرطان، پایان موعد آتشبس یکطرفهی حکومت در برابر طالبان بود. رییسجمهور غنی در ادامهی تلاشهای تهورآمیزش مانند آنچه که در نشست دوم کنفرانس کابل به این گروه پیشنهاد کرد، از بیستوهفتم ماه رمضان تاکنون برای هفده روز آتشبس یکطرفه را با طالبان نگهداشت، هرچند این گروه هرگز به بیان حسن نیت حکومت اعتنایی نکرد و سه روز عید را درواقع به مردم فرصت داد تا فارغ از نگرانیهای امنیتی زندگی کنند، نه چیزی بیشتر از آن که گامی در راستای صلح و آشتی تلقی شود.
آتشبس هفده روزهی حکومت با طالبان تابع هیچ توافق و تعهدی نبود. در این چند روز طالبان در بیش از ده ولایت کشور به نیروهای امنیتی حمله کردند. بر اساس گزارشهای رسانهها در یازده روز گذشته نزدیک به 80 عضو نیروهای امنیتی کشته شدهاند. طالبان در ولایت میدان وردک درست در هنگامی که رییسجمهور به والیها و مقامات محلی دستور داد تا روند صلح با طالبان را در سطوح محلی پیگیری کنند، یازده پاسگاه پولیس را تصرف کردند. افراد وابسته به طالبان در بادغیس میان اجساد قربانیان ماین گذاشتند و به این ترتیب حتا به مراسم تشیع آنها و تشیعکنندگان نیز رحم نکردند. آنها نه به قوانین جنگی و حقوقبشری احترام گذاشتند و نه به آتشبس یکجانبهی حکومت اعتنا کردند. از این منظر، آتشبس هفده روزه در سطح داخلی جز آنکه فشار سیاسی بیشتری بر حکومت تحمیل کند، پیامد دیگری نداشت.
حکومت در سطح بینالمللی برتری و حسننیتاش برای مصالحه با طالبان و ارادهاش به تأمین ثبات را نشان داد. رییسجمهور غنی در مقالهیی که برای حامیان بینالمللیاش در روزنامهی نیویارک تایمز نوشت، تأکید کرد که مردم تشنهی صلحاند و ثبات و جلوگیری از خونریزی را به هرچیزی ترجیح میدهند. او در آن مقاله یادآور شد که آمادهی گفتوگو است و با طالبان در هرجایی که بخواهند مذاکره میکند. در همین راستا حکومت نمایندگاناش را بارها به اسلامآباد فرستاد تا برای پیشرفت «برنامهی عمل صلح میان افغانستان و پاکستان» کار کنند. این نشستها با حضور مسئولان بخش امنیتی کشور و سفیر افغانستان در اسلامآباد به پیش برده میشد. مقامات سیاسی امریکا از تلاشهای حکومت استقبال کردند. پادشاه عربستان سعودی و امام مسجد مکه رسماً از روند صلح حمایت کردند و از طالبان خواستند که به آن تمکین کنند.
با این حال تمامی این تلاشها نتیجهی محسوسی در تغییر وضعیت عمومی نداشته است. رییسجمهور غنی و حکومت وحدت ملی نتوانستند وضعیت را به نفع خود رقم بزنند، تغییری در وضعیت عمومی رونما نشد و نارضایتی عمومی کماکان به قوت خود باقی است. در جریان آتشبس کابینهی حکومت وحدت ملی شاهد ریزش برخی اعضای آن بود. چهار وزیر، از جمله وزیر مالیه که فرد مورد اعتماد و نزدیک به رییسجمهور حساب میشد برکنار شدند. به این ترتیب معضل سرپرستی در وزارتخانهها به نظر میرسد تا پایان کار حکومت وحدت ملی به قوت خود باقی است و رییسجمهور غنی نتوانست آن را حل کند. افزون بر آن، آتشبس هفده روزه نتوانست جان شهروندان ملکی و نظامی را حفظ کند. نیروهای نظامی کشور شاهد تلفات زیادی بودند و آسیب دیدند. یک فرمانده ویژه پولیس در کابل ترور شد و نزدیک به 30 شهروند عادی در این روزها کشته شدهاند.
مسألهی غیر قابل تردید ناکامی حکومت در کنترل وضعیت امنیتی، سیاسی و اقتصادی است. افغانستان در سال جاری بدترین خشکسالی یکونیم دههی اخیر را تجربه میکند. بحران خشکسالی منجر به کاهش تولیدات گندم و جابهجایی بیشتر شهروندان میشود. افزون بر آن، شکافهای سیاسی و اجتماعی هر روز عمیقتر میشوند، بدتر اینکه حکومت عامل تشدید شکافهای اجتماعی است، نه نهادی که تمهیدی برای حل و کاهش آن بسنجد. انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالیها با جنجالی که در غزنی بروز کرده و مشکلات داخلی کمیسیون به مانع بزرگی برخورده است. ناامیدی و نارضایتی هر روز ابعاد تازهتری میگیرد و خشونت به مثابهی یک واکنش هر روزه تبدیل به رفتار عام میشود.
این مشکلات بی هیچ شکی تماماً محصول کار و سیاستهای حکومت وحدت ملی نیست، یکشبه به وجود نیامدهاند. غفلت عامدانه از نهادسازی و تقویت فردمحوری در دولت، فساد و غارت منابع و انحصارگرایی سیاسی و اقتصادی در یک و نیم دههی گذشته از سوی تمامی گروههای دخیل در قدرت افغانستان را در آستانهی یک بحران عمیق داخلی قرار داده است. حکومت ناگزیر است برای آنکه بتواند ادامهی عمر نظام سیاسی پساطالبان را تضمین کند، روند صلح، روند رسیدگی به نارضایتیهای شهروندان و چهگونگی برنامهسازیهایش را معطوف به اجماع داخلی کند. این اجماع با رویکرد سلیقهیی و گزینشی از میان انبوهی از خواستهای جمعی حاصل نمیشود، میباید برای رسیدن به چنین اجماعی، نگرانیهای تمام شهروندان مدنظر قرار داده شود. رییسجمهور غنی باید درک کند که توسعه در هیچ عرصهیی در غیبت تخریب خلاق، نهادسازی، توزیع متوازن فرصتها و اولویت دادن به خواستهای شهروندان جمهوری به دست نمیآید.
