خبرنگار ناراضی

اطلاعات روز

هادی دریابی
بلاول بوتو، فرزند بوتوی بی‌نظیر، از مقام ریاست یک حزب قدرت‌مند در کشورش (پاکستان)، اعلام می‌کند که مصالحه با طالبان، ره به جایی نمی‌برد و باید در برابر این گروه وحشت‌آفرین و آدم‌کش، از موضع قدرت و برخورد نظامی و مسلحانه کار گرفته شود. به باور این بوتوی تازه‌کار، وظیفه‌ی دولت پاکستان است که بر حریف وحشی خود پیروز شود تا گام عملی برای رسیدن به رفاه و آسایش در زندگی عمومی پاکستان‌ برداشته شود. من این سخنان بلاول را به کرزی و هر آن‌که در تعیین خط مشی‌‌های سیاسی کشور‌ دست دارند،‌ تقدیم می‌کنم. آقای کرزی، بارها گفته که خاستگاه‌ طالبان در پاکستان است و امریکا و جامعه‌ی جهانی باید در آن‌سوی مرزهای افغانستان، علیه این شورشیان به مبارزه بپردازند. کرزی طالبان را تقسیم کرده و طالبان افغانی را به‌نحوی تبرئه می‌کند که در ذات خود اشتباه و غیر‌منطقی است. طالبان، چه افغانی باشند، چه پاکستانی، یا از هر جایی تغذیه شوند، بازهم به دنبال گرفتن قدرت سیاسی و نظامی در کشورهای مورد نظر‌ند. آن‌ها به تعبیر خودشان، به دنبال پیاده ‌کردن شریعت اسلامی‌اند، شریعتی که نه تنها اسلامی نیست، بلکه خیلی‌هم ظالمانه و وحشیانه تفسیر می‌شود و هر آن‌که خلاف توقع و ادعای طالبان سخن ‌گوید، یا حرکتی انجام دهد، به باور آن‌ها، کشتنش رواست. طالبان برای نهادینه کردن ایدیولوژی طالبانی، از بدو تأسیس تا حالا‌ مدام به خشونت متوصل شده‌اند. نسل‌کشی‌های طالبان در دوران حاکمیت طالبان و انتحار و انفجار علیه نیروهای خارجی و داخلی در پاکستان و افغانستان بعد از از ‌دست دادن قدرت، بیان‌گر این موضوع‌اند، موضوعی که ادعا نه، بل واقعیتِ معلوم است.
به باور خبرنگار ناراضی، موضع بلاول بوتو، عین ضرورت و واقعیت در برخوردها و نوع تعاملات با طالبان است. طالبان جریانی نیست که با مذاکره و گفت‌وگو سلاح بر زمین ‌نهند و مثل بچه‌ی آدم، به زندگی مسالمت‌آمیز و پر از تلاش و مبارزه برای ترقی رو بیاورند. برخورد مسلحانه و نابودی طالبان در افغانستان، نه تنها مانع صلح و آرامش در جامعه‌ نیست، بلکه ضرورتی برای این مهم است. ضرورتی که در خط‌ مشی سیاسی-نظامی دولت افغانستان، نادیده گرفته شده است. شما به آزاد کردن‌ها از زندان بگرام و انفجارهای خون‌بار کابل و ولایت‌های دیگر توجه کنید، بعد یک گوشه نشسته و فکر کنید که تقصیر اصلی به گردن کیست؟ کرزی چند روز پیش گفته بود که صلح واقعی به دست امریکا و پاکستان است. وقتی صلح واقعی به دست امریکا و پاکستان است، شورای خالی صلح افغانستان به چه مناسبتی شکل گرفته است؟ و این‌که تا حالا از نعمت صلح محرومیم، آیا به این معنا نیست که نه امریکا و نه پاکستان، خواهان صلح در افغانستان نیستند؟ چه دلیلی بهتر از این وجود دارد که مانع تلاش و مبارزه‌ی دولت برای آوردن صلح می‌شود؟ اگر دولت توانایی تأمین صلح و مبارزه علیه شورشیان را ندارد، بفرماید طالبان را چرا آزاد می‌کند؟ ببخشید کمی خشم‌ناک شدم…
