در دور روز گذشته، بر اساس خبرنامههای وزارت دفاع ملی، نیروهای دفاعی و امنیتی بیش از 90 عملیات نظامی انجام دادهاند. حاصل آن، کشته شدن دستکم 260 تن از طالبان و گروههای تروریستی بوده است. نگاهی به این ارقام، چنانچه بر درستی آن اعتماد کنیم، نشان میدهد که نیروهای دفاعی و امنیتی با دشواریهای بسیاری برای پاسخ گفتن به موجی از حملات نظامی طالبان و گروههای تروریستی دیگر روبهرو است. این نیروها در 20 ولایت کشور در شبوروزهای گذشته عملیات نظامی انجام دادهاند؛ در کمتر از دو-سوم کل ولایات کشور. به رغم این عملیاتها، طالبان روز جمعهی هفتهی گذشته توانستند یکی از نقاط مهم ولایت سرپل را تصرف کنند.
منطقهی «میرزاولنگ»، عمدتاً از سوی گروههای مسلح مردمی در یک سال گذشته حفاظت میشد. درست به دلیل مقاومت مردم در برابر طالبان، سد محکمی در برابر کوشش طالبان برای رخنه به مرکز ولایت سرپل ایجاد شده بود. اما نرسیدن کمکهای تسلیحاتی هوایی به گروههای مسلحی که در برابر طالبان مقاومت میکردند، سبب شد که دستکم 25 مأمور پولیس به دست طالبان بیفتد. بنابر گفتههای منابع محلی، 150 خانواده نیز در محل گیرماندهاند. همین منابع میگویند که 15 تن از سربازان اسیر دیروز تیرباران شدهاند.
اهمیت این منطقه به این دلیل است که «میرزاولنگ» در فاصلهی کمی با مرکز سرپل قرار دارد؛ تقریباً 10 کیلومتر. با توجه به اینکه بخشهای از سرپل عملاً در کنترول طالبان است و برخی منابع حضور دستکم 2هزار عضو وابسته به داعش و طالب را در این ولایت تأیید میکنند، سقوط این منطقه به دست طالبان، مرکز سرپل را بیش از هرزمانی در معرض حملهی طالبان و در بدترین حالت، تکرار فاجعهی سقوط قندز قرار داده است.
از جهت دیگر، به دلیل این که مردم محل در یکسال گذشته به سختی در برابر طالبان مقاومت کردهاند، بیم انتقام و نتیجتاً وقوع یک فاجعهی انسانی میرود.
90 عملیات در دو روز گذشته در حالی اتفاق افتاده که نیروهای امنیتی و دفاعی کمکی برای حفظ منطقهی «میرزاولنگ» سرپل نتوانستهاند. یک دلیل سادهی آن، تراکم عملیات در قیاس با ظرفیت عملیاتی نیروهای دفاعی و امنیتی است و این احتمال که آنها ناتوان از رساندن کمک به این منطقه بودهاند. اما دلیل بدبینانهتر آن این است که به دلیل حضور شبهنظامیان محلی، نهادهای عمدی در کمک به آنها تردید کردهاند. با این حال، وسعت میدان نبرد به شکلی که اکنون ساخته شده، دو نگرانی عمده را سبب شده است: 1) سقوط بخشهای از یکمنطقه یا حتا مرکز یک ولایت و به تبع آن تکرار فاجعهی انسانی و توسعهی قلمرو تحت نفوذ طالبان و 2) افزایش فشار نظامی و سیاسی بر حکومت.
از این رو، مسألهی اصلییی که همه به یکسان با آن مواجهیم، این است که طالبان بر سر تقسیم اراضی با حکومت میجنگند. مسألهی که نه به صورت رسمی، اما در عمل حاکمیت ملی دولت را به چالش میطلبد. از این منظر، تشدید اختلافهای درونی و ادامهی وضعیتی که بر نارضایتی عمومی افزوده و حکومت را عملاً به سمت تقابل با مردم میراند، میتواند ماشین کشتار طالبان را تیزتر سازد و عرصه را برای خونریزی این گروه فراهم آورد.
به نظر میرسد، حکومت نیازمند تجدیدنظر در برنامههای امنیتی و سیاسی خود با طالبان است. این تجدیدنظر باید شامل چهگونگی حمایت حکومت از شبهنظامیان محلی نیز باشد تا از ظرفیت ناراضیانی که در برابر طالبان سلاح برداشتهاند، در جهت تأمین امنیت عمومی و سرکوب طالبان استفاده شود. از جهتی دیگر، حکومت نیاز دارد تا دیوار اعتماد میان مردم و دولت را احیا کند. افزون بر آن لازم است که اصلاحات امنیتی به صورت جدی اجرا و نهایی شود. ضمن آنکه تمامی این تلاشها در غیبت یک سیاست خارجی نیرومند، با چالشها و موانع بسیاری همراه خواهد بود. مشکلی باید با ایجاد اصلاحات در دستگاه سیاست خارجی، از سر راه برداشته شوند. تمامی این موارد اما وابسته به این است که غنی میان تأمین منافع اقتصادی و رانتی برخی شبکههای سیاسی و اقتصادی و تأمین منفعت عمومی، دست به انتخاب بزند.
نبرد در سرپل؛ رویارویی دشوار با طالبان
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
