دیپلمات – محمد اشرف حیدری
ترجمه: جلیل پژواک
سرخط اخبار جهان عمدتا در اختیار سوریه، کوریای شمالی و یمن است. اما افغانستان نیز از یاد وجدان جهانی نرفته است. در واقع، توجه بینالمللی به مبارزه علیه طالبان نشان داده که با وجود دستاوردهای مداوم نظامی ما، این کارزار چقدر دشوار شده است. کارشناسان بینالمللی سرخورده از آنچه که بسیاریها آن را یک باتلاق میخوانند، یکی از این دو موضع را اختیار میکنند: یا از یک معاهده سریع صلح [و اغلب خام] برای خروج از افغانستان حمایت میکنند یا خواهان مشارکت در یک کارزار شدیدتر نظامی اند. با اینکه موضع دومی قابلدرک است اما به هیچوجه نمیتواند یک راهحل کامل باشد.
جنگ در افغانستان تنها در میدان جنگ پیشبرده نمیشود: اگر ما میخواهیم که به عنوان یک دموکراسی قوی و مستقل سربلند کنیم، تلاشها برای بهبود اقتصاد افغانستان نیز باید با کارزار مبارزه با تروریسم در این کشور همگام و همنوا باشد. در واقع، این دو یکی و یکسان هستند.
ما نمیتوانیم زیر آتش توپ و توپخانه مکتب بسازیم، اما بدون مکتب آتش باری ادامه خواهد یافت. با اینحال یک مقدار بیرویهی منابع بینالمللی –فراهمشده از سوی هریک از کشورهای کمککننده- با هزینهی از دست رفتن فرصت ایجاد شغل و توسعه اقتصادی طولانیمدت، به عملیاتهای نظامی اختصاص داده شدهاند. اما این شغل بیشتر است که باعث میشود شبهنظامیان سلاحهای خود را به زمین بگذارند، نه گلولهی بیشتر.
خوشبختانه افغانستان از منابع طبیعی –مس، سنگ آهن، لیتیم و سایر مواد معدنی گرانبها- برخوردار است و میتواند تا حد زیادی توسعه اقتصادی خود را از لحاظ مالی تمویل کند. البته این امر تنها وقتی ممکن است که افغانستان همکاری فنی و سرمایهگذاری لازم را از جامعه جهانی دریافت کند. با اینکه افغانستان دارای مواد معدنی به ارزش 3 تریلیون دالر است، اما ما فاقد شبکهی حمل و نقل مورد نیاز برای صادرکردن این منابع هستیم.
ساخت زیرساختهای ضروری –راهآهن، بزرگراهها، کارخانههای پروسس- نهتنها موجب سهولت در صنعت معدن میشود، بلکه باعث ایجاد شغل نیز میشود. داشتن منبع معیشت پایدار، صرفنظر از کوچکی آن، بلافاصله موجب تضعیف شورشیان و پایگاه آن ها –مردمان بیبضاعت- خواهد شد و در همانحال، شبکهی حمل و نقل مدرنی که افغانستان را با همسایههایش وصل کند، باعث رشد [اقتصادی] در بلندمدت خواهد شد.
تولید مواد مخدر در افغانستان دیگر مشکل اساسی است که میشود با تکیه بر توسعه اقتصادی به آن رسیدگی کرد. تجربهی بینالمللی به ما نشان داده که تقاضای جهانی برای مواد مخدر، ذخایر آماده را در کشورهایی پیدا میکند که در آن حکومتداری ضعیف است، سطح بیثباتی بالا و فقر حکمفرما است. اما اگر بخش کشاورزی افغانستان به طور کامل احیا شود، کشاورزان کمتری برای امرار معاش به کشت و تولید تریاک –یک کاروبار خطرناک برای شروع- تکیه میکنند. به جای آن، کشاورزان میتوانند گندم، انار، زعفران و سایر محصولات کشاورزی با ارزش و سودآور را کشت کنند. اگر کسبوکار از راه کشاورزی سودآور و بدل به یک “بیزنس” پایدار شود، هزینهی غذا را برای افغانهای فقیر کاهش و درآمد روستایی را افزایش میدهد؛ امری که به نوبهی خود موجب تضعیف شورشگری در ولایات مهم همچون هلمند و کندهار میشود.
