خبرنگارناراضی

اطلاعات روز

هادی دریابی
آدرس: به دنبال تلاش‌های شبانه‌روزی سازمان علل مختلف حوادث جهان، از زمانی که بنا به مقتضیات زمان، به سیاست‌مداران دانش‌مند اجازه داده شده تا از هر آدمی که متنفر شد، «بچه‌‌ خر» صدایش کند و از خری که خوشش آمد، مثل بچه‌ی آدم رفته و لب مبارکش را ببوسد. چند کشف هم‌زمان در افغانستان به دست ما رسیده که من شخصاً از شدت تعجب و تأسف به چند فوتبالیست بی‌گناه کشور پاپو‌ا گینه‌ی‌ نو، حکم تکفیر صادر کردم. این تنها من نیستم که خیلی شدید در افسوس و عجب حل می‌شوم و هرچه از دهنم بیرون شد، تحویل خلایق می‌دهم. حد حقل (اقل) شش ازار (هزار) نفر دیگر در این کشور مثل من است. مکتشفین آزاد و سربلند (زنده باد هر آن‌که موردی کشف و به‌خورد خلق دهد، حتا اگر توانایی صدیق افغان در عرصه‌ی فلسفیدن و ریاضیدن باشد)، کشف کرده که قندوز یکی از ولایات افغانستان است. این ولایت که از لحاظ علم میراث شش مرتبه باعث افتخار افغانستان است، اکنون گرفتار مفتی‌هایی شده که هر دم شش‌ هزار حکم تکفیر صادر می‌کنند. شاهدین مدنی و حکومتی گزارش داده‌اند که هر شش هزار دختری که در مدرسه‌ی اشرف‌المدارس مشغول فراگیری آموزه‌های این مکتب‌اند، بر‌این باورند که کارمندان زن کافر‌ند. آن‌هایی که لباس، مطابق سلیقه‌ی مفتی عبدالخالق و مولوی سراج‌الدین نمی‌پوشند‌ نیز کافر‌ند. البته آن تعداد خانم‌هایی که پیش از رسیدن به سن بلوغ پس‌بخت می‌شوند و در تمام عمر‌ جز شوهر و فرزندان خویش‌ کسانی دیگری را نمی‌بینند، از جمله‌ی آدم‌های مثبت این سرزمین محسوب می‌شوند که خداوند ستار، ستر آن‌ها را هر سال بیش‌تر از سال پیش‌ طویل و عریض‌تر بسازد. البته مفتی عبدالخالق در کنار این‌که روی آگاهی دختران تکیه دار‌د، بر‌این باور است که در دوران صدر اسلام، بعضی از دختران در غزوات شرکت می‌کردند و بسیار فعالیت دینی می‌کردند. این مفتی مفت‌خور‌ عرض داشته که هدف از ایجاد این مدرسه در اصل‌ برگرداندن دختران به اوج غیرت و شهامت است. طبق روایت این مرد که جواز فعالیت و صدور حکم تکفیر را از وزارت معارف گرفته، خط شهامت و غیرت دختران در این عصر بی‌پدر و مادر دموکراسی، بسیار پایین آمده و آن‌ها که هدفی جز خدمت خلق در سر ندارند، آماده شده که این خط را در وجود نازنین و مقدس دختران بالا ببرند. امیدوارم این نوشته به گوش همان شش هزار دختری که در اشرف‌المدارس‌ مصروف فراگیری پروسه‌ی تکفیر بنده‌گان خداوند می‌باشند، برسد تا به یک‌باره از شش هزار نقطه‌ تکفیر شوم.
خوب، من کاری به کار آن مولویان و مفتیان ندارم. طبق دموکراسی من، تا زمانی‌که وزارت معارف باشد، تا زمانی‌که قوه‌ی مجریه باشد، تا زمانی‌که شورای علما باشد، تا زمانی‌که قانون اساسی باشد و تا زمانی‌که قوه‌ی قضائیه باشد، حتا اگر شش هزار دانش‌آموز، شش هزار انتحاری فردا باشند، بازهم به من ربطی ندارد. بر‌اساس علم خطر‌شناسی، من مکلفم عرض کنم که تدریس اندیشه‌های افراطی، اولین زمینه‌ی سوق دادن آدم‌ها به سوی انتحار و ترور است. زمینه‌ی بعدی این روند، بی‌خاری وزارت معارف است. اگر این گزارش‌ها و اکتشافات درست باشند، بر‌اساس قانون سازمان علل مختلف، وزارت معارف مکلف‌ است که بر‌ اساس مقتضیات قانون اساسی و نظام حاکم، جواز فعالیت این مدرسه را از قندوز به کابل کشانده و طی یک اقدام از قبل برنامه‌ریزی شده‌ آن را به پنجه‌ی محترم دریای کابل بسپار‌د. این کار وزارت معارف از منظر تیوری‌های دندان‌شناختی، هیبت و جرأت قوه‌ی مجریه‌ی قندوز را حتا بیش‌تر از غیرت و شهامت مورد نظر مفتی عبدالخالق‌ بالا برده و باعث می‌شود که زندگی و سلامت فکری هزاران دختر تضمین شود. اگر‌چند اهمیت زندگی و سلامت فکری در افغانستان مطرح نیست، اما شورای علما می‌تواند دمب این قضیه را گرفتار و شاخ آن را به زمین بزند. از آن‌جایی‌که شورای علما‌ نهادی شبیه شورای خالی صلح است، این کار محال به نظر می‌رسد.
بی‌جا نیست که وزیر معارف گزارش کرده که 8300 مکتب افغانستان‌ بدون ساختمان‌اند. وزیر معارف که در کشف خطرات نفر اول است (اگر قبول ندارید، به کشف قضیه‌ی کود حیوانی و مسمومیت دختران معارف در ولایت کابل‌ برگردید، باز می‌فهمید)، ابراز داشته که ای‌کاش این مکاتب ساختمان می‌داشتند. ای‌کاش فرزندان کشور مجبور نبودند بدون ساختمان درس بخوانند. سازمان علل در واکنش به این خبر‌ اعلام داشته که اول صحت کامل وزارت معارف را خواهان است، بعد‌ ای‌کاش شاگردان مکاتب افغانستان می‌فهمیدند که وزارت معارف چقدر برای خوش‌بختی‌ شاگردان معارف کشور تلاش می‌کند. کاش می‌فهمیدند که در افغانستان هر وزارت به 50 مشاور نیاز دارد و هر مشاور به ده‌ها هزار دالر! ای‌کاش این مشاورین احمخ می‌فهمیدند که وزارت جای چور و چپاول نیست! ای‌کاش نماز شب عبدالله‌ خان‌ به قیمت بی‌خوابی والده‌ی شفیق سحر‌ تمام نمی‌‎شد. ای‌کاش تیم ملی کمپاین داکتر صاحب‌ در مسابقات ملی انتخابات‌ برنده می‌شد تا مفتی‌های تخریب‌گر و مضر را در سرحد بارکشان واقعی طبیعت، مطیع قانون می‌ساخت. ای‌کاش مردم قندوز، به‌ویژه تمام مردم افغانستان بدانند که فراگیری افراط و تفریط چه خللی را در بالا رفتن گراف عاید ملی وارد می‌نماید!
ای‌کاش کرزی آخر خراب نشود‌!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه