گلبدین حکمتیار، رهبر شاخهیی از حزب اسلامی که اخیراً با دولت مصالحه کرد، در هرات خطاب به مردم بار دیگر از صلح دفاع و از تضعیف حکومت بهواسطهی برخی گروههای سیاسی داخلی انتقاد کرد. آقای حکمتیار در این سخنرانیاش به کشورهای همسایه پیام داد که دست از دامن زدن به جنگ و ناامنی در افغانستان بردارند. این سخنان آقای حکمتیار با مسایلی که در ادامهی سخنرانیاش در هرات مطرح کرد و نیز با گفتهها و مواضع جنجالیاش در چند ماه اخیر، دچار تناقضهای پرشماری است. به چند مورد اشاره میشود.
یکم؛ آقای حکمتیار بهرغم اینکه در جریان سالهای آخر امارت طالبان نقش چندانی در مقاومت علیه این گروه نداشت و در ایران بهسر میبرد، آخرین فرمانده معروف جهادی است که پس از یکونیم دهه سرانجام با دولت پس از طالبان آشتی کرد. او آخرین بازماندهی مجاهدین بود که دست از جنگ در برابر دولتی کشید که میراث اصلی آن به مجاهدین رسیده بود. در این سالها، حکمتیار هوادارانش را بارها دعوت به مبارزهی مسلحانه در برابر دولت کرد و در این باره، بیانیههای تندی نیز ابلاغ کرد. او هنوز هم به دعوایش برای مخالفت با حکومت ادامه داده است، تا آنجا که در نخستین حضورش در ارگ ریاستجمهوری، مستقیماً به مسایل مورد اختلافاش اشاره کرد؛ با این تفاوت که برای حل آن اکنون راه مبارزهی سیاسی را در پیش گرفته است.
دوم؛ علنی شدن آقای حکمتیار پس از اعلام مصالحهی سیاسی، بهرغم ظاهر صلحجویانهی آن، با سروصدای بسیاری همراه بود. حکمتیار با کاروانی از شبهنظامیان مسلح به کابل آمد و از همان ابتدا، در حالیکه به «فراموش کردن مسایل گذشته» تأکید میکرد، مشتاقانه بهدنبال طرح مسایلی بود که تنشهای سیاسی را بیشتر میکند و تفرقه را شدت میبخشد. صرفنظر از اینکه آقای حکمتیار در مصاف با جمعیت اسلامی، (در دیدار با مردم بدخشان) تا آنجا پیش رفت که این حزب را متهم به ارتباط با طالبان کرد، وی در مورد زبان و مسایل فرهنگی نیز بیباکانه در کار تعیین حدوحدود زبان و فرهنگ مردم شد.
مبارزهی زبانشناسانهی آقای حکمتیار در ظاهر از چنان جدیتی برخوردار است که حتا امین کریم، از اعضای این حزب نیز در مصاحبه با یک رسانهی داخلی قیچیِ زبانشناسیاش را برداشت تا واژگان بیگانه را از زبان خبرنگار ببُرد. دامن زدن به بحث تکراری و البته جنجالی فارسی و دری و اینکه شهروندان تا کجا جواز دارند از واژگان فارسی در گفتوگوهایشان استفاده کنند، از عجیبترین مواضع آقای حکمتیار بود. همچنان که در مورد وضعیت زنان، حقوق بشر و مسایل فرهنگی نیز وی احکام عجیبوغریبی در دیدار با شهروندان صادر میکند.
سوم؛ تأکید بر کینهورزی با برخی احزاب دیگر، همزمان که بر فراموش کردن گذشته پای میفشارد، انتهای دورویی سیاسی وی را افشا میکند. حکمتیار در روند صلح تا آنجا که به زبانش مربوط میشود، با تفکیک و دیگرسازی شهروندان برخورد کرده است. او طالبان را به خوب و بد تفکیک کرده. اما چهکسی میتواند فجایعی که این گروه مرتکب شده را تشخیص بدهد که از سوی طالبان خوب سازماندهی شده یا به فرمان طالبان بد بوده؟ اگر طالب خوبی وجود دارد، چرا هنوز «مخالف مسلح دولت و ملت» است و اگر نیست، چرا آقای حکمتیار بر این بخشبندیاش پای میفشارد؟ سالانه بهصورت تقریبی، پنجهزار شهروند در اثر جنگی که ابتکار اصلی آن در دست طالبان است، جان میبازند. تبرئهی طالبان از جنایتی که در حق مردم روا میدارند با چنین تفکیکی، معنایی غیر از اغماض از جنایت و شرارت دارد؟
به نظر میرسد احتمالاً آقای حکمتیار درک درستی از پیشبردن روند صلح ندارد؛ چه اینکه کمک کردن به روند صلح بهمعنای تبرئهی جنایت و چشمپوشی از ریختن خون مردم و هزینهیی که شهروندان میدهند، نیست. اگر غیر از این باشد، باید به نیت آقای حکمتیار شک کنیم.
صلحجوی فتنهانگیز
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
