سابق که سواد نبود و ما درعصر جاهلیت افتاده بودیم تحت سیطرهی ملاها و مولویها، ترازوی سنجش دینداری و مسلمانی همیشه ملا و روحانی و عالم دین بود. مشکل تنها این نبود، ملا تنها ترازو نبود، بلکه آن پنگ ترازو نیز با خیال و موضع ملا گرفته میشد و انسانها بر اساس نوع رابطهشان با ملا و تطابقش با نسخهی ملایی دیندار و بیدین و کافر و مسلمان تعیین میشدند. از این پیشتر نرویم، عین قصه حالا در ادارهی تدارکات ملی در حال تکرار است. این اداره صلاحیت دارد شرکتی را از لیست شرکتهایی که میتوانند در قراردادهای داوطلبی اشتراک کنند یا نه، برنده شوند یا نه، با معیارهایی از قبلتعریفشده و مدون انتخاب یا رد کند. تا اینجا حرفی نیست. اما مساله زمانی پیچیده میشود که بخواهیم مسلمانی مولوی را در یک جامعهی بنیادگرای دینی با حقانیت و حاکمیت صددرصدی ملاها تعیین کنیم. میشود؟ نه. نمیشود. ساطور دین کل و کورتان میکند و ملا در چنین دعوایی همیشه برنده است. هرچند که ممکن است حق با او نباشد.
حالا در حالیکه ادارهی تدارکات ملی هر هفته خبر از صرفهجوییهای میلیونی در قراردادهای دولتی میدهد و سالانه این ارقام میلیاردی میشود، رییس اجراییه و شورای عالی اقتصادی پس از یکونیم سال سکوت، سخنی را به زبان آورده که حقیقتاً ما میخواستیم خیلی وقتها پیش آن سخن گفته شود. رییس اجراییه و حضار جلسات شکایتی نوشته و به ما (رسانهها) فرستاده که این اداره با قراردادیها برخورد دوگانه دارد، در مورد پروژهها فیصلهی قاطع صورت نمیگیرد، گزارش جلسات کمیسیون با فیصلههای واقعی آن مطابقت ندارد و یک فرد ثالث که احتمالاً شیطانی باشد پنهان در ارگ، در کار این اداره مداخله میکند.
خواندن چنین اعلامیهیی حقیقاً از جانب حکومت دور از انتظار است. بهویژه حکومتی اگر پنجاه-پنجاه باشد. اما این اعلامیه بهانهیی شد برای یک سوال جدی در مورد ادارهی تدارکات ملی: این اداره و عملکردش توسط چه کسی بررسی و تفتیش و نظارت میشود؟ رییس این کمیسیون رییسجمهور است، چند مقام از مقامهای ردهبالای حکومت نیز عضو آن هستند. نزدیکترین افراد به رییسجمهور نیز مسئولیت اجرایی این اداره را برعهده دارند. حالا اگر قرار باشد بخشهای تدارکاتی دولت از فساد پاک شود، معنایش این است که بیشترین فساد نیز در آن بخش نهفته است. این حرف را رییسجمهور نیز تأیید کرده است که در قراردادهای دولتی فساد بوده و ما صرفهجویی و فسادزدایی میکنیم. اگر چنین است، از کجا به آن اطمینانی دست یابیم که فسادی در عملکرد کمیسیون تدارکات ملی اگر نه درحد رییس عمومی و اعضای آن، در ردههای پایینتر وجود ندارد؟ اگر دور نرویم، توافق عطامحمد نور با رییسجمهورغنی پس از آن بزن -بشنوهای سیاسی و لفظی به کمک تسهیلاتی در همین اداره حل شد. یعنی سخن از بندش شرکتهای مرتبط با منافع اقتصادی عطامحمد نور توسط ادارهی تدارکات و پولهای بلاک شده در بانکهای بیرونی حالا نه دوبی بلکه یک کشور دیگر بود. اما آن بزن – بشنوها پایان یافت و سخنِ معاملهی سیاسی در کمیسیون تدارکات ملی به رسانهها درزکرد.
برگردیم به سوال: چه کسی از عملکرد کمیسیونی نظارت میکند که بیشترین قراردادها و هنگفتترین مبالغ پولی را قرارداد میکند؟ اگر کسی هست، تا هنوز چه کرده است و چگونه؟ اگر نیست، پس چطوری دینداری این ملای بیبازخواست را باید تشخیص داد؟ نمیشود تا ابد در دوران زمامداری امارت اسلامی به این باور کنیم که ملا خودش بگوید دیندارترین است. بهویژه حالا که ملااختر منصور و آن مولویهای معروف نیز بلدند که در دوبی سرمایهگذاری کنند. و اگر یک سال قبل را مرور کنیم دقیقاً در چنین روزی نمایندگان مجلس در جلسهی استماعیه با مسئولان ادارهی تدارکات در مورد فساد در کمیسیون تدارکات ملی گفته بود: «از زیر چکک بلند شده به زیر ناودان نشستهایم». آن نماینده مثالی آورد: شما تدارکات وزارت دفاع را منحل کردهاید بهدلیل فساد، اما خودتان تیل وزارت دفاع را که در بازار لیتر چهل افغانی است به شصت افغانی قرارداد کردهاید. حالا پس از آن سخنهای مجلس، یک سال بعد، رییس اجراییه به فرد ثالثی اشاره میکند؛ آن فرد کیست؟ قرار نیست آن فرد معلوم باشد. آن فرد که معلوم شد، درصدیاش معلوم میشود، نسبتش با قدرت معلوم میشود و معامله و فسادش مشخص میشود. شاید در اینکه فرد ثالثی هست برای مداخله و خلایی هست از اینکه هیچ مرجعی حق بازخواست و پرسان از کمیسیون تدارکات ملی و عملکردش را نداشته باشد، رازی نهفته است. این راز چیزی است که هیچ فردی حالا قادر نیست به آن دسترسی پیدا کند. دلیلش ساده است: کمیسیون در ارگ است، رییس آن رییسجمهور است و این کمیسیون نیز در مقام همان مرجع فتوایی نشسته است که مبراست از هر عملی که اکنون خلاف قانون است. راهی برای رسیدن به اطلاعات غیر از وبسایت اداره وجود ندارد، کاردانی در این اداره نیز چنان است که ردپایی از آنچه پشت پرده انجام میشود دستکم تا مدت دیگر برجا نگذارد.
اما همهی این چالشها دلیلی نمیشود که شک نکنیم به عملکرد این کمیته و فکر نکنیم به اینکه چه کسی و کدام نهاد از عملکرد این کمیسیون نظارت میکند؟ و اگر چنین است از کجا بدانیم فسادی در کار کمیسیون و ادارهی تدارکات هست یا نه؟ و اگر نباشد، چرا شک نکنیم که زیر چپن ملایی که سخن از دین و مسلمانی میزند، روزی اگرخلوتش برملا گردد، خبر دیگری نباشد؟
چگونه مسلمانی مولوی و ملا را ارزیابی کنیم؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
