زمستان سال گذشته از زمستانهایی بود که شهروندان شاهد کمترین میزان بارش برف و باران در مقایسه با سالهای پیش از آن بودند. در آن زمان مسوولان ادارهی حفاظت از محیط زیست و وزارت زراعت با این خوشبینی که بارشهای موسمی در بهار خطر کمآبی را رفع خواهد کرد، این مسأله را جدی نگرفتند، در حالیکه هنوز یک ماه از زمستان نگذشته، نشانههای ناشی از کمآبی را میتوان بهوضوح دید.
اخیراً کشاورزان و مالداران از ولایت بادغیس به ریاست اجرائیهی حکومت وحدت ملی شکایت بردند. آنها تأکید کردند که قادر به کشت محصولات زراعتی و بدتر از آن حتا بهدلیل کمآبی و خشک شدن علفچرها قادر به نگهداری مواشیشان نیستند. شاکر کارگر، نمایندهی رییسجمهور غنی در امور کشورهای مشترکالمنافع به بیبیسی، وضعیت مالداران و کشاورزان را در شمال کشور بحرانی توصیف کرده و از خطر تلف شدن مواشی هشدار داده است. مسأله این است که بحران کمآبی صرفاً دامن مناطق شمال کشور را نگرفته است، از مناطق مرکزی و جنوبی کشور نیز گزارشهایی در دست است که نشان میدهد تا هنوز بسیاری از دهقانها بهدلیل کمآبی و خشک بودن زمینهایشان نتوانستهاند به کار در مزارع ادامه بدهند. سقوط قیمت مواشی نیز بهصورت فزایندهیی مالداران را نگران کرده است.
در اواسط زمستان سال گذشته دفتر سازمان ملل متحد در کابل از وقوع کمآبی در کشور هشدار داد، اما افزود که برای رویارویی با خطر قحطی بیش از یکونیم میلیون تُن گندم در گدامهای کشور ذخیره خواهد شد. هرچند ذخیرهی گندم میتواند لااقل به حکومت این امکان را بدهد که به مردم آسیبدیده کمکهای غذایی فراهم کند، اما نمیتواند مشکلات ناشی از این بحران را مدیریت کند.
اولین چالش کشاورزان این است که بسیاری از محصولات زراعتی نیازمند آب منظم در طول سال است. اما در عوض، کشت خشخاش و محصولاتی مانند آن به آب منظم نیازمند نیست. به همین دلیل نیز کشاورزانی بیشتر خودشان را در معرض آسیبهای ناشی از کمآبی میبینند که اغلب محصولات زراعتی غیر از خشخاش را کشت میکنند. این احتمال نگرانکننده وجود دارد که کشاورزان برای جبران زیانهای محتمل و رویارویی با فقر ناشی از آن دست به کشت خشخاش بزنند.
دومین خطر ناشی از بحران کمآبی، افزایش فقر و بیکاری در کشور است. بر اساس گزارش دو سال پیش «سازمان جهانی غذا» بیش از 11 میلیون شهروند افغانستان فقیرند. جمعیت افغانستان بهصورت مجموعی چیزی در حدود 28 تا 34 میلیون نفر تخمین زده میشود. از اینرو، دو سال پیش مطابق ارزیابی سازمان جهانی غذا، از هر سه نفر در افغانستان یک نفر زیر خط فقر زندگی میکرده است. در آن زمان جمعیت فقیر کشور 40 درصد برآورد شده بود، در حالیکه گزارشهای غیررسمی نشان میدهد که بر اساس تازهترین ارزیابیها -که حکومت نیز در جریان آن قرار دارد- میزان فقر در میان مردم به 50 درصد رسیده است.
با توجه به اینکه بخش عمدهی بازار کار در اختیار کشاورزان و مالداران است و بخش عمدهی نیازهای مالی مردم از درآمد ناشی از فروش محصولات کشاورزی و مالداری تأمین میشود، غیر قابل کشت شدن مزارع سبب افزایش فقر و بیکاری خواهد شد. این مسأله در مناطق ناامن و تحت کنترل گروههای تروریستی سبب میشود که مردم برای تأمین مایحتاج زندگیشان به این گروهها روی بیاورند و در مناطق نسبتاً امن سبب کوچ و مهاجرت گسترده خواهد شد. هماکنون مهاجرت از روستاها به شهرهای بزرگ بهویژه کابل، به یک معضل اجتماعی بزرگی تبدیل شده است.
سرانجام، علاوه بر پیامدهای فاجعهبار فوری ناشی از کمآبی و بارش اندک برف و باران، خطر خشکسالی نیز بسیاری از مناطق را تهدید میکند. چه اینکه مردم برای تهیهی آب مورد نیازشان به حفاری وسیع کانالهای آبی روی میآورند، کاری که به خشک شدن بیشتر زمین منجر میشود. برای مقابله با خطرها، تاکنون نه ادارهی حفاظت از محیط زیست و نه نهادهایی مانند وزارت انرژی و آب و وزارت زراعت هیچ تمهیدی نسنجیدهاند. رویارویی با بحران کمآبی نیازمند بررسی دقیق دامنه و خطرات احتمالی آن و سنجیدن طرحی است که بتواند جلو خشکی زمین و افزایش فقر و مهاجرت گسترده را بگیرد.
بحران کمآبی؛ خطری که باید دید
با دیگران به اشتراک بگذارید
