گزارش تازهی بازرس ویژهی امریکا/سیگار از وضعیت امنیتی کشور تاهنوز مایهیی از امیدواری دارد: مجموع ارقام، از وسعت شعاع قلمرو تحت کنترل گرفته تا میزان کنترل بر مجموع نفوس کشور، به نفع حکومت است. با توجه به اینکه بحران سیاسی عملاً وارد مرحلهی جدیتری شده است و تلاشهای حکومت برای آشتی با طالبان تاکنون نتیجهی روشنی نداشته و از جهتی حملات مرگبار طالبان افزایش قابل توجهی یافته، این گزارش نشان میدهد که حکومت در کشمکش کنونی هنوز از اقتدار بیشتری برخوردار است. مثلاً حکومت از مجموع 407 ولسوالی کشور بر 231 ولسوالی آن بهگونهی مستقیم و غیرمستقیم کنترل دارد. این در حالی است که باقی این ولسوالیها یا محل نبرد دو طرفاند و یا تحت نفوذ طالبان.
«سیگار» این ارزیابی را بر اساس اطلاعات نیروهای امریکایی منتشر کرده، اما وزارت دفاع استدلال میکند که جنگ ماهیت چریکی و سیال دارد و لاجرم تخمین زدن درست میزان نفوذ این گروه بر کل قلمرو حکومت دشوار و حتا ناممکن است. با اینحال، گزارش اخیر این اداره، برای توصیف میزان کنترل حکومت بر قلمروش از عبارت «در پایینترین سطح» استفاده کرده است. از جهتی دیگر، نباید از نظر دور داشت که پارهیی از جنگ طالبان علیه دولت ماهیت چریکی دارد، اما بخش دیگر این جنگ بر کنترل خاک متمرکز است. برای مثال، طالبان هماکنون در بخشهای تخار، بادغیس، فراه، هرات، سرپل و لغمان و بغلان حضور گسترده دارند. وضعیت مشابهی در شرق و جنوب کشور نیز حاکم است و طالبان و داعش در بخشهایی از ننگرهار، هلمند و یا پکتیکا مناطق مشخصی را در کنترل خود دارند.
بنابراین، بهنظر میرسد حکومت در اینباره تلاش میکند واقعیت را از مردم پنهان کند. با اینحال واقعیتی که همهروزه در رسانهها بازتاب مییابد و مردم در شهرها و بزرگراهها با آن روبهرویند، بیشتر گزارش سیگار را تأیید میکند. نباید فراموش کرد که پیش از اعلان این گزارش، سیگار گفت که وزارت دفاع امریکا از این اداره خواسته که آمار قربانیان نیروهای امنیتی را منتشر نکند. این خواسته درواقع معنایی غیر از این ندارد که آمار قربانیان نیروهای امنیتی در حدی است که پخش رقم دقیق آن به نگرانی در میان شهروندان بیشتر دامن میزند. برخی رقم متوسط شمار کشتهها و زخمیان نیروهای امنیتی را روزانه تا 130 تن میگویند، رقمی که نشان میدهد نهادهای امنیتی هزینهی انسانی بسیار کلانی را بهصورت ماهانه متحمل میشوند.
گزارش تازهی سیگار حاوی نکتهی ظریف و هشداردهندهیی در مورد وضعیت امنیتی است. این گزارش نشان میدهد که تمامی نقاطی که بهلحاظ نقشهی امنیتی و یا بافت اجتماعی و سیاسی مستعد ناامنیاند، همه بهنحوی تحت کنترل طالبان یا تحت نفوذ این گروه قرار دارند؛ در بهترین حالت، این مناطق شامل 120 ولسوالییی میشوند که محل منازعهی کنونی است. بهموازات این وضعیت، تاکنون حکومت نتوانسته است که اعتماد باقی شهروندانی که در مناطق نسبتاً امن زندگی میکنند را جلب نتوانسته است. در حالیکه حکومت به یکسال پایانی عمر خود نزدیک میشود، تمامی روندهای بزرگ توسعهیی و سیاسی، با بنبست روبهرو شدهاند. آشتی با طالبان هنوز هیچ نتیجهی روشنی ندارد. توزیع تذکرهی الکترونیک پس از رأی رد پارلمان به فرمان ریاستجمهوری، وارد چالش زمانبر تازهیی شده است. انتخابات ولسیجرگه تاکنون برگزار نشده و بهنظر نمیرسد حکومت بتواند بر اساس تعهد قبلیاش آن را در سال آینده برگزار کند.
ناامنی گسترده و افزایش سهدرصدی قربانیان غیرنظامی در سال جاری در مقایسه با سال گذشته، بر میزان بیاعتمادی و نارضایتی مردم افزوده است.
با اینحال حکومت تاکنون به همان اندازه که کنترلش را بر خاک کشور بهصورت تدریجی از دست داده، مدیریت وضعیت سیاسی را نیز از کف داده است. انتقادهای اخیر برخی گروههای سیاسی از کمیشنران کمیسیون انتخابات، جنجالیکه این کمیسیون را در معرض از دست دادن اعتبارش قرار داده و فساد حاکم و فقر مضاعف نشان میدهد که حکومت در مدیریت بحران بهدرستی و صداقت عمل نکرده است. اگر وضعیت به همین ترتیب ادامه یابد، این نگرانی موجهتر خواهد شد که وضعیت امنیتی و سیاسی بهمراتب بدتر شود و حکومت اراضی بیشتری را از دست بدهد. بهنظر میرسد کسانیکه در رأس اقتدار سیاسی کشور قرار گرفتهاند، حاضرند در بدل ماندن در جایگاهشان، حتا تا مرز حاد کردن بحران موجود پیش بروند. اقدام اخیر برای کنترل برخی شبکههای اجتماعی نشان میدهد که حکومت پیش از آنکه نگران گسترش فزایندهی اقتدار طالبان باشد، درگیر محاصرهی مردم و بهتبع آن بحرانیسازی وضعیت کلی در افغانستان است.
در این کشمکش که حکومت سرگرم اعمال کنترل بیشتر بر شهروندانش و عقبنشستن در برابر طالبان است، باید دربارهی آیندهی نظام سیاسی نگران باشیم.
عقبنشینی حکومت در برابر طالبان تا کجا ادامه مییابد؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