خلاصه، چه کرزی صلح بخواهد، چه نخواهد، طالبان نابودی مخالفانش را در اولویت قرار داده و هر روز قربانی می‌دهد و قربانی بزرگ‌تر می‌گیرد و مخالف‌ طالبان، بشریت‌‌‌ است، خواه نظامی باشند یا امریکایی یا هم بی‌دفاع و ملکی باشند. ممکن زندگی یک طالب ‌ارزش‌مند باشد، اما زندگی مردی که هفت فرزند دارد، بسیار مهم‌تر است. زندگی یک سرباز اردو یا پولیس با‌اهمیت‌تر است. زندگی یک خبرنگار و فعال مدنی ارزش‌مندتر است. من به کرزی و مشاوران بدبختش توصیه می‌کنم که دست از مصالحه بردارند و روی گزینه‌ی مبارزه‌ی مسلحانه با این گروه کار کنند. از شورای خالی صلح تقاضا دارم که کمی بشرمد و اعلام ورشکستگی بکند. شکست این شورا که مشخص است، اما این شورا مثل کاکا قدیر که سال‌ها به خاطر لج و کشی که با معلم ناظر داشت، دخترش را به مکتب نفرستاد، گرفتار لج با امریکا و طالب‌ و گرفتار شرم طرح تأسیس این شورا شده است. کاش می‌شد هزینه و بهره‌ی این شورا مورد تحلیل قرار می‌گرفت و تصمیم بر‌اساس نتیجه‌ی تحلیل گرفته می‌شد، کاری که باید شود، چرا نمی‌شود، نمی‌دانم.
اگر مبارزه‌ی مسلحانه را نمی‌دا‌ند، از من بخواهد که برایش تعریف و تفسیر کنم. مبارزه‌ی مسلحانه عبارت از کشتن طالبان، دستگیر کردن و مطابق قانون به مجازات رساندن‌شان، رها نکردن طالبان گرفتار شده، فریب آدم‌هایی مثل خواصی و تیم تحقیقی‌اش را نخوردن است. مبارزه‌ی مسلحانه این ‌است که به توانایی پولیس، اردو و امنیت ملی باور داشته باشیم و هر باری که طالب کشته شد، این سه ارگان را تشویق نماییم، تا وقتی که طالبان از ترس نابود شدن حاضر به زمین گذاشتن اسلحه و رو آوردن به زندگی مسالمت‌آمیز ‌شوند. مبارزه‌ی مسلحانه این است که من کور شوم اگر چشم جور ملا عمر مرا خشم‌گین کند. من از آن جهت از این چشم متنفرم که هر روز به دستور او، هم‌وطنم کشته می‌شود، سرک‌ها منفجر و خون جاری می‌شود، مانع سرمایه‌گذاری و کار و آبادانی می‌شود، مکتب‌ها را به آتش می‌کشاند و بر دختران تیزاب می‌پاشد. آرامش خاطر را از مردم می‌گیرد و وحشت تقدیم جامعه می‌کند. من به کرزی برای تقویه‌ی طالب رای نداده‌ام، رای داده‌ام که کرزی از فرصت‌هایی که جامعه‌ی جهانی برای نیروهای امنیتی فراهم می‌کنند، حداکثر بهره را ببرد و هر روز نتیجه‌ی استفاده‌ی بهینه را در رسانه‌ها انعکاس بدهد، نه این‌که هر روز گلاب بر روی شما، این آقای محترم را از دهن سگ انداخته و از آخر سگ بکشد… با این همه، مطمئنم که کرزی شجاعت مبارزه علیه تروریزم را از دست داده است و مردم هم‌چنان بی‌خیال قضیه‌اند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه