عربستان سعودی در دو ماه گذشته میزبان سه چهرهی برجستهی سیاسی افغانستان بود. گلبدین حکمتیار، عبدرب رسول سیاف و محمدحنیف اتمر، بهصورت جداگانه با مقامات سعودی دیدار و گفتوگو کردند. موضع رسمی حکومت وحدت ملی تلاش برای جلب حمایت عربستان سعودی از روند صلح با طالبان است. اشرف غنی، رییسجمهور، از بدو بهدست گرفتن قدرت بارها به عربستان سعودی سفر کرده است و از مقامات آن کشور خواسته است که برای جلب توجه طالبان به طرح صلح حکومت کمک کند. عربستان نیز بارها بر همکاری این کشور با حکومت افغانستان برای دستیافتن به ثبات اعلام آمادگی کرده است. اما دید و بازدیدهای اخیر رهبران سیاسی و مقامات حکومت از عربستان سعودی نشان میدهد که عربستان سعودی به بازی در نقش تسهیلکنندهی گفتوگوی طالبان با حکومت بسنده نمیکند. این کشور فراتر از آن، میکوشد از بازیگران اثرگذار در افغانستان باشد.
مشاور امنیت ملی کشور اخیراً در گفتوگویی با تلویزیون یک گفت که دو کشور با هم بر سر همکاری اطلاعاتی و مبارزه با مواد مخدر در آینده همکاری خواهند کرد. همکاری در این دو عرصه برای هر دو کشور هم بهلحاظ تاریخی بیپیشینه بوده و هم از نظر سیاسی بر اهمیت جایگاه عربستان در مناسبات منطقهیی که افغانستان در آن واقع است، اشاره میکند. آقای اتمر در آن گفتوگو به «ناتوی عربی» اشاره کرد و بر جایگاه اثرگذار عربستان سعودی در کشورهای اسلامی تأکید ورزید. معنای سخن آقای اتمر این بود که نزدیکی با عربستان سعودی به معنای همسویی با کشوری است که از جایگاه ممتاز و اثرگذاری در کشورهای اسلامی برخوردار است. از سوی دیگر، به نظر میرسد این بار رییسجمهور غنی و همکارانش بر سر همکاری عربستان برای کشاندن طالبان به گفتوگوهای صلح بهصورت جدی حساب باز کرده است. انتقادهای تند و آشکاری که مقامات حکومتی، خاصه مشاور امنیت ملی کشور، در مورد دفتر طالبان در قطر ابراز کردهاند نیز بیربط به رقابت تنگ و خصمانهی قطر و عربستان نیست، چه اینکه هر دو کشور با تکیه بر منابع مالی وسیعشان، تلاش میورزند تا حوزهی نفوذ همدیگر را محدود کنند.
رویکرد هر دو کشور در قبال افغانستان تفاوتهای اندکی دارد. عربستان با امارت طالبان رابطهیی نیکو داشت، در حالیکه پس از سقوط امارت طالبان، ایران با این گروه رابطهی نزدیکی ایجاد کرد تا آنجا که این کشور به حمایت از طالبان در حوزهی غرب و جنوبغرب کشور متهم است. نمونههایی از تسلیحات ایرانی که در اختیار طالبان قرار گرفته نیز در دست است.
مسألهی نگرانکننده این است که رابطهی افغانستان با عربستان و ایران نمیتواند تحت تأثیر مناقشات این دو کشور در خاورمیانه قرار نگیرد. مشاور نظامی آیتالله خامنهای اخیراً نسبت به بحرانهای سیاسی هشدار داد که این کشور بر سر مسألهی آب با کشورهای هممرزش خواهد داشت. افغانستان کشمکش دامنهداری در مورد حل اختلاف بر سر آبهای مرزی با ایران داشته است. علیرغم تشکیل کمیسیونی برای حل این موضوع، به نظر نمیرسد ایران بهسادگی تن به توافقی بدهد که منافع و حقوق افغانستان در آن لحاظ شود. افزون بر آن، ایران و روسیه دو متحد نزدیک و مخالف حضور امریکا در افغانستاناند و از سویی از نفوذ گسترده در سپهر سیاسی افغانستان و گروههای تروریستی برخوردار اند. این مسایل، بهصورت طبیعی راه دخالت ایران در افغانستان را باز میگذارد. عربستان نیز از امکانهای وسیعی برای دخالت در امور افغانستان برخوردار است. این کشور از یکسو از منابع تأمین مالی طالبان بوده و از نفوذ گستردهیی در میان این گروه برخوردار است، از سویی با کشاندن حکمتیار و سیاف به عربستان، میکوشد برخی چهرههای سیاسی را با مواضع این کشور در افغانستان همسو کند. علاوه بر اینها، عربستان با تکیه بر پاکستان اکنون میخواهد جای برجستهتری-نسبت به قطر-در روند صلح بازی کند. از جهتی دیگر این کشور رابطهی نزدیک و نهادمندی با پاکستان دارد و به این کشور ارزش بسیاری قایل است. از این منظر طبیعی است که عربستان تحت تأثیر سیاست پاکستان در قبال افغانستان و طالبان، به روند صلح چنانچه انتظار میرود، کمک نکند.
آنچه که برای حکومت وحدت ملی و صیانت از امنیت ملی کشور مهم است، این است که حکومت از تعادل اعتمادبخش در روابطاش با هر دوکشور اطمینان یابد. به بیان دیگر، نباید به هر دو کشور این فرصت داده شود که در زمین پر از مین افغانستان به مصاف همدیگر بروند. واقعیت این است که نه عربستان و نه ایران، به تأمین ثبات در کشورهای اسلامی و منطقه نمیاندیشند. از اینرو، کشش یکسویه و نامتعادل به سمت یکی از این دو کشور، نتیجهیی جز تشدید بیثباتی در پی نخواهد داشت. افغانستان نباید صیاد سایهها باشد.
ضرورت اجتناب از ورود به رویارویی عربستان و ایران
با دیگران به اشتراک بگذارید
