روز چهارشنبه هفتهی گذشته، رییسجمهور غنی در نشست دوم «روند کابل» طرحی را برای شروع مذاکره با طالبان پیشنهاد کرد که بهموجب آن، حکومت حاضر است بی هیچ پیششرطی گفتوگو با طالبان را آغاز کند و نهایتاً این گروه را بهعنوان یک حزب سیاسی بهرسمیت خواهد شناخت. این طرح، جسورانهترین و روشنترین طرحی است که تاکنون از سوی حکومت برای شروع مصالحه با طالبان به این گروه پیشنهاد شده است. آیا طالبان به این طرح پاسخ خواهند گفت؟ مهمتر از آن، طالبان تن به مصالحه با دولت افغانستان میدهند؟
در یک سال گذشته، حکومت و حامیان بینالمللیاش، خاصه دولت ایالات متحدهی امریکا، حملاتشان را بر مواضع طالبان افزایش دادند. این گروه نیز هرچند تحت عنوانهای متفاوتی، تا آنجا که توان داشت از خونریزی و تشدید حملاتاش بر مواضع و قرارگاههای نظامی و شهروندان عادی دریغ نورزید. این زورآزمایی نتیجهی روشنی برای هر دو طرف نداشت. نه طالبان احساس میکنند که عملاً میدان جنگ را باختهاند و نه حکومت به این جمعبندی رسیده است که میتواند طالبان را از طریق زور نظامی از میان بردارد. حکومت با حمایت حامیان بینالمللیاش توانسته است بیش از گذشته وضعیت نیروهای امنیتی را سروسامان بدهد. طالبان نیز با بهرهگیری از پناهگاههای امنی که پاکستان در اختیار آنها قرار داده، به درگیری و نبرد ادامه دادهاند.
در چنین وضعیتی، حکومت آخرین امکاناش را برای گفتوگو با طالبان به کار بسته است: گفتوگوی بی پیششرط، عفو عمومی، لغو تحریمهای بینالمللی، اعتمادسازی و تأمین امنیت مقامات این گروه و سرانجام بهرسمیت شناختن این گروه بهعنوان یک حزب سیاسی. در این مذاکرات، شبکهی حقانی نیز دخیل خواهد بود، چه اینکه بهقول مقامات حکومت وحدت ملی آنها نیز افغاناند. این گروه، خونبارترین حملات را بر قرارگاههای نظامی و مساجد و محافل شهروندان افغانستان انجام داده است. پذیرش چنین مصالحهیی برای شهروندان به هیچوجه ساده نیست. اکثریت مردم هیچ زمانی طالبان را بهعنوان یک دولت، آنچنانکه خود این گروه میپندارد، نپذیرفته بودند. مردم در جریان افزون بر دو دهه، قربانیان بیشماری را متحمل شدهاند. طالبان در کشتار تک-تک شهروندانی که در جریان بیش از 20 سال کشته شدهاند، دخیل بودهاند و عفو آنها برای مردم معنایی غیر از خیانت به شهروندان ندارد. اما این مسأله بهصورت آشکار در طرح صلح اشرف غنی نادیده گرفته شده است. اختلاف نظر بر سر این مسأله در سطح رهبری حکومت نیز وجود دارد، چنانچه صلاحالدین ربانی در سخناناش در نشست دوم روند کابل تلویحاً به آن اشاره کرد و نسبت به پیامدهای آن هشدار داد.
چالش دیگری که این طرح با آن مواجه میشود، دیدگاه طالبان است. این گروه پیش از آنکه اشرف غنی طرح صلحاش را پیش بنهد، نامهیی به دولت امریکا نوشت و در آن خواستار مذاکره با این کشور شد. این نامه، پاسخی به درخواست صلح اشرف غنی نیز است. آنها نشان دادند که مخاطبشان برای گفتوگوی صلح در افغانستان امریکا است، کشوری که امارت این گروه را سقوط داده است. معنای دیگرش این است که طالبان هنوز دولت پس از «بُن» را نمیپذیرند و با نظم سیاسی جدید پس از سقوط امارتشان موافق نیستند. شرط نخستین مذاکرهی صلح، بهرسمیت شناختن دولت است، کاری که طالبان تاکنون آشکارا به آن بیاعتنایی کردهاند. این نکته نشان میدهد که اولاً، طالبان از طرح پیشنهادی حکومت برای شروع گفتوگوی صلح با این گروه با خبر بودهاند، و دودیگر به این معناست که آنها با اشراف بر این طرح، سعی میکنند حکومت را در این بخش به حاشیه برانند. به بیان دیگر، طالبان در کشاکش سیاسی بر سر آیندهی این گروه، پیشتر از حکومت حرکت کردهاند.
طالبان اکنون در حال فرصتسازی برای اعتبارزدایی دولت پس از بن هستند. این تلاشها به هیچوجه نمیتواند منجر به خلق اعتماد میان دو طرف و در نتیجه شروع روند صلح گردد. البته نباید از نظر دور داشت که طرح صلح رییسجمهور غنی در غیبت گفتوگو و مذاکره با این گروه تدوین نشده است. احتمال این وجود دارد که پیشنهاد طرح صلح در نشست روند کابل برای اعتبار دادن به این گفتوگوهای پنهانی با طالبان صورت گرفته است.
مسألهی نهایی این است که حکومت چهگونه میتواند پاکستان را به قطع حمایتهایش از طالبان راضی کند. تا اینجا طالبان در سایهی حمایت وسیع پاکستان توانستهاند که به بازی سیاسی و خونریزی ادامه بدهد. پاسخ پاکستان به پیشنهاد صلح حکومت در واقع پاسخ طالبان را نیز نسبت به آن روشن خواهد کرد.
پاسخ طالبان به پیشنهاد صلح حکومت چیست؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
