خبرنگار ناراضی

اطلاعات روز

راست میگه بخدا… اگر امریکا می روند خدا حافظ شان! ما به زندگی خود ادامه خواهیم داد…
با این حرفها یادی از دوران دانشگاه در ذهنم مجسم شد. در یکی از روزهای دوران تحصیلی؛ که من و استاد هردو به اتفاق هم، هیچ علاقه‌ی به تحصیل نداشتیم و از روی جبر سر کلاس حاضر می شدیم؛ استاد از ما پرسید که زندگی در دوران طالبان چگونه بود؟ یکی گفت ما در دوران طالبان، شبها و روزهای زیادی را با علف سر کردیم. دیگری گفت خدا طالب را سر سگ مقرر نکند. خیلی ها هم جواب ندادند و زجر دوران امارت اسلامی را قورت دادند و عده‌ی هم گفتند که دوران بسیار خوبی بود… همه چیز فریمان (فراوان) بود، ما در خانه روغن در بیرل داشتیم و حتی یک روز هم گرسنگی نکشیدیم… هنوز حرفش تمام نشده بود که استاد پیشانی ترش کرد و گفت شما شاید شریک طالبان بودید!
می‌بینید که خشم نمی تواند حد و مرز داشته باشد. یکی از سر خشم در جهان نویسندگان را فحش و دشنام نثار می کند، دیگری از روی خشم بمب سر راه اسماعیل خودما پاره می کند. وانگهی شما توقع دارید که علم و پرچم مغز، بالاتر از علم خشم و غضب قرار داشته باشد! نه بابا! در این کشور همیشه خشم کارساز بوده؛ همینکه کرزی صاحب قند، خشمش بالا بگیرد؛ نه طالبی وجود دارد و نه تروریستی! فقط چند نفری مطرح خواهد بود که بخاطر سوءتغذیه بودن گرفتار بگرام شده و امریکا نصف آنها را به طالب و نصف دیگر شان را به صابون تبدیل می کنند. کرزی معتقد است که هر رییس جمهوری در افغانستان ضرورت دارد که به مردم راست بگوید حتی اگر در دوازده سال یک بار ضرورت پیش بیاید. اما خرم تر از خرم مباد در زمین اگر او لحظه‌ای از این فکر فارغ بوده باشد. در ذهن خرم، نه تنها امریکایی طالب تولید می کند که کتابها نیز شریک این فساد در زمین خداست. کتابها به صورت غیر مستقیم در تولید طالب و تروریست نقش دارد. زمانیکه آدم کتاب نخواند از کجا بفهمد که امریکایی کیلوی چند است و طالب را کی خرید و فروش می کنند؟ همین کتابهاست که در گمراهی مردم نقش بازی کرده و عقل را زایل می کند… شما شاید به یاد داشته باشید که اعصاب خرم خراب شد و خشمش از عقلش پیشی گرفت و کتابها را چنان شجاعانه به دریا انداخت که تا امروزه روز، دریای هیرمند شکم درد است…
کرزی که چندی پیش آزادی بیان را بهترین سلاح علیه ظلم خوانده بود؛‌ بیان کرده بود که ما حق داریم انتخاب کنیم، حق داریم انتخاب شویم. زنان ما حق دارد در چوکاتی که بدست مردان تعیین می شوند؛ انتخابات برپا کنند و در انتخابات به مردی رای بدهند که دست کم یک موی علاقه ایجاد کند. هر انسان حق دارد از این قبیل کارها بکند. حتی خود کرزی در راس امور حق دارد که از عقل، خشم، قهر، صبر و تحلیل خویش کار بگیرد. حالا که کرزی از این حقش استفاده کرده و با تیر خشم وارد صحنه شده؛ نباید زیاد نگران باشیم. این امریکایی جماعت است که باید بداند اینجا افغانستان است. زیاد مهم نیست ما چقدر ضرر می کنیم؛ فقط اگر اعصاب مارا خراب کند؛ پیمان بی پیمان! نه به امنیت ضرورت داریم و نه هم ده قصه معاش عسکر خود هستیم! پناه شما هم بخدا از ما هم بخدا…
اما این تمام قضیه نیست. کرزی ممکن بر حرفهای خویش واقف نباشد یا ممکن است این اصلاً حرف خود کرزی نباشد. ما که کرزی نیستیم هرچه دل ما خواست بگوییم. ما به کرزی میگوییم که عالی جناب عالی مقام! بخدا اگر مرد ماندن در افغانستان باشی! اولاً که وضع افغانستان از این بدتر نخواهد شد، اگر احیاناً عنان کار کلاً به دست برادران ناراضی ات بیافتد؛ تو مجبوری که از افغانستان فرار کنی. این برادرانت خیلی هم برادری بلد نیستند؛ خوی و سرشت شان در لرزه های انفجار و انتحار تفسیر می شود، آنها از دیدن اشک مادر و فرزند این وطن، لذت می برند. آنها از اینکه هر لحظه امبولانس های مملو از جسدهای زخمی و تکه پاره را ببیند کیف می کنند. ما هم می گوییم که پاکستان مجرم است. طالبان ریشه در پاکستان دارد؛‌ اما بگذار وقتی طالبی دستگیر می شود، محاکمه شود تا دوباره در دره‌ی غوربند یا ولسوالی جلریز میدان وردک ظاهر و کشته شود. کرزی تو چند روزی دیگر در قدرت هستی! نگذار این چند روزت برای همیشه مایه‌ی پشیمانی‌ات شود. بدان که همه‌ی مشورها نیک نیست، آنهایی که دشمنی با کتاب دارند؛ با عقل نیز میانه‌ی ندارند. آنها محکم بدور خویش بگیر؛ اما نگذاری که آنها تو را بگیرد و به بازی بکشاند. اگر قرار باشد به نفع آنها بازی کنی؛ مقصر و شرمنده‌ی فردا خواهی بود… آن وقت من خبرنگار ناراضی خوبی نخواهم بود که از تو دفاع کنم. من عاشق تو هستم کرزی؛ تو هم ملاحظه‌ی فردای خویش بکن!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه