نمایش خونین بدنهای تکه تکه شده، مردان و زنان گریان، که گروهی مشغول بردن زخمیها و اجساد به شفاخانهها و گروهی در جستوجوی نزدیکان و خویشان شان بودند و چهرههای خونین دانشآموزان، شرمساری بزرگی برای دولت رقم زد. آن صحنههای زجرآور و تکاندهنده به چیزی بیش از یک فاجعهی انسانی و کشتار عظیم دلالت داشت. در پایان نمایش خون و خشونت بسیاری از خود پرسیدند، با این وضعیت چهگونه میتوان از مردم خواست که از انتخابات حمایت کنند؟ مردم هزینهی حمایت از دموکراسی و انتخابات را میدهند یا بهای فساد و بیکفایتی حکومتی را که تمام همتاش را صرف تأمین امنیت «رجال برجسته» کرده است؟
از زمانی که روند ثبت نام رأیدهندگان شروع شده، ده روز میگذرد. در این روزها، سه حملهی تروریستی به مراکز ثبت نام در ولایات رخ داده بود؛ حملاتی که به صریحترین شکل ممکن بیکفایتی نهادهای امنیتی در تأمین امنیت مراکز ثبت نام را آشکار کرد و این پیام روشن را برای مردم فرستاد: هیچکسی ضامن جان شما نیست. همزمان با این حملات تروریستی، اردوی ملی کشور از راهاندازی عملیات نصرت خبر داد. این عملیات به گفتهی مقامات وزارت دفاع ملی به هدف تأمین امنیت انتخابات اجرا خواهد شد. درست پس از شروع این عملیات، در مرکز شهر کابل و در محلی که بسیاری از شهروندان به نیت گرفتن شناسنامه و ثبت نام در کمیسیون انتخابات گرد آمده بودند، حملهی تروریستییی رخ داد که جان بیش از 60 نفر را گرفت و افزون بر 100 را زخمی کرد.
یک روز پیش از آنکه این حملهی تروریستی در غرب کابل اتفاق بیفتد، دستکم یکنفر که به این محل رفته بود، در اولین برخورد متوجه شده بود که این مرکز توزیع شناسنامه با هیچ کمربند امنیتییی محاصره نشده است. او در صفحهی فسبوکش همان روز نسبت به پیامد این مسأله هشدار داده بود. پرسش این است که چنانچه یک شهروند عادی و ناآشنا به مسایل امنیتی بتواند متوجه خلای امنیتی مشهود در محلی شود که مردم برای شرکت در انتخابات صف میبندند، چرا مسئولان امنیتی، آنها که درک بهتری از مسایل امنیتی دارند، متوجه آن نشدند؟ رییس ادارهی ثبت احوال نفوس پس از این حملهی خونبار تروریستی گفت که این اداره از نهادهای امنیتی پیش از این خواسته بود که امنیت مراکز توزیع شناسنامه را تأمین کنند. چرا کسی به خواست او وقعی نگذاشت؟
پیش از این رییسجمهور بارها و در سخنان پرحرارتی که دربارهی برگزاری انتخابات میگفت، به تمام نیروهای امنیتی دستور داده بود که از هیچ کوششی برای تأمین امنیت مردم در این روند دریغ نکنند. عملیات نصرت به همین منظور راهاندازی شد و رییس جمهور بیآنکه به اهمیت جان و امنیت مردم بیندیشد، دستور داد که همه در روند انتخابات سهم بگیرند.
اکنون نتیجهی این سهلانگاری و درواقع خیانت به مردم را همه میبینیم: مردم دسته دسته نزدیکان شان را به خاک میسپارند. بسیاری هنوز اجساد دوستان شان را نیافتهاند و لااقل 60 خانواده در غم از دست دادن عزیزانشان و ترس ناشی از این حملهی خونین و وحشیانه غرقاند. احتمالاً مقامات حکومتی خواهند گفت که مردم قربانی یک توطئهی استخباراتی و منطقهییاند، آنها به این پندار توطئه محور دامن خواهند زد که ما همه قربانی تروریسمایم؛ اما درواقع دروغ میگویند. اگر صداقتی در کار است، خوب است حکومت، خاصه ریاست جمهوری فهرست مجموع سربازانی که برای محافظت از رییسجمهور و رجال برجسته و مقامات ارشد دولتی استخدام کرده و پول و امکاناتی که صرف آنها میشود را علنی کند. آیا غنی میتواند خارج از کنترول محافظاناش برای این کشور از جاناش مایه بگذارد؟ مردم پاسخ آن را میدانند و به همین دلیل جز اینکه یاد قربانیان این حادثه تروریستی را گرامی بداریم و با خانوادههای آنها همدردی کنیم، حرفی برای گفتن و سوالی برای پرسیدن نداریم. همه چیز آشکار است: همه-حتا حکومت-به مردم خیانت میکنند.
نمایش خشم و خشونت: مردم هزینهی چه چیزی را میپردازند؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
