معمای ظهور حکمتیار

اطلاعات روز

دیروز سرپرست دفتر سخنگویی ریاست‌جمهوری گفت که تا 15 روز دیگر دولت تعهداتش در توافق‌نامه‌ی صلح با حکمتیار را اجرا خواهد کرد. از آن‌جمله، آزادسازی شماری از زندانیان وابسته به حزب اسلامی نیز شامل این بخش از اجرای مرحله‌یی این توافق‌نامه می‌شود. سخنان شاه‌حسین مرتضوی به‌معنای پایان این شایعه است که گویا گفت‌وگوی صلح میان دو طرف پس از امضای توافق‌نامه با مشکل روبه‌رو شده است. پرسش این است که حکمتیار چرا از طرح آشتی استقبال کرد و چه زمانی به کابل خواهد آمد یا به‌صورت دقیق‌تر، در کجا حضورش را علنی خواهد کرد؟
آمدن حکمتیار به‌دلیل رفتار سیاسی و فرازونشیب‌های زندگی‌اش پس از پایان حاکمیت رژیم کمونیستی، همواره با پیش‌بینی‌ها و نگرانی‌های بسیاری همراه بوده است. آقای حکمتیار به‌رغم سران احزاب جهادی، چه در دوره‌ی حاکمیت مجاهدین و چه پس از آن، به‌صورت موازی در دو خط متضاد در حرکت بوده است. از یک‌طرف، رهبر حزب اسلامی سرسخت‌ترین رهبر ایدیولوژیکی است که تحت تأثیر شدید افکار نهضت اخوان‌المسلمین و نحله‌ها و گروه‌های اسلامی رادیکال قرار دارد و از جهتی دیگر، حزبش از نظر کادر متخصص و اداره‌ی سامان‌مند و نیرومند‌ترین تنظیم‌های جهادی بوده است. در چنین وضعیتی، او همزمان که رهبری حزبی به سامان‌مندی حزب اسلامی را بر دوش داشته که چهره‌های معروف آن از اعضای دایم کابینه در سه حکومت پساطالبان بوده‌اند، خودش اما کماکان بر موضع تند و تیزش باقی ماند و در عمل در کنار گروه‌هایی مانند طالبان و القاعده قرار گرفت تا به‌زعم نزدیکانش علیه حضور اشغال‌گران مقاومت کند. صرف‌نظر از حکمتیار به‌مثابه‌ی یک فرد، حزب اسلامی که او آن را رهبری می‌کرده و اکنون به امیر این حزب شهرت یافته، بیش‌ترین حضور را در نظام سیاسی پس از طالبان داشته است. حاضر همیشه غایب عرصه‌ی سیاسی در این سال‌ها کسی نیست غیر از حکمتیار. آقای حکمتیار در حالی دستور جهاد علیه دولت را داده و سربازانش در کار جنگ در برابر نیروهای ناتو بوده که حامیان و افراد شاخص حزب اسلامی از چهره‌های مقتدر و با نفوذ دولتی بوده‌اند و بخشی از والی‌ها، وزرا و اعضای حکومت همواره به اعضای حزب اسلامی اختصاص داشته است.
از این منظر، حکمتیار دو چهره‌ی متضاد را به نمایش گذاشته است. چهره‌ی یک جهادی رادیکال را که تمام زندگی‌اش به عدم آشتی با قدرت مرکزی گذشته و دایماً در حال جنگ و واپس خزیدن بوده است و همزمان با آن، او کسی است که افرادش بیشترین حضور را در همه‌جا داشته‌اند. این چهره‌ی نامتجانس، اعتماد بر رفتار و منش سیاسی وی را سخت کرده است. حکمتیار که هرگز با کابل سر آشتی نداشته، چرا اکنون تصمیم گرفته است که مانند یاران قدیم دیگرش در سایه‌ی نظام پساطالبانی و مورد حمایت کشورهای غربی که دموکراسی را به‌مثابه‌ی شناسه‌ی برجسته‌اش تعریف کرده، زندگی کند؟ یک دلیل نسبتاً ساده‌اش، سال‌ها سرگشتگی و جنگ و گریز است. تصویر حکمتیار در افکار عمومی، مردی لاغراندام با ریش دراز و عمامه‌ی سیاه و تپانچه‌یی در کمرش بود. آخرین باری که او ظاهر شد، با ریش سفید و چهره‌ی مردی مسن و پیر را به نمایش می‌گذاشت. او پس از-بیش از-چهل سال مبارزه با این ادعا که سکان رهبری سیاسی و توزیع قدرت در دستش باشد، لاجرم به این نتیجه رسیده است که از راه آشتی به یک عمر نارضایتی‌اش پایان دهد و با قدرتی که یک‌سره در دستش نیست، همراه شود. اما مسأله‌ی مهم‌تر که تا حدی توافق‌نامه‌ی صلح را توضیح می‌دهد این است که حکمتیار و حامیان نزدیکش چشم به انتخابات دوخته‌اند. از این جهت، به نظر می‌رسد حکمتیار به‌دنبال مبارزه‌ی سیاسی-انتخاباتی است که تلاش خواهد کرد تا با به‌دست آوردن همراهی مردم در یک روند مبارزه‌ی سیاسی، بخشی از آرزویش را تحقق بخشد: رهبری سیاسی دولت و تغییر شکل نظام به صورتی که او بدان باور دارد. ترکیه و دولت اردوغان یا آنچه که محمد مرسی در مصر آغاز کرده بود، الگوی وسوسه‌برانگیزی برای آقای حکمتیار است. به‌دلیل طولانی‌شدن جنگ و ناکامی‌های مستمری که در کار دولت‌سازی مبتنی بر توافق «بن» به‌وجود آمده و بازگشت افکار رادیکال در میان جوانان، او این فرصت را خواهد یافت تا برای تحقق اهدافش گام‌های بلندی بردارد.
گرچه حکمتیار در این راه با موانع سیاسی بسیاری روبه‌رو است که از آن‌جمله می‌توان به نقش بی‌چون‌وچرای وی در ویرانی کشور و بی‌ثباتی حتا پس از سرنگونی امارت طالبان اشاره کرد. تمدید غیبت آقای حکمتیار نیز در بافتار سیاسی کنونی قابل فهم است. بارها اعلام شده که رهبر حزب اسلامی به کابل خواهد آمد، اما در آخرین مورد کریم امین به رادیو آزادی گرچه همین مورد را تکرار کرده، اما زمان آن را مشخص نکرده است. اکنون خلاف چند ماه پیش، نام آقای حکمتیار در فهرست سیاه سازمان ملل متحد نیست و در نتیجه نگرانی جدی‌یی از واکنش کشورهایی که سرگرم مبارزه با تروریسم هستند، وجود ندارد. به نظر می‌رسد آقای حکمتیار بیش از همه نگران رقبای داخلی و حکومت وحدت ملی است. سال‌ها فرار و بی‌اعتمادی به‌مناسبت سیاسی حاکم در پایتخت، اعتماد آقای حکمتیار را فروپاشیده است. حکمتیار می‌خواهد اطمینان یابد که او پس از ظهور، به بازگشت دوباره به زندگی مخفی مجبور نخواهد شد و به پیش‌شرط‌ها و اهدافش خواهد رسید. زندگی مخفی برای حکمتیار، آخرین برگ بازی او است و طبیعی است که نمی‌خواهد آن را به‌سادگی به میدان بگذارد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه