دیدار وزرای خارجهی چین، افغانستان و پاکستان پایان یافت. انتظار میرفت که در این نشست چین زمینهی تفاهم و اعتماد متقابل میان پاکستان و افغانستان را برای دست یافتن به ثبات فراهم کند، اما اعلامیهی پایانی این نشست، پاسخ روشنی به خواستهی افغانستان نداشت. دو دستاوردی که میتوان از این نشست در نظر گرفت، احتمال پیوستن افغانستان به طرح بزرگ «یک کمربند، یک راه» چین است و دو دیگر، تلاش متقابل پاکستان و افغانستان برای همکاری در جهت حل مسایل سیاسی و امنیتی میان دو کشور. این دو بخش چهقدر به هدف افغانستان مبنی بر جلب همکاری پاکستان برای تأمین ثبات در کشور کمک میکند؟
اگرچند جزئیات طرح همکاری افغانستان در این پروژهی اقتصادی بلندپروازانه تاکنون مشخص نشده، اما تا آنجا که اعلامیهی پایانی وزرای خارجهی سه کشور توضیح داده، بهنظر میرسد که افغانستان برای ساخت دهلیز اقتصادی چین-پاکستان به سمت آسیای میانه همکاری خواهد کرد. هزینهی ساخت این دهلیز تجارتی 57 میلیارد دالر برآورد شده و قرار است پاکستان بهواسطهی آن زمینهی حضور اقتصادیاش را از طریق افغانستان به آسیای میانه توسعه بدهد. در این مورد دو نکته قابل یادآوری است:
یکم- طرح یک کمربند یک راه برای چین اهمیت بسیاری دارد. این طرح زمینهی حضور فعال و اثرگذار چین را در بسیاری از بازارهای اقتصادی جهان هموار میکند و از این منظر، جهش ظفرمندانهی چین را در عرصهی اقتصاد جهانی برای این کشور بهدنبال خواهد داشت. طبیعی است که این طرح با مخالفتهای رقبای اقتصادی چین نیز روبهرو است. سطح تنشها میان امریکا و چین بر سر تایوان و دریای چین جنوبی افزایش یافته و مخالفت هند با این طرح نیز آشکار است. چین برای این پروژه کمتر از صدمیلیارد دالر هزینه کرده و ساخت بندر گوادر نیز برای پاکستان اهمیت اقتصادی بسیاری دارد. نتیجه اینکه هم برای چین و هم برای پاکستان اجرای توفیقآمیز این پروژه اهمیت بسیاری دارد. با اینحال، تا اینجای کار افغانستان بیشتر شریک اقتصادی هند بوده و کوشیده بهعنوان یکی از طرفهای اقتصادی در پروژهی بندر چابهار شامل باشد، اما اعلام پیوستن افغانستان به این طرح نشان میدهد که از یکسو افغانستان از تمامی طرحهای توسعهی اقتصادی در منطقه حمایت میکند و از جهتی دیگر، آمادگی همکاری فعال اقتصادی با این کشورها را دارد.
دوم- حمایت از این پروژه برای افغانستان در کوتاهمدت توفیق اقتصادی چندانی بهدنبال نخواهد داشت، چه اینکه افغانستان یک کشور فقیر و وارداتی است و از این منظر در ذیل بازارهای فروش تولیدات صنعتی کشورهایی مانند چین دستهبندی میشود. اما ورود به بازارهای اقتصادی منطقهیی بیتردید سبب توسعهی توان اقتصادی افغانستان خواهد شد و امکانهای بسیاری را-در صورت وجود یک پالیسی اقتصادی حسابشده-برای این کشور در بازارهای اقتصادی جدید خلق خواهد کرد. افزون بر خلق فرصتهای اقتصادی هرچند اندک، بهنظر میرسد حمایت افغانستان از این طرح پیش از آنکه مبنای اقتصادی محکمی داشته باشد، ریشه در ناگزیریهای سیاسی افغانستان دارد. در یکونیم دههی اخیر تلاش برای گفتوگو و همکاری توأم با اعتماد میان کشورهای پاکستان و افغانستان راه به جایی نبرده بود. در حالیکه پاکستان از نظر اقتصادی توانایی اندکی دارد و بخت اقتصادی خود را در همکاری با چین به آزمون میگذارد، انتظار میرود که همکاری اقتصادی با چین و از آن طریق با پاکستان، به پاکستان کمک کند تا این کشور دست از حمایت از تروریسم بردارد و دستکم تحت فشار چین به طالبان افغانی فشار وارد کند تا این گروه به روند صلح بپیوندند.
مبنای چنین تصمیمی، ایجاد اعتماد و علاقهی متقابل برای تأمین ثبات از طریق وابستگی اقتصادی میان افغانستان و پاکستان و بهتبع آن چین است، اما اینکه چنین طرحی تا چه اندازه افغانستان را برای تأمین ثبات و پویایی اقتصادی کمک خواهد کرد، هنوز مشخص نیست. نتیجهی چنین همکارییی تابع ادامهی همکاریهای اقتصادی و ارادهی چین برای اعمال فشار بر پاکستان است. آیا چین از نفوذش بر پاکستان برای کمک به تأمین ثبات افغانستان بهره خواهد گرفت؟ مقامات چینایی بهرغم حسننظر آشکارشان در مورد ثبات در افغانستان، تاکنون اقدام عملی کارسازی نکردهاند.
توافق اقتصادی راه تأمین ثبات را هموار میکند؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
