هفتهی گذشته، طالبان به ساختمان ولسوالی خواجه عمری ولایت غزنی حمله کردند و ولسوال و بیش از 21 مأمور امنیتی آن را کشتند. در چهار روز گذشته سه مأمور امنیتی در این ولایت ترور شدهاند. دیروز اعضای شورای ولایتی و شهروندان غزنی علیه والی آن ولایت راهپیمایی کردند و خواستار برکناری وی شدند. اعضای شورای ولایتی میگویند که ده ولسوالی در این ولایت در خطر سقوط است. در غزنی چه میگذرد و چرا حکومت در برابر آن ساکت است؟
پس از سقوط طالبان، غزنی از ولایات امن افغانستان به حساب میآمد. در اوایل حکومت انتخابی حامد کرزی، این ولایت در شمار امنترین ولایات افغانستان بود و هیچ نمونهیی از مقاومت طالبان در آن وجود نداشت. بازگشت دوبارهی طالبان در اوایل سالهای 2006 تا 2008 غزنی را متأثر ساخت. در آن هنگام بخشهای از ولایت غزنی شاهد نفوذ روزافزون طالبان بودند، به گونهیی که در دورهی دوم ریاست جمهوری حامد کرزی، بسیاری از مناطق نزدیک به شهر غزنی، از جمله ولسوالیهای زنهخان، ده یک و اندر و بخشهای از قرهباغ به مناطق تحت نفوذ طالبان تبدیل شدند. از آن زمان به اینسو ولایت غزنی شاهد افزایش تدریجی ناآرامی بوده است.
مقامات محلی و مرکزی از حضور طالبان در هفت ولسوالییی این ولایت خبر میدهند، اما واقع این است که به استثنای چهار ولسوالی، سراب، ناهور، جاغوری و مالستان، باقی مناطق بیهیچ استثنایی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در حیطهی نفوذ طالبان قرار گرفته است. مردم در شهر غزنی حتا در پوشش شان الزامها و دستورات طالبان را مدنظر قرار میدهند. شبها در چند کیلومتری مرکز ولایت غزنی طالبان به پاتکهای امنیتی حمله میبرند. در هفتهی گذشته اعضای یک پاتک در منطقهی اسفنده ولایت غزنی آماج حملهی طالبان قرار گرفت، هنوز هیچ اطلاعی از سرنوشت پولیس محلی مستقر در این پاتک وجود ندارد. به اعتراف مقامات محلی این ولایت، هفتهی گذشته طالبان برخی از مسیرهای ورود به شهر را با ایجاد موانع آشکارا سنگربندی کرده بودند، به گونهیی که نهادهای امنیتی آمادهی رویارویی با طالبان در شهر غزنی شده بودند. هرچند آن حمله اتفاق نیفتاد، اما تشدید ناآرامیها، ترورها و نزدیک شدن بیش از پیش طالبان به مسیرهای عبور و مرور مردم و مرکز ولایت غزنی، نشان از آن دارد که تهدید طالبان نه تنها رفع نشده که جدیتر شده است.
افزایش نفوذ طالبان در این ولایت دلایل متعددی دارد. این ولایت با مناطق ناآرامی مانند بخشهای از زابل، میدان وردک و لوگر همسرحد است. خاک افغان، محلی که ولایت غزنی را با زابل وصل میکند، یکی از نقاط مهم فروش اسلحه به حساب میآید. سال گذشته مقامات محلی، از جمله اعضای شورای ولایتی اعلام کردند که در این بخشها داعش جابهجا شده است و در حال سربازگیری است. طالبان با اعضای این گروه درست در همین منطقه سال گذشته درگیر شدند. دلیل دیگر افزایش ناامنی در ولایت، فساد حاکم بر حکومت محلی است. دو فرمانده امنیه که هر دو به مخالفت با طالبان معروف بودند، در جریان سالهای گذشته از این ولایت برکنار شدند، فرمانده زاهد و فرمانده امرخیل دو فردی بودند که علیرغم دستاوردهای محسوس در برابر طالبان، سمتهای شان را به ترتیب در این ولایت از دست دادند. زاهد بعدتر در شرق کشور و در درگیری با طالبان جان داد.
اکنون منابع محلی و نمایندگان ولایت غزنی در پارلمان از عدم هماهنگی و ضعف نهادهای امنیتی، خاصه امنیت ملی ولایت غزنی انتقاد میکنند. یک عضو شورای ولایتی در صحبت با رسانهها گفته بود که در شب حمله (هفتهی گذشته) به ولسوالی خواجه عمری، هیچ گزارشی از سوی امنیت ملی به نهادهای امنیتی و محلی ولایت غزنی داده نشده بود. اخیراً روزنامهی سرخط به نقل از منابع محلیاش خبری منتشر کرد که نشان میداد والی غزنی دعوای حقوقیاش با برادرش را به محکمهی طالبان ارجاع داده است. آقای متین به سهلانگاری و مدارا با طالبان متهم است. فساد در نهادهای امنیتی علتالعل نفوذ فزایندهی طالبان در این ولایت است. امرخیل فرمانده پولیس پیشین این ولایت گفته بود که بسیاری از نیروهای امنیتی در این ولایت وجود واقعی ندارند، به این معنا که هنوز رقم نیروهای امنیتی واقعی از نیروهای خیالی تفکیک نشده است.
سه سال پیش ناامنی در ولایت غزنی منجر به بروز فاجعهیی شد که محرک اصلی یکی از بزرگترین اعتراضها در سالهای اخیر شد، جنبش تبسم به فقدان امنیت و سایهی سنگین کشتار اعتراض داشت، اما حکومت تاهنوز پیام آن را به درستی در نیافته است. اکنون باری دیگر این ولایت کانون توطئه و ترور شده است، تداوم این وضعیت از یکسو کابل را برای حملات انتحاری طالبان دستیافتنیتر میکند و از سویی نیز منجر به بروز فاجعهیی مانند آنچه که در کندز در هنگام سقوط این ولایت به دست طالبان اتفاق افتاد، خواهد شد.
غزنی به کانون اقتدار طالبان بدل شده است
با دیگران به اشتراک بگذارید
