برای ما اتم بیاور

اطلاعات روز

در دوره‌ی کودکی در دهکده‌ی ما زن پیر همیشه آواره‌یی بود که ده‌به‌ده می‌گشت و گدایی می‌کرد و با خود و دیگران حرف می‌زد. کودکان ده او را دوست داشتند. نمی‌دانم چرا. شاید به این‌خاطر که او هم مثل ما بود، ژولیده‌موی و ژنده‌پوش و چرکین. شاید به این‌خاطر که از دل ما حرف می‌زد و هیبت و شوکتی نداشت. وقتی که از او می‌پرسیدیم کجا می‌رود، فورا جواب نمی‌داد. می‌دانست اگر فورا جواب بدهد، ما دیگر نمی‌پرسیم. ما دنبال او راه می‌افتادیم و هلهله‌کنان پرسش‌بارانش می‌کردیم. بی‌بی کجا می‌روی؟ بی‌بی در خریطه‌ات چیست؟ بی‌بی خانه‌ات در کجاست؟ بی‌بی برای ما چه آورده‌ای؟…
بی‌بی تا در سایه‌ی درخت توت یا زردآلویی نمی‌نشست جواب نمی‌داد. وقتی می‌نشست و نفسی می‌گرفت، کم‌کم شروع می‌کرد به پاسخ دادن به سوال‌ها. در جواب این سوال که خانه‌اش کجاست، می‌گفت که در قلعه‌یی زنده‌گی می‌کند بسیار دور. می‌گفتیم چرا ما را به قلعه‌ی خود نمی‌برد. می‌گفت هر کس دل نمی‌تواند در آن قلعه وارد شود. می‌گفت در آن قلعه شیر و پلنگ هم هستند. می‌گفتیم چه‌طور تا حالا او را نخورده‌اند. می‌گفت مرا می‌شناسند. بیگانه را که ببینند پاره‌پاره‌اش می‌کنند. از او خواهش می‌کردیم که یک روز شیر و پلنگ خود را به زنجیر ببندد تا ما بتوانیم با او به قلعه برویم. می‌گفت شما بچه هستید، نمی‌فهمید. شیر و پلنگ را که به زنجیر ببندی، می‌میرند. می‌گفتیم چه بهتر که بمیرند تا ما بیاییم و قلعه‌ی بی‌بی را ببینیم.
وقتی‌که می‌دیدیم هیچ راه دیگری نمی‌ماند به بی‌بی می گفتیم که از قلعه برای ما سیب و زردآلو و شفتالو بیاورد. می‌گفت هفته‌ی گذشته که آمده بود، یک سبد میوه آورده بود، اما چون ما نبودیم همه‌ی‌شان را به بچه‌های ده بالا داده بود. می‌گفت تازه آفتاب سر زده بود که با سبد میوه به قریه‌ی ما آمده بود. در آن وقت ما خواب بوده‌ایم. حیف!

می‌‌دانم شما از قصه‌های کودکی ما لذت نمی‌برید. در عوض، اشتیاق عجیبی به اخبار سیاسی دارید. مشکلی نیست. بگذارید یک قصه‌ی سیاسی داغ امروزی برای‌تان بگویم. حتما اطلاع دارید که کوریای شمالی در این اواخر پنجمین آزمایش موشکی خود را هم انجام داد. وزارت خارجه‌ی افغانستان این آزمایش اتمی را محکوم کرد و از کوریای شمالی خواست که بیش از این اوضاع منطقه و جهان را متشنج نکند. جالب این است که، بر اساس گزارش‌ها، مقامات کوریای شمالی چون نمی‌دانسته‌اند که افغانستان کشور است، عمیقا وارخطا شده بوده‌اند. اما وقتی متوجه می‌شوند که ما ماییم، عصبانی شده و قسم یاد می‌کنند که آزمایش ششم خود را در خاک ما اجرا خواهند کرد. به نظر من، ما فعلا با همین همسایه‌ی اتمی خود حسن و ملاحت همجواری را رعایت کنیم، بس است. کوریای شمالی بماند برای یک فرصت دیگر. درست است که کوریای شمالی مثل ماست و نان خوردن خود را ندارد. ولی اتم دارد. می‌زند پوز و پکل ما را مشعشع می‌کند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه