رییسجمهور غنی در ادامهی پیشکشهای یکجانبهاش به طالبان آتشبس هشت روزهیی را با این گروه اعلام کرد. این تصمیم با آتشبس سهروزهی طالبان در ایام عید سعید فطر از یکسو موجی از شگفتی و حیرت را خلق کرد و از جهتی دیگر به این امیدواری دامن زد که «صلح با طالبان ممکن است»، هرچند بسیار کند و گام و به گام. غنی احتمالاً با جدیت بیشتر میکوشد در پایان عمر حکومتاش دستاوردی داشته باشد که سلفاش-کرزی-نداشت. او پیش از این نیز در مصاحبهیی تلویزیونی هدف نهاییاش را «تأمین صلح» عنوان کرده بود.
ملا سلام ضعیف، سفیر طالبان در اسلامآباد، مسیر این آتشبس را تاحدی مشخص کرده است. او چند روز پیش گفت که این آتشبس باید تا سه ماه-در قدم اول-تمدید شود. پیام آقای ضعیف این است که میتوان روند صلح با طالبان را از همین آتشبس سه روزه در ایام عید شروع کرد. در این هنگام، این تجربهی کوچک میتواند تهداب اعتماد متقابل را میان حکومت و طالبان بگذارد. البته این امیدواری تابع چهگونگی عملکرد دو طرف در جریان آتشبس نیز است. برای سادهتر شدن وفاداری به آتشبس، هر دو طرف راههایی را باز گذاشتهاند. برای مثال طالبان در جریان سه روز آتشبس صرفاً با نیروهای امنیتی درگیر جنگ نخواهند شد، یا به عبارت درستتر به آنها حمله نخواهند کرد. اما این رویکرد شامل نیروهای خارجی و احتمالاً تأسیسات آنها نمیشود. همینطور حکومت با باقی نیروهای «خارجی» تروریست و مخل امنیت در این جریان هیچ نوع مماشاتی نخواهد داشت.
سهم گروههای تروریستی که خارجی عنوان میشوند، مانند داعش و شبکههای تروریستی دیگر به استثنای شبکهی مخوف حقانی، در ناامنی کشور بسیار اندک است، هرچند که قابل اغماض نیست. اما آنچه که به ابهام چنین توافق غیر مستقیمی میافزاید، این است که مردم به درستی نمیدانند کدام حملات انتحاری و تهاجمی پیوند مستقیم با داعش دارد. به عبارت دیگر، تقریباً حمله به تأسیسات ملکی و شهروندان در دو سال گذشته کار داعش عنوان شده و این گروه هم مسئولیت آن را پذیرفته و حملات تروریستی به تأسیسات دولتی نیز به حساب طالبان گذاشته شده است. وزارت دفاع قبلاً توضیح داده بود که اکثر حملاتی که به نام داعش میشود، کار شبکهی حقانی است و بسیاری دیگر، از جمله دو رییس پیشین امنیت ملی کشور نیز شک و تردید شان را نسبت به میزان کارایی داعش و حتا وجود واقعی آن ابراز کردهاند. لاجرم باید بپرسیم که آتشبس عیدانهی طالبان میتواند برای مردم دستکم در این جریان امنیت و مصئونیت خلق کند؟ این سوال را در پایان آتشبس باید پاسخ بدهیم.
حکومت تا اینجا نوعی پیروزی برای رسیدن به صلح را در بوق و کرنا کرده است. تردیدی نیست که اگر طالبان به روند صلح بپیوندند، صفحهی جدیدی در وضعیت سیاسی و امنیتی افغانستان پس از 2001 گشوده خواهد شد. اما همانسان که تصور آشتی با طالبان خوشایند است، تردید دربارهی راستی و صداقت این گروه نیز بسیار است.
در روزهای آینده جنرالان پاکستانی به کابل خواهند آمد تا مسایل مشترک میان دو کشور که مهمترین آن به صورت قطع چهگونگی توافق دو کشور برای تسریع روند صلح یا همراهی با آن است، روی میز گفتوگو بگذارند. درواقع آنچه که صلح با طالبان را نیز جنبهی عینی میبخشد توافق پاکستان و حمایت این کشور از این روند است. با این حال، بسیار خوشبینانه خواهد بود اگر تصور کنیم که پاکستان به سادگی دست از طالبان بشوید و حمایتهایش را از این گروه متوقف کند، مگر آنکه دو کشور بر سر مسایل بنیادییی مانند خطوط مرزی، آبها، نقش هند و جایگاه پاکستان در سیاست خارجی کابل به توافق برسند.
برای درک سیاست آشتیجویی اشرف غنی باید چشم به آینده بدوزیم. او در اینکه شکستهایش را پیروزی بنمایاند، استاد است و دور از تصور نیست که یک توافق ناقص و مستعجل را به عنوان یک سند صلح و آشتی معنا کند. کما آنکه غنی مجبور است برای ظهور قدرتمندانه در انتخابات ریاست جمهوری، دست به یک سلسله اقدامات شتابزده و معطوف به تشکیل یک جبهه واحد قومی و سیاسی در برابر رقبای انتخاباتیاش بزند.
