حرکت مردمیِ صلح، صدایی است که در کانون جنگ و گرانیگاه منازعه-در هلمند-شکل گرفته است. این حرکت را جوانان هلمندی، همانها که یکونیم دهه پس از سقوط طالبان هنوز و بیهیچ وقفهیی شاهد نبرد و ویرانی و خونریزیاند، راه انداختهاند. آنها قرار بود فاصلهی 200کیلومتری لشکرگاه-مرکز ولایت هلمند-تا موسی قلعه که در تصرف طالبان است را بپیمایند و از طالبان بخواهند که به جنگ شان که نتیجهیی جز ویرانی و تباهی و برباد شدن زندگی مردم نداشته، پایان دهند. اکنون آنها به دلیل هشدار طالبان و عدم موافقت هر دو طرف-طالبان و حکومت-برای پذیرفتن آتش بس کامل دست به اعتصاب غذا زدهاند.
مصالحه با طالبان و تلاش برای تحت فشار گذاشتن این گروه به هدف پایان منازعه و تأمین ثبات در کشور، سالهاست که ادامه دارد. اکنون این تلاشها جدیت بیشتری یافته است، روند کابل آخرین امکان گفتوگو را پیش طالبان گذاشته است. نشست تاشکند در مورد افغانستان خوشبینیهای بسیاری را دامن زده است. روسیه در تازهترین موضعاش خواستار گفتوگوی سه جانبه میان واشنگتن، مسکو و کابل شده است. این تلاشها در حالی که مایهیی از خوشبینی را مبنی بر ایجاد اجماع سیاسی میان کشورهای دخیل در مسألهی افغانستان، به همراه دارد، اما کافی نیست. چه اینکه این تلاشها علیرغم عمر طولانی، تا هنوز با فراز و فرودهای بسیاری همراه بوده است. این تلاشها زمانی راه به جایی خواهد برد و به نتیجهیی که مردم میخواهند منجر خواهد شد که با اقبال عمومی روبهرو شود و به بخشی از خواست کل مردم کشور تبدیل گردد. اکنون به نظر میرسد از پس یکونیم دهه رنج و مرارت، این خواسته نه تنها از قوه به فعل درآمده که عملاً در کوشش آن است که با تحت فشار گذاشتن حکومت و طالبان، فوریت و جدیت صلح و ثبات را مورد تأکید قرار دهد.
به صورت روزانه 29 نفر در کشور و به دلیل جنگ و حملات انتحاری و تروریستی کشته و زخمی میشوند. این تنها بخشی از هزینهیی است که مردم در برابر وضعیتی که بر آنها تحمیل شده میپردازند. این که سالهاست که ناامنی علت فساد، عدم برگزاری شفاف انتخابات و تضعیف حاکمیت قانون شده و مردم را مجبور به پرداخت میلیاردها دالر رشوه به مقامات دولتی کرده است. اینها، بخشهای نه چندان آشکار وضعیتی است که ناامنی و جنگ بر مردم تحمیل کرده است. با وصف این همه رنج و درد، شهروندان به وضعیت کنونی تا کنون واکنشهای متفاوتی دادهاند: سکوت و اعتراض و ناامیدی. اینک، اعتراضی که در هلمند شکل گرفته، از جهاتی بسیار متفاوت و حامل معناها و پیامدهای با اهمیتی است. مردم در کانون جنگ، در جایی که صرفاً صدای گلوله شنیده میشود، به دشوارترین و جدیترین و در عین زمان خطیرترین اعتراض در برابر جنگ دست زدهاند. این اعتراض یادآور اعتراضات باشکوهی است که در سالهای اخیر در بسیاری از کشورها شکل گرفته و البته با افت و خیزهایی نوید آزادی و دموکراسی داده است. این حرکت اکنون فراتر از اعتراضهای معمول، در میانهی حکومت و طالبان ایستاده است. به هر دو فشار میآورد که دست از جنگ بکشند. این سویهی جدید اعتراضی است که از متن یکونیم دهه جنگ و ویرانی بر میخیزد.
امیدواریم حکومت از هیچ کوششی برای حمایت از حرکت دریغ نورزد. جوانان هلمندی شجاعانه دست به اعتصاب غذا زدهاند. آنها نیازمند مراقبتهای پزشکیاند و امنیت آنها باید تأمین شود. فراتر از آن، جنبشی که در هلمند شکل گرفته باید گسترش یابد و در سراسر کشور به حرکت و خواست عمومی تبدیل شود. هلمند اکنون علاوه بر اینکه خط مقدم نبرد بوده، به کانون اعتراض و صلحخواهی تبدیل شده است. این اتفاق را پاس بداریم و برای بهرهورشدنش بکوشیم.
هلمند، کانون صلحخواهی شده است
با دیگران به اشتراک بگذارید
