نیویورکر/نیکلاس شمیدل
ترجمه: جلیل پژواک
سیزده سال پیش دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت امریکا با فهرستی در جیب پیراهنش، وارد پاکستان شد. او این فهرست را در جریان دیدار با رییسجمهور وقت پاکستان، پرویز مشرف، کشیده و به این جنرال پاکستانی گفت که چگونه، در جریان نشست اخیر مقامات کاخ سفید در دفتر رییسجمهور، رییسجمهور جورج دبلیو بوش از اینکه بسیاری افراد شامل در آن فهرست در پاکستان –متحد صوری ایالات متحده- پنهان شدهاند، ابراز ناامیدی و ناراحتی کرده است. سپس به گفتهی یکی از حاضران در ملاقات وزیر دفاع امریکا و رییسجمهور پاکستان، مشرف به رامسفلد وعده داده که این موضوع را بررسی میکند. و کمتر از یک ماه بعد، سازمان اطلاعاتی پاکستان یا ISI یکی از کسانی را که در صدر این لیست قرار داشت دستگیر کرد. یکی از مقامات سابق ارشد اطلاعاتی ایالات متحده به من گفت: «این حقیقت است. پاکستان در بیشتر موارد بهترین شریک امریکا در مبارزه با تروریسم بوده است. هیچکسی به اندازهی پاکستان حساب آدمهای بد را نرسیده است».
با اینحال، این مقام گفت که همکاری بین دو کشور از قبل جنبهی ناامیدکنندهی خود را داشته و هنوز هم دارد. سازمان اطلاعاتی پاکستان از سویی با «تمام وجود» اقداماتی را علیه برخی شبکههای تروریستی مانند القاعده و طالبان پاکستان روی دست گرفت و از سوی دیگر، به حمایتاش از طالبان افغان، شبکهی حقانی و جهادیهای ضد هند ادامه داد. رییس سابق سازمان سیا، مایکل مورل حداقل دو بار با فهرستی از ملیشههایی که ایالات متحده امیدوار بود پاکستان آنها را دستگیر یا علیهشان اقدام کند، به این کشور سفر کرد. همین ماه پیش، جیمز متیس، وزیر دفاع ایالات متحده در یک ماموریت مشابه به این کشور رفت. یک مقام اطلاعاتی سابق به من گفت: «مایوسکننده است. موضوع گفتوگوی ما در 15 سال گذشته یکسان بوده است. اینکه: “شما باید بر تروریسم سخت بگیرید و شما باید پناهگاههای امن تروریستها را ببنیدید”.»
هفتهی گذشته، دونالد ترمپ سومین رییسجمهوری بود که این یأس و سرخوردگی را تکرار کرد. او در توییتی نوشت: «ایالات متحده بهطرز احمقانهیی بیش از 33 میلیارد دالر را در طول 15 سال گذشته به پاکستان داده است. آنها به ما چیزی جز دروغ و فریب تحویل ندادهاند». سه روز بعد از این توییت، دولت ترمپ در این مورد از پیشینیان خود جلوتر زد: وزارت امور خارجهی ایالات متحده اعلام کرد که انتقال تجهیزات نظامی و کمکهای مالی به پاکستان را –تا زمانی که این کشور، به گفتهی یکی از مقامات دولتی «اقدام قاطع» علیه طالبان افغان، شبکهی حقانی و سایر گروهها که «منافع امریکا و امنیت پرسونل امریکا» در افغانستان را تهدید میکنند، اتخاذ نکند- به حالت تعلیق درآورده است. مجموع ارزشهای کمکهای تعلیقشده نزدیک به دو میلیارد دالر است و شامل تجهیزات نظامی میشود که پاکستان در سال 2013 سفارش داده اما هنوز دریافت نکرده است.
مقامات امریکایی هرگز از دورویی سازمان اطلاعاتی پاکستان غافل نبودهاند. جوشوا وایت، یکی از مشاوران پیشین شورای امنیت ملی در دولت اوباما میگوید که این دورویی «بخشی از روابط ایالات متحده و پاکستان شده است». و بهطور کلی، همکاری پاکستان با کارزار مبارزه با تروریسم ایالات متحده قوی بوده است: دولت پاکستان به سازمان سیا اجازهی پرواز هواپیماهای بدون سرنشین مسلح روی مناطق قبایلی دورافتادهی پاکستان، جایی که بسیاری از شبهنظامیان مخفی شدهاند را داد. در اوایل، سازمان سیا حتا هواپیماهای بدون سرنشین خود را در خاک پاکستان مستقر کرده و روی فهرست مشترکی با ISI کار میکرد. و با کشتهشدن کسانی که بهعنوان اهداف اصلی بودند، نامهای جدید که بیشتر آنها رهبران خارجی القاعده بودند، اضافه میشد.
