کمتر از یکهزار سرباز اردوی ملی در دو ماه اخیر به کام مرگ کشانده شدهاند. ادارهی بازرسی کمکهای ایالات متحده، «سیگار»، در تازهترین گزارشاش شمار کشتهگان اردوی ملی را 807 نفر حساب کرده است. اگر 165 سربازی که در حمله به قول اردوی شاهین جان باختند را نیز در این فهرست بگنجانیم، رقمی که از تلفات دو ماههی سربازان در شروع سال جدید میلادی بهدست میآید، وحشتناک است. دامِ مرگ سربازان چیست و چه چیزی نیروهای امنیتی و دفاعی را به کشتارگاه میکشاند؟
از 71 میلیارد دالری که تاکنون امریکا به افغانستان کمک کرده، بیش از 60درصد آن صرف تجهیز و تقویت و حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی شده است. به این معنا که در یکونیم دههی اخیر صرفاً از منبع پول کمکی امریکا 42.6 میلیارد دالر صرف تأسیس، تجهیز و حمایت از نیروهای امنیتی شده است. نیروی امنیتی-دفاعی سهصدهزار نفری کشور در این سالها بودجهیی را صرف کرده که با بودجهی نظامی بزرگترین ارتشها برابری میکند.
در سال گذشته وزارت دفاع تصمیم گرفت که تشکیلات نهادهای دفاعی را بازسازی کند. در این هنگام صدها موتر تخریبشده و امکانات فرسودهی بزرگی به انبارها فرستاده شد و بهجای آن امکانات جدیدی در اختیار اردوی ملی کشور قرار گرفت. با اینحال، هنوز چه اردوی ملی و چه سایر نهادهای امنیتی نتوانستهاند بر وضعیت امنیتی مسلط شوند. این نیروها از بدو بر دوش گرفتن مسئولیت تأمین امنیت از «ناتو»، در معرض آزمون واقعی قرار گرفتهاند. سطح تلفات و میزان از دست دادن سرزمین و نیز افزایش ناامنی، معیارهای خوبی برای سنجش کارآیی نیروهای امنیتی کشور است. بیش از 30 درصد خاک کشور بهصورت مستقیم و غیرمستقیم در اختیار شبکههای تروریستی است. آنها توانستهاند حملات خونباری مانند حمله بر قول اردوی شاهین و شفاخانهی چهارصد بستر را انجام بدهند. تلفات نیروهای امنیتی در یک سال گذشته بیش از 5هزار نفر بوده است.
بیتردید ردههای میانی و رهبری نهادهای امنیتی غرق در فساد و بیکارگی و بدهبستانهای بینااداری و رقابت با همدیگر اند. وجود سربازان خیالی، توزیع اسلحه به سربازان خیالی، عدم هماهنگی میان نهادهای امنیتی (پولیس، امنیت ملی و اردوی ملی) و فساد در قراردادهای اکمالاتی این نهادها پشت پردهی ناکامیهای سربازان ما را افشا میکنند. به نظر میرسد مشکل عمده در وجود فساد گسترده و پیچیدهی سیاسی و اداری است، نه توان رزمی سربازان. سران حکومت وحدت ملی نیز در این فساد عملاً شریکاند. اشرف غنی فردی را به وزارت دفاع ملی گماشت که نه چهرهی برجستهی نظامی بود و نه تجربهیی در نبرد و رهبری نیروهای جنگی داشت. جنرال حبیبی حداکثر فرد مورد اعتماد رییس جمهور و استاد اکادمی نظامی بود. به همین خاطر نیز سرانجام تحت فشار افکار عمومی مجبور به استعفا شد. بر مبنای موافقتنامهی سیاسی، عبدالله عبدالله نیز بهجای توجه به شایستگی و توانایی، معمولاً کسانی را در رأس نهادهای امنیتی قرار داده است که یا مجبور به رساندن آنها در پستهای بلند دولتی بوده یا از دایرهی افراد مورد اعتماد و نزدیک به وی. فرمانده پیشین قول اردوی شاهین، مهمند کتوازی، یک جنرال متقاعد بود، اما بهدلیل وجود فساد عمیق در حکومت به فرماندهی بزرگترین نهاد نظامی در شمال کشور رسیده بود.
فرماندهان نظامی در غصب و توزیع فسادآمیز زمینهای دولتی، در رقابت و چشم و همچشمی با همدیگر، در استفاده از منابع دولتی و اختیارهای قانونی برای رسیدن به پول و مقام بالاتر و سرانجام در تعامل با شبکهی پیچیدهیی از معاملهگران سیاسی و قومی، به بدگمانی عمیقی در لایههای زیرین و سربازان امنیتی و دفاعی دامن زدهاند. در این کشور کمتر از یکهزار جنرال رسمی وجود دارد؛ بیشتر از جنرالهای ارتش نیرومند ایالات متحدهی امریکا. آنها از مزایای مالی هنگفتی در طول عمرشان بهرهمند میشوند، بیآنکه نقشی غیر از ناکامی و تضعیف نیروهای امنیتی داشته باشند. در مورد شرمآور دیگری، یک خبرنگار تلویزیون به رتبهی جنرالی میرسد، سکرتر یک سیاستمدار آلوده به فساد در زمان کوتاهی به رتبهی بریدجنرالی رسیده است. همینها تصمیمگیرندگان نظامی کشور اند.
بسیاری از فرماندهان نظامی اگر از ثروتاندوزی از طریق فساد فارغ شوند، درگیر کار سیاسی و مطرح شدن رسانهیی هستند. تاکنون هیچ میکانیزمی برای مسئولیتپذیرساختن و تحدید رفتار و اختیار آنها به کار بسته نشده است و به همین دلیل، فرماندهان نظامی به اندازهی سیاستمداران درگیر رقابتهای جناحی و سمتیاند و به دنبال موجی از کشمکش راه میروند.
این وضعیت هشداردهنده است و به نظر نمیرسد زمان زیادی دوام بیاورد. چه اینکه فروپاشی درونی گرچه برجسته نیست، اما با شتاب بسیاری به سراشیبی نزدیک میشود. در صورت استمرار این وضعیت، در میانمدت سربازانی که بیشترین آسیب و هزینهی فساد و ناامنی را تحمل میکنند، نسبت به مسئولیتشان با شک و تردید و لاجرم سهلانگاری برخورد خواهند کرد. فرار سربازان در قول اردوی شاهین و جمع شدن و پناه بردن آنها به نمازخانه و مسجد این قول اردو در هنگام حملهی یازده روز پیش طالبان، نشانهی روشنی از بیمیلی و سردی سربازان در نبرد است. غنی با تصامیم مصلحتجویانهاش فساد در سطوح بالای امنیتی را تقویت میکند. هیچکس هراسی از کارشکنیاش ندارد، چه اینکه در بدترین حالت بهعنوان سفیر در یکی از کشورهایی که رابطهی دیپلماتیک با کابل دارند، تعیین خواهد شد