انرژی دیگر عامل موثر در به دست آوردن اعتماد افغانها است. بدون یک شبکهی برق فراگیر، افغانستان به سختی قادر خواهد بود که به یک اقتصاد مولد دست یابد. در دسترس بودن انرژی برق میتواند بازار فوقالعاده بزرگی را برای کالاهای الکترونیکی، که شدیدا مصرفِ مصرفکنندهها را افزایش داده، ایجاد کند. مهم این که مردم افغانستان سرانجام خواهند توانست از مزایای جهانی که بدل به “دهکدهی جهانی” شده، از طریق استفاده از اینترنت بهرهمند شوند. در حالحاضر کمتر از 15 درصد جمعیت افغانستان به اینترنت دسترسی دارند.
علاوه بر آن، ریشهی فساد هنگامی میتواند قطع شود که سواستفاده از قدرت (دیگر) به عنوان وسیلهی ضروری برای تعالی اقتصادی نباشد. فساد نشانهیی از حکومتداری ضعیف است نه علت آن. حکومتداری تنها زمانی میتواند قوی شود که کارمندان دولت افغانستان از آموزش مناسب برخوردار و به صورت پایدار حقوق مناسب (رقابتی) دریافت کنند. در حال حاضر، راننده یک سازمان غیردولتی بینالمللی یا سازمان ملل متحد حداقل پنج برابر بیشتر از کارمندانی که برای دولت افغانستان کار میکنند، درآمد دارد. این وضعیت نمیتواند بهبود یابد مگر اینکه: به جای تخصیص منابع به سازمانهای کمکرسان، این منابع بیشتر به بودجه ملی افغانستان به عنوان یک مکانیسم کارآمد تخصیص منابع، هدایت شوند.
جان بولتون که اکنون مشاور امنیت ملی دونالد ترمپ رییسجمهور ایالات متحده است، باری استدلال کرده بود که “متعصبان مذهبی و علت نارضایتی آن ها از فقر یا محرومیت ناشی نمیشود”. اما برعکس، بسیاری از جنگجویان طالبان صرفا برای امرار معاش با شورشیان یک جا میشوند. شمار قابل توجهی از این طالبان “کرایهیی” را میتوان، در صورتی که فرصتهای جایگزین به آن ها داده شود، وادار کرد که شمشیر خود را به “تیغهی خیش” تبدیل کنند.
امنیت بینالمللی از نزدیک با اقتصاد نوپای افغانستان مرتبط است. بدون ثبات [در افغانستان] طالبان همچنان از حمایت گسترده و پایگاهی برای حمله به منافع بینالمللی برخوردار خواهند بود. اگر ما تنها به توان نظامی تکیه کنیم، نتایج آن چه فرقی از نتایج نیروهای ایالات متحده در ویتنام، فرانسه در الجزایر یا شوروی در افغانستان خواهد داشت؟ ارتشهای به تنهایی نمیتوانند واقعا شورش را شکست بدهند.
با اینحال، خبر خوب این است که افغانستان به سرعت از یک رکود اقتصادی، که به دنبال خروج نیروهای بینالمللی از کشور در سال 2014 پیش آمد، رهایی یافته است. به لطف اصلاحات اقتصادی سختگیرانهیی که توسط رییسجمهور اشرف غنی معرفی شد، اکنون اقتصادی افغانستان در حال تحول است. قوانین اقتصادی بیسابقهیی که به تصویب رسیدهاند، فرصتهایی را برای سکتورهای جدید به ارمغان آورده و از تنگناهای بروکراتیک کاسته؛ امری که باعث تشویق سرمایهگذاریهای منطقهیی و جهانی در بازار دستنخوردهی افغانستان میشود.
در نتیجه، افغانستان تنها در همین سال به ارزش بیش از 500 میلیون دالر قرار داد سرمایهگذاری امضا کرده است. پیشبینی شده است که افغانستان در سالهای آینده شاهد رشد 2.5 تا 4 درصدی تولید ناخالص داخلی خواهد بود. برای تقویت تلاشهای صلح و جنگ افغانستان، ذینفعان منطقهیی و جهانی باید بیشتر کمکها و منابع شان را برای بهبود اقتصاد افغانستان معطوف کنند تا با کمک آن کشور بتواند برای جمعیت جواناش فرصتهای شغلی بیشتری ایجاد کند. انجام این کار، به طور موثر دست شبکههای تروریستی منطقهیی و فراملی را از فرصت بهره برداری از فقر گسترده افغانستان به منظور ادامه و تغذیه کارزارهای وحشت و دهشت شان در کشور و سراسر جهان کوتاه خواهد کرد.
چهگونه رشد اقتصادی میتواند به شکست تروریسم در افغانستان کمک کند؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