این همکاری نزدیک در طی چندسال از بین رفته است. در سال 2010، هویت رییس دفتر سازمان سیا، جاناتان بنک، در مطبوعات پاکستانی ظاهر شد: اتفاق افشاگرانهیی که مقامات امریکایی گمان میکردند کار ISI بوده است. جایگزین بنک، مارک کیلتون در زمانی نامناسب به پاکستان رسید: یک روز پس از اینکه سروکلهی او پیدا شد، دو مرد پاکستانی در مجادلهیی با یک پیمانکار سازمان سیا، ریموند دیویس، در شهر لاهور، جان خود را از دست دادند. ریموند ادعا کرد که این مردان سعی داشتند از او سرقت کنند. در ماه مِی 2011 کیلتون هنوز در پاکستان بود که، تکاوران نیروی دریایی ایالات متحده به پاکستان انتقال داده شده و منزل اسامه بنلادن را مورد یورش قرار داده و رهبر القاعده را به قتل رساندند. باری، رییس ISI در آن زمان، احمد شجاع پاشا، به سفیر ایالات متحده، کامرون مونتر گفته بود که چگونه کیلتون –که شاید لجوج بوده باشد- او را به یاد «جسد متحرک» میانداخته. مدت کوتاهی پس از آن، کیلتون بیمار شد. او فکر میکرد که مسموم شده است.
در نهایت، سازمان سیا اطلاعدهی پیش از پیش از حملات هواپیماهای بدون سرنشین به ISI را متوقف کرد. به گفتهی چندین مقام سابق، مقامات پاکستانی نیز بهنوبهی خود، در آماردهی رقم غیرنظامیان کشتهشده در حملات امریکا، اغراق کرده و آمار غلط میدادند. مقامات به من گفتند که سازمان سیا در اقدامات خود توجه جدی داشته تا از تلفات غیرنظامیان جلوگیری شود. بهعنوان مثال، در ماه مِی 2013، بهگفتهی دو مقام اطلاعاتی سابق، هواپیماهای بدون سرنشین سازمان سیا، از مکان بودوباش ولیالرحمان، معاون امیر طالبان پاکستان معلومات بهدست آورد و رد او را روی بام خانهیی زد. (در ماههای تابستان از آنجاییکه هوای داخل خانه برای استراحت بیش از حد گرم است، ولیالرحمان روی بام میخوابیده). هواپیمای بدون سرنشینی که در بالا دور میزد میتوانست بهراحتی ولیالرحمان را هدف بگیرد اما تحلیلگران دفاتر مرکزی سازمان سیا میدانستند که حملهی مستقیم، کل خانه را ویران میکند و زنان و کودکان زیادی در درون آن خانه کشته میشوند. پس از ساعتها مطالعهی این خانه، آنها تصمیم گرفتند که موشک را از یک زاویهی غیرمستقیم شلیک کنند، رحمان و همقطاراناش را روی بام خانه بکشند و از سویی، جان کسانی که در داخل بودند را نجات بدهند. سپس هواپیمای بدون سرنشین که مامور اجرای این عملیات بود، در مدار پایینتری به پرواز آمد و چندین موشک را به سمت هدف شلیک کرد. سقف خانه خراشی جزئی دید اما رحمان کشته شد. مقامات گفتند که در این عملیات هیچ غیرنظامییی کشته نشده است.
در سال 2015، اهداف سازمان سیا برای شکار القاعده در پاکستان رو به تمامی گذاشت. گزارش شده بود که در آن سال 10 حملهی هواپیمای بدون سرنشین در پاکستان انجام شده که در مقایسه، بسیار کمتر از 122 حمله در سال 2010 بوده است. جوشوا گلتزر، مدیر ارشد مبارزه با تروریسم در شورای امنیت ملی در دولت اوباما، به من گفت که –پس از 2010- «مرکز جاذبه برای القاعده در حال تغییر اساسی از پاکستان به سوریه بود». و هرچند که دولت ترمپ سیاست جدید خود را بهعنوان اصلاح ناکامیهای گذشتهی امریکا در پاکستان، معرفی کرده است، اما مقامات فعلی و سابق امنیت ملی میگویند که این موفقیت سازمان سیا در مبارزه با تروریسم در آن کشور و ضعف القاعده در پاکستان بوده که ترمپ را قادر ساخته تا موضع سختتری اتخاذ کند. بهطور خلاصه، عملیات القاعده در پاکستان، تهدیدی که قبلا در بطن داشت را اکنون حمل نمیکند. رییس سابق سازمان سیا، مایکل هایدن اظهار نظر در مورد برنامهی هواپیمای بدون سرنشین سازمان سیا را رد کرد. اما او به من گفت که تصمیم ترمپ را تحسین میکند و گفت که «او –ترمپ- ممکن است به اندازهی کافی از اینکه ما بهخوبی محیط را طوری شکل دادهایم که خرابیهای جانبی آن قابل کنترل باشد، مطمئن باشد».
