جنگها و منازعات بیشتر از سه دهه در کشور، ناملایمات و ناهنجاریهای زیادی را به بار آورده است که زندهگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم را به شدت تحت تأثیر قرارداده است.
نتیجه و پیامد منفی و ناگوار جنگها و نابسامانیهای اخیر، بیاعتمادی، بیباوری، بیعدالتی، بیمهری اجتماعی، منفیگرایی، افول ارزشها و اصول زیست باهمی، بدبختیها، تبعیض و سوءاستفادههای سیاسی، قومی و مذهبی، خشونتورزی، تقلبی شدن مناسبات اجتماعی، فقر؛ و دهها عامل منفی و مخرب دیگر میباشد که فضای سالم برای شکلگیری حیات جمعی را صدمه وارد نموده است. وخامت اوضاع جاری در کشور و عدم رسیدن به اتفاق و اتحاد که سنگبنای یک دولت با ثبات و فراگیر میباشد، نیز از پیامدهای شوم همان نابسامانیهای یادشده میباشد.
از جانب دیگر موجودیت اختلافات و بیاعتمادیها در جامعه سبب میگردد تا به سادهگی عوامل بیرونی بتوانند از آن به عنوان زمینههای مساعد سوءاستفاده نموده، تنور جنگها، بیعدالتیها، برتریجوییها و بیاتفاقیها را گرم نگهداشته، مانع رسیدن افغانستان به یک دولت با ثبات، صلحآمیز و مرفه گردد.
نهادهای مدنی، روشنفکران، اساتید دانشگاهها و نخبهگان جامعه رسالت و مسئولیت بزرگ دارند تا برای زدودن ابعاد، زمینهها و پیامدهای ناگوار جنگها واختلافات سیاسی-قومی در کشور و ترویج اتحاد، همبستگی و همدیگرپذیری، ذهنیتسازی و روشنگری نموده، فضای مثبت، سالم و سازنده را برای حیات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تمام مردمان ساکن و عاری از هرگونه تبعیض و برتری طلبی ایجاد نمایند.
بعد از شکلگیری فضای جدید پس از سقوط رژیم طالبان، یک فرصت مناسب فراهم گردید تا برای نسلهای خسته از جنگ، آیندهیی درخشان و شکوهمند ترسیم گردد و برای رسیدن به صلح، عدالت و پیشرفت گامهای سودمند گذاشته شود.
در طی شانزدهسال گذشته با وجود مشکلات و میراثهای شوم دهههای پسین، دستآوردهای قابل توجه در بخشهای مختلف صورت گرفت و خشتهایی به سوی رفاه و آسایش گذاشته شد که همه نویدبخش آیندهیی سعادتمند بودند؛ اما در سالهای اخیر عوامل متعدد مانند مداخلات خارجی، عدم شکلگیری اجماع سیاسی میان رهبران سیاسی، فقر، بیکاری و شدت ناامنیها و خشونتها سبب گردیدهاند تا یک چشمانداز مؤثر و سازنده برای همگرایی معنادار میان لایههای مختلف جامعه شکل نگرفته و نگرشهای منفی و بیباوری نسبت به آینده بیشتر گردد.
با توجه با مسایل ذکر شده و پدیدههای منفی در جامعه، تعدادی از جوانان آگاه و رسالتمند جامعه در محور برنامه من افغانستانم(IAM AFGHANISTAN) جمع شدهاند تا از طریق راهاندازی یک سلسله برنامههای مدنی و روشنگری در سرتاسر افغانستان، فضای مثبتاندیشی و ارزشمحوری را در جامعه ترویج ونهادینه نمایند. در جامعهیی که به شدت تضادها، شکافها و مشکلات مطرح بحث میباشد، باید طرحها، دیدگاهها و افقهای روشن برای نسلهای آینده ترسیم گردد. وباجود چالشهای عدیده فراراه، امیدواری نسبت به آینده احیا گردد. حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی کشور، نهادینه شدن اتحاد و همدیگرپذیری، مبارزه با انواع افراطگرایی، مشارکت مؤثر و معنادار جوانان در پروسههای دولتسازی و ثباتسازی که مسایل برجسته در شکلگیری دولت-ملت مستقل، قوی و صلحآمیز میباشد، از محورهای مهم کار و فعالیت این ابتکار میباشد که عمدتاً از طریق نشر مقالات، پیامهای کوتاه و طرح سوالات در صفحه انترنیتی و فیسبوک و تویتر، ترسیم گرافیتی، نشر پیامهای نخبگان جامعه، موضعگیری مثبت در برابر تحولات و انکشافات سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و راهاندازی گفتمانها برای مشارکت مردم در برنامهها و انعکاس نظریات مردم در سطح کابل و ولایات میباشد.
من افغانستانم(IAM AFGHANISTAN) برای افغانستان عاری از هرگونه تبعیض، خشونت و بیثباتی تلاش مینماید، تا خانهیی امن و مصئون برای تمام اقوام برابر و برادر ساکن در این کشور باشد. اقوام افغانستان،گلهای رنگارنگ این کشوراند که به زیبایی این آب و خاک میافزایند.
«من افغانستانم» در صدد ترویج مثبتاندیشی و ارزشگرایی است
با دیگران به اشتراک بگذارید
6 دیدگاه
6 دیدگاه

من یکی از طرفداران کاملن و یا بگویم سر سخت مثبت اندیشی و مثبت گرایی ام اما آنجای که این پدیده در جامعه کاملا ناشناخته باقیست باید چی گفت؟
یکی از راه کار های است که کشور به آن اشد ظرورت دارد.
اما از آن جای که پیداست همواره مردم ما دقیقا فاقد هر آن انگیزه ای که بتواند کشور خویش را به سوی بهبودی سوق دهد و در این مورد کوچکترین حرکتی از خویش نشان دهند، می باشد.
معذرت می خواهم، در پیام قبلی ام یک سؤتفاهم شده است. زیرا من کلمۀ “افغانستانم” را
اشتباهن “افغانستانیم” خواندم. این درست نبود.
مؤفقیت بیشتر به این حرکت مدنی آرزو می کنم.
همین کلمۀ “من افغانستانیم” مبنأ و عامل نفاق، جدائی و اختلافات اجتماعی است.
ما “افغان استیم، نه افغانستانی”. این واژه از ایران آمده و توسط نوکران ایران بین مردم افغانستان
پخش شده است. به این بهانه که گویا افغان = به پشتون است، بین ما نفاق و خصومت ایجاد می کنند.
من افتخار می کنم که افغان استم!
جناب وطندوست! افغان نام دیگر قوم پشتون است. برای شروع روند ملتسازی، اولین کار، پذیرفتن همه با هویت خودشان است. با تمامیتخواهی و جاسوسخواندن دیگران نمیتوانیم ملت بسازیم.
هه چه احمقانه
(من اهل عربستانم پس عربستانی هستم(کشور)من عرب هستم(نژاد))
(من کردستانی هستم(کشور) من کرد هستم(نژاد))
اتفاقا همین یعنی اینکه تفاوت نداره نژاد هممون مثل هم افغانی باشه یانه مهم اینه که یکی هستیم یعنی همگی اهل افغانستانیم و اینجا بدنیا امدیم
تو چی از فارسی حالیته اخه؟!
لابد اینم کار نوکرای ایرانه..