خبرنگارناراضی

اطلاعات روز

هادی دریابی
هرکه جرمی مرتکب شد، باید مطابق قانون مجازات شود. این تاریخ بشر هم عجب تاریخ پربار و میوه‌‌ای بوده به خدا. در هر عرصه هزاران دست‌آورد داریم. در زمینه‌ی جرم نیز‌ کتاب تاریخ جرایم بشری‌ قطور است. مثلاً به طور‌ مثال، دزدیدن تخم مرغ‌های همسایه در اوایل دوران جهاد، کشف تریاک بچه‌ی میرزا در دوران طالبان، ولی تسلیم نکردن آن به حکومت اسلامی طالبانی آن زمان، پخته نکردن سرک قلعه‌ی ‌قاضی متین جان به دلیل بالا رفتن قیمت گاز، شکستن پنسل‌تراش امپراطور عثمانی در عهد احمد شاه‌ بابا که در آن زمان جزو جرایم ناموسی تلقی می‌شدند، خر‌ خواندن دانش‌مند به دست دانش‌مند دیگری، کمک خواستن از ایران و پاکستان در جریان انتخابات و بدتر از آن، کشف نکردن آن توسط منسوبان وزارت عدلیه‌ی غزنی، ربودن موتر و طیاره به دست مقام‌های سابق شوروی که بعداً معلوم شد توسط یکی از مقام‌های فعلی سیاست افغانستان اتفاق افتاده بوده، جعل امضای امنیت ملی توسط برادران ناراضی کرزی و خیلی از جرایمی که در تاریخ بشر اتفاق افتاده‌ که در این نوشته‌ی کوتاه نمی‌توان به همه‌ی آن‌ها اشاره کرد. ارتکاب جرم یک طرف قضیه است، کشف منبع جرم و گرفتار مجرم بعد دیگر قضیه است، محاکمه کردن مجرم هم بعد دیگر قضیه!
باری در یکی از قرای افغانستان مراسم ختنه‌سوری فرزند یکی از قوماندانان به موفقیت انجام نشده بود، قوماندان صاحب برحسب غرور و روزگاری که داشت، داکتر مذکور (مردی که ختنه می‌کرده) را برای 3 روز در طویله‌ا‌ی که هشت خر مذکر تشریف داشت، حبس کرد. بعد از سه روز قوماندان به عسکرش دستور داد که داکتر را بیاورید، داکتر را آوردند. گفت، برای داکتر مغز چارمغز، بادام و چای بیاورید! آوردند. گفت، ای داکتر، بخور! داکتر شروع کرد به خوردن. وقتی دست از خوردن برداشت، قوماندان صله‌ی رحمش را به روی داکتر مالید و پرسید که چرا شیر مرا (منظورش فرزندش بوده) ختنه نکردی؟ داکتر عرض کرد که فرزند شما برای ختنه کردن آماده نبود، پوستش چسبیده بود. قوماندان گفت، خب از اول می‌گفتی او داکتر بی‌عقل و به ناحق با خر هم‌زیست نمی‌شدی… داکتر عرض کرد که به که می‌گفتم، خران که زبان آدم را نمی‌فهمند! بعد از سه روز دیگر، فرزند قوماندان ختنه شد و داکتر با یک میل کلاشینکوف به عنوان هدیه‌ی قوماندان‌ به خانه برگشت. ارج‌مندی قوماندان از قضا، گرفتار درد شد و قوماندان که از این مسئله ناراحت بود، شخصاً وارد عمل شد و بخیه‌های موجود را باز کرد تا زخم را بشورد که ارج‌مندی‌اش از شدت درد فریاد کشید و مادر و پدرش را به باد ناسزا و افعال قبیحه گرفت (عادت کرده بوده که هر‌که باعث آزارش می‌شده، ناسزا می‌گفته). قوماندان که از عادت پسرش بی‌خبر بوده، خشم‌گین چند سیلی محکم بر صورت آن جگرگوشه وارد کرده و چون پروسه‌ی فحاشی قوماندان‌زاده بند نیامده، آلتش را با چاقو می‌برد! خدا قوماندان‌زاده را رحمت کند (بعد از چند روزی مرد). قوماندان که خشمش هر روز بیش‌تر می‌شد، در سومین روز مرگ یکی از عزیزانش، هشت عزیز یک نفر دیگر را که همان داکتر ختنه‌گر باشد‌، سر می‌برد. قضیه بالا می‌گیرد و سراعلا قوماندان عمومی که از قضیه باخبر می‌شود، قوماندان چوچه را احضار کرده و خواستار جواب در زمینه می‌شود. قوماندان کوچک از ترس این‌که مبادا خشم قوماندان بزرگ بیافروزد؛ شروع به دست‌بوسی و چاخان ‌پاخان کرده و مظلومیت فرزندش را‌ به عنوان توجیه سر بریدن داکتر خدمت عالی‌مقام تقدیم می‌فرماید. هیچ‌چه دیگر، قوماندان بزرگ به بزرگی هر‌دو طرف را می‌بخشد. چند صلوات هم برای اموات هر‌دو طرف فرستاده می‌شود!
قضیه مسکوت می‌شود. انگار هیچ‌جرمی اتفاق نیفتاده بوده. فقط جریان این حادثه برای بازماندگان هر‌دو طرف، به‌خصوص خانواده‌ی داکتر به شکل شفاهی بازگو می‌شود. تا این‌که بعد از چندین سال‌ خانواده‌ و بازماند‌گان داکتر هم به قدر کافی به قدرت دست می‌یابد. زخم کهنه سر باز می‌کند و دشمنی شدیدی میان دو خانواده شکل می‌گیرد. این داستان را به عنوان کشف منبع جرم خدمت رساندم تا وقتی‌که پلیت موتر‌تان گم می‌شود، شما به منبع این دزدی فکر کنید. حتماً به ذهن‌تان می‌رسد که هیچ‌بیانی از گذشته‌ی دشمنی میان شما و خانواده‌ی دزد که نمی‌شناسیدش، بازگو نشده و الزاماً ارتکاب این جرم، به اساس مواد قانون ارتکاب جرایم، نمی‌تواند دقیقاً شبیه همان جرمی باشد که به دست قوماندان و بعداً به دست هر دو طرف اتفاق افتاده بوده است!
آزادی 12 زندانی از قندهار نوع‌ دیگری از جرم است. خواستن جرگه‌ی مردمی و عمل نکردن به فیصله‌ی آن جرگه، نوع‌ دیگری از جرم است. من دیروز نوشته بودم که مادر‌بزرگ رستم با پدر رستم ازدواج کرد؛ این در ذات خود جرم است. اما از آن‌جایی‌که استراتژی انکشاف ملی افغانستان‌ شدیداً به هم‌کاری ملی نیاز دارد، جرم من و کرزی نادیده گرفته می‌شود. اگر شما کسی را سراغ دارید که در زندگی خویش جرمی مرتکب نشده، با من تماس بگیرید که به وی جایزه بدهم! با این حساب، دعا می‌کنم تاریخ پی‌آیند‌گان ما‌ از این بابت کاملاً خالی و پوچ باشد‌ و پیش از پیش ‌شرط می‌بندم که دعایم قبول نمی‌شود!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه