دو روز پیش هنگامی که رییسجمهور غنی و عبدالله عبدالله برای شرکت در انتخابات به مراکز ثبت نام رأیدهندگان رفتند، هر دو بر استقلال عمل کمیسیون انتخابات و به سرانجام رسیدن توفیقآمیز این روند تأکید کردند. هرچند از همین ابتدا حدس و گمانها در مورد احتمال تقلب در انتخابات پارلمانی پیش رو به قوت خود باقی است، اما به نظر میرسد شهروندان اشتیاق پیشین خود نسبت به شرکت در انتخابات را از دست دادهاند.
در دو روز گذشته بسیاریها در شبکههای اجتماعی به دو طریق با شروع کار عملی روند انتخابات (آغاز ثبت نام رأیدهندگان) مواجه شدهاند. بسیاری از آنها احتمال تقلب در انتخابات را اجتنابناپذیر توصیف کردهاند و برخی نیز از همین ابتدا از نتایجی که انتخابات پیشین و پیشتر از آن چه در تعیین رییسجمهور و چه در تعیین نمایندگان شان در پارلمان اظهار پشیمانی کردهاند. تأمل در نحوهی مواجهه مردم با انتخابات، از چند جهت مهم است که به آن پرداخته میشود.
انتخابات در افغانستان یک پدیدهی جدید است. از این حیث که پیش از آن، دستکم چهار دههی اخیر هیچ انتخاباتی به آن مفهوم که مردم یا لااقل بخشی از مردم در آن مشارکت میداشتند، برگزار نشده بود. مشارکت شهروندان در تعیین سرنوشت سیاسی شان، پس از سقوط طالبان به عنوان راه حل نهایی برای تأمین ثبات نظم سیاسی کنونی تمهید شد و مردم از آن به گرمی استقبال کردند. اشتیاق و امید مردم نسبت به انتخابات اما آنگونه که باید، قدر و ارزش نهاده نشد. سیاستمداران افغان همه به یکاندازه در کشتن امید و اعتماد مردم نسبت به انتخابات سهم گرفتند. چه در پارلمان و چه در ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی، مردم هر بار پس از انتخابات چیزی غیر از ناامیدی و سرخوردگی به دست نیاوردند. انتخابات ریاست جمهوری چهارسال قبل اما نقطهی اوج این ناامیدی بود. کشور به بحران رفت، انتخابات رنگ باخت و تقلب انتخاباتی آنچنان آشکار بود که چیزی جز سرافکندگی برای مردم نداشت.
مردم اعتماد شان را به انتخابات و کمیسیون انتخابات از دست داده بودند. بازگشت به مردمسالاری و دموکراسی مستلزم اعتمادسازی دوباره بود. در هر کشوری معمول است که برای بازگشت اعتماد مردم نسبت به نظام سیاسی و روندهای دموکراتیک، کسانی که مسبب فساد و تقلب بودهاند، بازداشت و محکمه میشوند. نهادهای عدلی و قضایی و سرانجام قانون در این گونه مواقع آخرین امکانی است که میتواند از سقوط مردم در کام هرج و مرج و بیاعتمادی مطلق جلوگیری میکند.
مقامات حکومت وحدت ملی اما هرگز نگران اعتماد از دسترفتهی مردم نشدند. کسی که به نماد تقلب انتخاباتی تبدیل شد، هنوز در جرگهی بزرگان این کشور است و فراتر از آن هرگز از کاری که کرده یا دستکم از کاری زیر نظر وی انجام شده، احساس ندامت نمیکند. اصلاحات انتخاباتی صرفاً به توافق ریاست جمهوری و ریاست اجرائیه بر سر ترکیب جدید کمیسیون انتخابات فروکاسته شد و تمامی آن تلاشها و نمایشهای مضحک سیاسی نتوانست موجبات اصلاح واقعی کمیسیون انتخابات را فراهم آورد.
مسألهی قابل نگرانی این نیست که مردم چهاندازه در انتخابات شرکت میکنند. برای بسیاری از سیاستمداران حضور کمرنگ مردم هرگز جایی برای نگرانی ندارد، چه اینکه عرصه را برای تقلب وسیع باز میکند. اما آنچه که بسیار مهم است، این است که دل کندن مردم از انتخابات و فروکش شدن اشتیاق مردم در حمایت از این روند، باعث شکلگیری معدودسالاری و نتیجتاً مرگ دموکراسی میشود. در آن صورت رهبری سیاسی به یک ساختار بسته تقلیل مییابد و راه توسعه سیاسی مسدود میشود. کسانی که نگران شکلگیری چنین وضعیاند، باید به این فکر کنند که راه جلوگیری از چنان وضعیتی چیست؟
اشتیاق کمرنگ مردم برای مشارکت در انتخابات
با دیگران به اشتراک بگذارید
