فاطمه جعفری
در کابل میدان یا خیابانی به نام آزادی وجود ندارد. نامگذاران ما انسانهای صادق و بیریایی بودند و هستند که این نام را بر هیچیک از کوچه و پسکوچهها یا میدانهای شهر ما ننهادهاند. من از همین تریبون صمیمانه از صداقتشان تشکر و قدردانی میکنم.
اما اگر فرض را براین بگذاریم که در پایتخت کشور دوستِ گوسپندپوشِ گرگینمان باشیم و بخواهیم به میدان آزادی برویم، کرایهای را که به رانندهی یک تاکسی پرداخت کنیم، متفاوت است که از کجا سوار شویم و چقدر با میدان آزادی فاصله داشته باشیم یا به عبارتی کیلومتر شمار میزان کرایه را مشخص میکند که قانون تاکسیرانی چنین میگوید، اما بسیار وقتهایی پیش میآید که راننده آدمحسابی از آب در نمیآید و از حالتهای مختلف یک مسافر جنسیت، میزان بلدیت با محیط، ملیت و… استفادهی بهینه میکنند. باز هم اگر افغانستانی باشی و زن هم باشی و مهمتر از همه، تهران را هم بلد نباشی، باید هزینهی بیشتری پرداخت کنی و با وجود اینکه مسیر را نمیدانی، اما ششدُنگ حواست را هم جمع کنی تا به بیراهه نرود، با اینکه مسیر را نمیدانی. کار سختی است، اما باید همهی این نکات را رعایت کنی تا صحیح و سالم به مقصد برسی. در این زمان مهم نیست که تو دکترای حقوق یا اقتصاد را داشته باشی و تمام حقوق مصرف کنندگان را به مانند نام و تخلص خود از بر بدانی، اما نمیتواند کوچکترین کمکی به تو کند.
در زندگی اجتماعی و روزمرهی ما نیز چنین قانونی حاکم است. مهم نیست که تو کیستی و چگونه میاندیشی و ارزش فکری و باروی تو چیست!؟ وقتی که تو زن باشی و متفاوت از الگوهای فکری او بیاندیشی، کافی است کسی بفهمد که به مانند خودش او را تمکین نمیکنی و این آغاز همهی مشکلات بعدی تو در رابطهی کاری یا دوستی با این شخص است. اگر با دقت به اطرافمان و روابطمان دقت کنیم، بیشتر کسانی که باورهای ذهنی خود را به دیگران تحمیل میکنند، بیماران خودباروی هستند که متأسفانه بیشترینه افراد اطراف ما را شامل میشود. در این صورت، بهایی که باید برای آزادی خود بپردازی تا از زنجیر این به اصطلاح دوستان یا همکاران رهایی یابی، بسیار سنگین میشود.
گاهی مجبوریم تمام پیوندهای چندین سالهی خود را بازنگری کنی و بگسلی، که امنیت روحی و جسمیات را حفظ کنی تا آنگونه زندگی کنی که تو خود را سزاوار آن میدانی. امنیت معنای واقعی آزادی است، وقتی که تو بتوانی در امنیت تمام بیاندیشی، راه بروی، با دوستانت دوست باشی و زندگی کنی بی هیچ نگاه و اندیشهی ناپاکی. هزینهی آزادی فقر و محرومیتهای بسیاری است که باید پرداخت. هرگز امنیت در نعمت نصیبت نمیشود، بهخصوص اگر در جامعهی افغانستان یک «زن» باشی.
بهای آزادی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
