نخستوزیر ترکیه، بنعلی یلدیریم دیروز به کابل آمد و در مورد مسایلی چون بازگشت جنرال دوستم به افغانستان، مسألهی مهاجران افغان به ترکیه و مکاتب افغان-ترک با مقامات حکومت وحدت ملی دیدار و گفتوگو کرد. به نظر میرسد رابطهی کشوری که از دیرباز نقش توأم با اعتمادی در افغانستان داشته، زیر سایهی کودتای سال 2016 بخشی از ارتش علیه دولت اردوغان، رنگ دیگری میگیرد.
از زمانی که امانالله خان استقلال افغانستان را اعلام کرد و به ترکیه-به دیدار مصطفی کمال آتاتورک-رفت، نزدیک به یک قرن میگذرد. وضعیت ترکیهی آن زمان که راهش را از دیدگاه سیاسی خلافت عثمانی به کلی جدا کرده بود، برای شاه جوان افغانستان الگوی سیاست معطوف به توسعه و ترقی بود. به همین دلیل، ترکیه دومین کشوری بود که استقلال افغانستان را به رسمیت شناخت و از آن حمایت کرد. تاریخ ارتباط سیاسی دو کشور با فراز و فرودهای که پیوند وثیقی با بیثباتی سیاسی در افغانستان داشت، همراه بود. اما با سقوط طالبان و حمله امریکا به القاعده، ترکیه بار دیگر در قالب کشورهای عضو پیمان نظامی ناتو به افغانستان آمد.
در جریان سالهای گذشته ترکیه نقشهای مؤثری در کمک به ثبات و بازسازی افغانستان بازی کرده است. این کشور دو گروه از تیمهای ولایتیاش را در ولایت میدان وردک و جوزجان مستقر کرده بود. سازمان «تیکا» نیز در بخشهای انکشافی و بازسازی سهم چشمگیری داشته است. افزون بر آن ترکیه به عنوان تنها کشور اسلامییی که از یکسو مانند برخی کشورهای عربی سابقهی حمایت از طالبان را نداشت و از جهتی مانند ایران دستی در درگیریهای احزاب جهادی در جریان جنگ داخلی نداشت، در جریان سالهای گذشته در نقش میانجی طالبان و حکومت پیوسته تلاش کرده است. این کشور سلسله نشستهای «سه جانبه» را راهاندازی کرد که در آن سران و در برخی مواقع نمایندگان ترکیه، پاکستان و افغانستان حضور داشتند و هدف از آن کمک به تأمین ثبات و خلق همسویی منطقهیی خاصه میان افغانستان و پاکستان بود.
افزون بر آن، روند استانبول-قلب آسیا نیز که از مهمترین ابتکارهای سیاسی افغانستان در حوزهی سیاست خارجی بود با همکاری و نقش محوری ترکیه سازمان داده شد. این روند با حمایت وسیع سازمانهای بینالمللی و کشورهای منطقه و حامی افغانستان روبهرو شد و توانسته بود راهی برای همکاریهای منطقهیی میان کشورهای جنوب آسیا و آسیای میانه بگشاید. نقش ترکیه در میانجیگری روند صلح افغانستان تا آنجا پیشرفت که حامد کرزی رسماً از گشایش دفتر طالبان در این کشور حمایت و از آن استقبال کرد.
غیر از آن، ترکیه میزبان بسیاری از بازرگانان و سرمایهگذاران افغان است. سهم ترکیه در بازارهای افغانستان به طور فزایندهیی در حال رشد است و افغانها در ردهی سوم مشتریان املاک در ترکیه قرار گرفتهاند. از جهتی دیگر ترکیه به دلیل به این دلیل که با ایران و یونان مرز مشترک دارد، یکی از معابر اصلی پناهجویان افغانستان است. این مسأله از یکسو بدل به یک چالش داخلی برای دولت ترکیه شده و از جهتی دیگر نیز به ابزاری برای تحت فشار گذاشتن کشورهای اروپا و افغانستان تبدیل شده است. اخیراً مقامات کابل و انقره توافق کردهاند که بخشی از پناهجویان افغان در خاک ترکیه به افغانستان بازگردانده شوند؛ اتفاقاً همزمان با سفر نخست وزیر ترکیه، افزون بر دوصد پناهجو نیز به کابل رسیدند.
در کنار این مسایل، ترکیه با مکاتب افغان-ترک نیز شناخته میشود، هرچند که این مکاتب مستقل از برنامههای دولت ترکیه در افغانستان ساخته و گسترش داده شده است. اکنون به نظر میرسد همین موضوع بدل به یک مسألهی جنجالی میان دو کشور شده است. پس از کودتای ناکام بخشی از ارتش ترکیه علیه رجب طیب اردوغان دو سال پیش، دولت این کشور عزمش را برای تحت فشار گذاشتن نهادهای مرتبط با فتحالله گولن و نهضت وی جزم کرده است. گولن از چهرههای مذهبی پرنفوذ ترکیه است که هوادارانش نفوذ گستردهیی در دستگاه اداری دولت ترکیه داشتند و در چند سال اخیر اردوغان به دشمن درجه یک او تبدیل شده است. مکاتب افغان-ترک از 23 سال پیش تاکنون در شش ولایت کشور فعالاند. تاکنون این مکاتب بیش از هفتهزار دانشآموز را فارغ کرده و اکنون نیز نزدیک به هشتهزار دانشآموز در آن مکاتب سرگرم فراگیری آموزشاند. این مکاتب به دلیل امکانات تحصیلی و کیفیت آموزشی بسیار متمایز و دستاوردهایی که در کنکور عمومی هر سال داشته، از حمایت بسیاری از افغانها برخوردار است. اما اینک بر بنیاد توافقی که دولتهای ترکیه و افغانستان کردهاند، مدیریت این مکاتب به بنیاد معارف ترکیه واگذار میشود. این توافق اما از یکسو تحت تأثیر فشار ترکیه به انجام رسیده و از سویی به نظر نمیرسد کار آن سر و سامان دادن به مکاتب افغان-ترک باشد. چه اینکه حتا نخست وزیر این کشور در کابل نیز مدیریت کنونی مکاتب افغان-ترک را تلویحاً «تروریستی» خواند و نشان داد که هدف این توافق ماهیت سیاسی دارد و ربطی به تلاش ترکیه برای کمک به معارف افغانستان ندارد.
علیرغم همکاریهایی که میان دو کشور در جریان است و گسترش ارتباط اقتصادی دو کشور که در سفر آقای یلدریم به آن اشاره شد، به نظر میرسد جنجال بر سر سرنوشت مکاتب افغان-ترک نخستین مسألهیی است که پای دخالت و اعمال فشار سیاسی ترکیه را در کابل باز میکند؛ دخالتی که یکسره ماهیت سیاسی دارد و سرنوشت نزدیک به هشتهزار دانشآموز افغان را تحت تأثیر قرار میدهد. قرار گرفتن این موضوع در صدر اجندای بحث دو طرف از یکسو نشان از تغییر نقش خیرخواهانهی ترکیه در افغانستان دارد و از سویی نیز به پیچیدگی این موضوع و سرنوشت کودکان افغان دلالت میکند. آنچه روشن است، این است که سرنوشت مکاتب افغان-ترک و نوع مواجهه حکومت با آن باقی معاملات دو کشور را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
پرسش مهم این است که حکومت با این موضوع چهگونه مواجه میشود.
سنگینی «کودتا علیه اردوغان» بر پل هشتادسالهی ارتباط دوستانهی کابل-انقره
با دیگران به اشتراک بگذارید
