در حدود یک سال پیش یکی از دوستداران جوان رییسجمهور غنی ادعا کرد که گاه مقامات بلندپایهی کشورهای دیگر، وقتی مجالی مییابند، در زمینهی سیاستگزاریهای اقتصادی از داکتر غنی مشورت میطلبند. آن دوستدار رییسجمهور حتا از چیزی بهنام مدل اقتصادی اشرف غنی یا Ghaninomics (اقتصاد غنوی) نام برد.
وقتی که میشنویم که رییسجمهور کشور ما در زمینهی اقتصاد و سیاستگزاریهای اقتصادی اینقدر توانا است، لاجرم فکر میکنیم که چنین رییسجمهور توانایی میتواند، و میباید، اقتصاد در همریختهی کشور را به سامانی مطلوب برساند و کشتی ِ شکستهی معیشت مردم را ترمیم کند و به ساحل اطمینان هدایت کند. کسی که میفهمد در کشورش چه مدل اقتصادی کارآمدتر است، چه سیستمی از صادرات و واردات بهتر عمل میکند، چه رویکردی منابع طبیعی و سرمایهی انسانی افغانستان را به بالاترین میزان بازدهی میرساند، چه روشی ظرفیت اشتغالزایی بهینه دارد، چه سرمایهگذاریهایی میتواند گردش اطلاعات اقتصادی یا انتقال کالاها را بهنحوی حداکثری ارتقا بدهد، چه اقداماتی هزینههای صحی کمرشکن مردم را پایین میآورند، چه سیاستهای اقتصادییی میتوانند رقابت آزاد و سازندهی استعدادهای اقتصادی کشور را شکوفا کنند، چه ابتکارهایی سبب میشوند که سرمایهگذاران خارجی سرمایههای خود را در چارچوب رشد ملی افغانستان به کار بیندازند و در نتیجه هم آنان سود ببرند و هم مردم افغانستان و…، چنین کسی حتما مسیر بهتر و مطمئنتری برای رشد اقتصادی کشور و گسترش رفاه عمومی را انتخاب خواهد کرد. به بیانی دیگر، وقتی که کشتیبانی اینچنین هوشیار داشته باشیم، میتوانیم در میانهی موجهای سهمگین نفس راحتی بکشیم و مطمئن باشیم که این کشتیبان دانا و توانا ما را به لنگرگاهی امن خواهد برد.
نخیر.
رییسجمهور شما حتا اگر نابغهی اقتصادی هم باشد و حتا اگر بتوان در تاریخ اقتصادی مدلی را به نام او ثبت کرد (اقتصاد غنوی)، چنین رییسجمهوری وقتی میتواند کشور خود را بهسوی رفاه ببرد که از نظر ارادهی سیاسی و فهم حقوقی نیز برای شکوفا کردن اقتصاد کشور آمادهگی لازم را داشته باشد. اولین قدم در رشد اقتصادی ایجاد کردن فضای امن اجتماعی است؛ فضای امن هم از نظر امنیت حیاتی و هم از نظر حقوقی. به این معنا که اگر کسی بخواهد اقتصاد کشوری را شکوفا کند، نمیتواند از آنسو سیاستهای امنیتییی را در پیش بگیرد که جان مردم و سرمایهگذاران در آن سیاستها ارزشی نداشته باشد. هیچکس در فضای ناامن نمیتواند استعدادها و ظرفیتهای تبادل و تعامل بازرگانی و اقتصادی خود را به فعلیت برساند. از سویی دیگر، رییسجمهوری که بخواهد اقتصاد کشورش شکوفا شود، نمیتواند از آنسو ساختارهای حقوقی را طوری سامان بدهد که در آن بهجای رقابت آزاد فقط کسانی بتوانند از فرصتها بهره ببرند که در دایرهی خویشاوندگرایی رییسجمهور قابل تایید باشند. متاسفانه رییسجمهور ما در هر دوی این زمینهها سیاستی را در پیش گرفته که امکان رشد اقتصادی کشور را شدیدا ضربه میزند. از یکسو با تمرکز قدرت در قبیلهی خود به نیپوتیزم دامن میزند و از سویی دیگر با مدارایی که با طالبان میکند امنیت کشور را بهسوی فروپاشی میراند. اقتصاد غنوی ناکامی خود را از ناکامی سیاست غنوی میگیرد.
اقتصاد غنوی در برابر سیاست غنوی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