با اینحال، القاعده تنها گروه تروریستی در پاکستان نیست. شبهنظامیان مستقر در آنجا، بهویژه شبکهی حقانی، همچنان به راهاندازی حملات مرگبار خود بر غیرنظامیان و نیروهای افغان و امریکایی در افغانستان ادامه میدهند. وایت، مشاور سابق آسیای جنوبی میگوید که «فهرست برجستهی چهرههای وابسته به القاعده کوچک است. اما فهرست شبکهی حقانی در جهت دیگری حرکت میکند». هنگامی که مقامات امریکایی از مقامات نظامی و اطلاعاتی پاکستان خواستند تا حقانیها را تحت فشار قرار دهد، وایت میگوید که «پاسخگویی آنها –پاکستانیها- گاهبهگاه و آنهم حداقلی بود. اما ما دستبردار نبودیم و مشت به دیوار میکوبیدیم».
مشاور امنیت ملی ترمپ، جنرال مکماستر، موضع سختتری در برابر پاکستان، بهعنوان بخشی از برنامهی تجدید نیرو و تقویت جنگ علیه طالبان در افغانستان، گرفته است. سال گذشته، مکماستر گزارشی از لیزا کورتیس، محقق بنیاد Heritage و حسین حقانی، سفیر پیشین پاکستان در ایالات متحده را دید که عنوان آن «رویکرد جدید ایالات متحده نسبت به پاکستان» بود. در این گزارش، کورتیس و حقانی استدلال میکنند که دولت ترمپ باید «دست از تعقیب سراب» – به این امید که پاکستان ممکن است رویکرد خود برای مقابله با برخی گروههای تروریستی را بدون ترس از توقف کمکها، تغییر بدهد- بردارد. آنها در گزارش خود نوشتهاند که «پاکستان متحد امریکا نیست».
مکماستر از کورتیس، تحلیلگر با تجربهی امور پاکستان که در سازمان سیا و و وزارت امور خارجهی امریکا کار کرده است، خواست که به شورای امنیت ملی بهعنوان مدیر ارشد این شورا برای آسیای جنوبی و آسیای مرکزی بپیوندند. به گفتهی یک منبع نزدیک به کانون تصمیمگیریهای دولت ترمپ، مقالهیی که کورتیس و حقانی نوشتهاند، تبدیل به طرح یا «برنامهی کار» سیاست ترمپ برای پاکستان شده است. پس از تعلیق کمکها در هفتهی گذشته، سوال این است که اقدام یا اتفاق بعدی چه است؟ کورتیس و حقانی در مقالهی خود پیشنهاد میکنند که ایالات متحده ممکن است تهدید کند که پاکستان را بهعنوان «دولت حامی تروریسم» معرفی میکند که میتواند باعث قطع تقریبا کامل روابط بین دو کشور و شاید حتا تحریم مقامات فعلی و سابق پاکستان شود.
مقامات پنتاگون و وزارت امور خارجه در برابر رویکرد سختگیرانهی جدید، با اشاره به این خطر که پاکستان میتواند مسیرهای زمینی و هوایی که ایالات متحده برای تامین نیروهای امریکایی در افغانستان استفاده میکند را قطع کند، مخالفت کردهاند. گزارشها میرساند که مقامات وزارت امور خارجهی امریکا هفتهی گذشته نیز از توییتهای ترمپ غافلگیر شدهاند. (جیمز متیس، وزیر دفاع، مکررا سایر مقامات حکومت را از صدور اولتیماتوم بازداشته است. یک مقام ارشد دفاعی در مورد متیس به من گفت که «او هنوز درگیر کار خودش است»). این مقام ارشد حکومت با ادعای مبنی بر اینکه وزارت خارجه و وزارت دفاع در توسعهی رویکرد جدید نقشی نداشتهاند و تعریف مقالهی کورتیس و حقانی بهعنوان «طرح» تغییر سیاست ایالات متحده، مخالفت و آنها را رد کرد. این مقام رسمی به من گفت که «یک روند بینا-اداری قوی در جریان است. افراد بسیاری در روند –تغییر- سیاست درگیر هستند. روند مشورتی نیز در جریان است».
مهمتر از همه، این مقام گفت که اعلامیه هفتهی گذشته «استراتژی گستردهتر» دولت ترمپ در افغانستان را بازتاب داد: توافق سیاسی میان دولت افغانستان و طالبان. اما این مقام افزود که «ما باور داریم تا زمانی که طالبان و شبکهی حقانی احساس کنند که پناهگاه امن برای آنها در پاکستان وجود دارد، کمتر انگیزهی آمدن به میز مذاکره را خواهند داشت».
یکی از مقامات اطلاعاتی سابق میگوید که او با موضع سرسخت ترمپ، موافق است. اما برای او، انتظار اینکه ISI حقانیها و طالبان را به زمین بکوبد همانقدر سادهلوحانه و خوشبینانه است که سرزنش پاکستان بهخاطر شکست امریکا در افغانستان. او گفت: «حتا اگر پاکستان بیخطرترین و ملایمترین کشور دنیا هم شود، افغانستان سویس نخواهد شد».
رابطه دیوانهکنندهی سازمان سیا با پاکستان
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
