حامد کرزی، رییس جمهور پیشین کشور اخیراً در گفتوگویی با تلویزیون ان تیوی روسیه باری دیگر ضرباهنگ انتقادهایش از امریکا را تندتر کرد و این کشور را عامل خونریزی مردم افغانستان توصیف کرد. از نظر آقای کرزی، با توجه به آنچه که به این رسانهی روسیزبان گفته، روسیه میتواند به تأمین ثبات در افغانستان کمک کند. به همین دلیل او روسیه را در این گفتوگویش تشویق کرده که نقش مؤثرتری در افغانستان ایفا کند و به تبع آن ارتباطاش را با طالبان گسترش بدهد. حامد کرزی در حالی از نقش مؤثر روسیه در تأمین ثبات در افغانستان یاد کرده که نقش کشورهای دخیل در مسألهی افغانستان، به ویژه امریکا را انکار کرده است. کرزی به دنبال چیست؟
حامد کرزی با حمایت مستقیم مأموران سازمان سیآیای به ارزگان آمد و از آن طریق به کابل رسید. ارتباط تنگاتنگ او با مقامات امریکایی اما در جریان سالهای پس از یازدهم سپتامبر 2001 به سردی گرایید و نهایتاً به خشمی تمامعیار تبدیل شد. این مخالفت از «حملات شبانهی نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا» شروع شد و بعدتر در زمان امضای پیمان امنیتی میان دو کشور به اوج خود رسید. کرزی از امضای این پیمان علیرغم رأی لوی جرگهیی که به همین منظور تدویر کرده بود، خودداری کرد. این کار البته از کسی که در جریان انتخابات دوم ریاست جمهوری در 9 سال پیش امریکا را آشکارا به بدنام کردن آن انتخابات متهم کرد، قابل پیشبینی بود. با این اوصاف، او همچنان بر ضرورت حمله به پایگاههای اصلی تروریسم و مصالحه با طالبان تأکید میکرد. از بدو واگذاری ارگ به محمداشرف غنی، انتقادهای او از امریکا تندتر و صریحتر شده است. در جریان انداختن «بمب مادر» به اچین در ننگرهار، کرزی نشست خبری برگزار کرد و حتا به این شایعه دامن زد که گویا این بمب آسیبهای زیست محیطی بسیاری بر آنجا وارد کرده است.
مصاحبهی اخیر آقای کرزی با شبکهی روسی ان تیوی اما نشان میدهد که کرزی آشکارا صورت مسألهی افغانستان را تحریف کرده و تبدیل به یکی از چهرههای بارز «امریکاهراسی» شده است. آقای کرزی برای مستدل ساختن موضعی که از آن دفاع میکند، به جنگ سرد و کمکهای بلوک غرب به مجاهدین مراجعه میکند. کرزی در این مصاحبه میگوید که القاعده را امریکا و انگلیس با استفاده از فرصتی که برای حمایت از مجاهدین دست داده بود، در منطقه حمایت کرد و این کار را درواقع به هدف بر زمین زدن روسیه انجام داد.
آنچه که کرزی برای تبیین رشد سازمان القاعده در خطوط مرزی پاکستان و افغانستان میگوید، چیزی غیر از سادهسازی یک جریان پیچیده و خطرناک و تقلیل علت وضعیت موجود افغانستان به نیت شوم امریکا و انگلیس نیست. القاعده پیش از آنکه خاستگاه استخباراتی داشته باشد، ریشه در جریان فکرییی دارد که پس از اخوانالمسلمین در مصر و تأسیس مدرسهی دیوبند در شبه قاره هند رشد کرد و نتیجتاً به شکلگیری جریانهای رادیکالی چون القاعده و داعش و دهها گروه تندرو دیگر در آسیا و بوکوحرام در افریقا انجامید. کرزی از خاستگاههای فکری این گروهها با اغماض عجیبی میگذرد و با سادهسازی مسألهی تروریسم، راه حل را در نزدیکی مسکو با طالبان و نهایتاً صلح بینالافغانی جستوجو میکند.
آقای کرزی به یک بیان در تأسیس نظام سیاسی پساطالبان نقش برجستهیی داشته است. او رییس دولت مؤقت، رییس دولت انتقالی و سپس رییس جمهور افغانستان برای دو دورهی پی در پی بود. بسیاری از ساختارها و نهادهای دولتی در زمان او شکل گرفت و فساد، این آفت ویرانگر که همسنگ تروریسم بینالمللی افغانستان را آسیب زده، در زمان حاکمیت وی جان تازه گرفت و گسترش یافت. آقای کرزی بیآنکه نگاهی به فساد و انگیزهیی که این مسأله برای تشدید بیثباتی خاصه در میان نیروهای امنیتی ایجاد کرد، توجه کند، هنوز درگیر توهم توطئهی خارجی است، اما جالب آنکه برای مقابله با آن به دخالت خارجی دیگری نیاز میبیند و لاجرم دست به دامان روسیه میشود؛ کشوری که اینک بدترین دورهی روابطاش را خاصه با اروپا و امریکا میگذراند.
به نظر میرسد آنچه که کرزی میگوید، پیش از آنکه مصداقهای روشنی برای توجیه داشته باشد، ریشه در نارضایتی شخصی وی از امریکا و تجربهی تلخاش در این مورد در زمان ریاست جمهوریاش دارد. مسأله اما برای مردم افغانستان این است که نارضایتی و عقدهی شخصی آقای کرزی او را به سمتی میبرد که تاریخ سیاسی افغانستان از آن نمونههای فراوانی دارد که همه بی هیچ تردیدی به بدبختی و فلاکت افغانستان افزودهاند.
امریکاهراسی کرزی
با دیگران به اشتراک بگذارید
