قانی
حالا هرکه فکر میکند مقامات ایرانی نگران شهروندان افغانستان نیست؛ هشت مرتبه از صمیم قلب بگوید رحیمپور رحیمخالی، رحیمپور، رحیم خالی… (فقط لطف کنید مرا به بیسوادی محکوم نکنید که خیلی از این بابت متأسف میشوم).
من حدس میزنم که آقای رحیمپور طی یک تماس تیلفونی با حضرت بهرامی ابراز داشته که «من اصلاً غلط بکنم در مسایل افغانستان مداخله بکنم، من اصن همچین چیزیو بهزبون نیاوردهام… نه آغا، تمام این حرفا زیر سر همان خبرنگاره است. اون یارو تموم حرفارو از خودش درآورده و به پاس مصاحبهی من با اونا، اونو گذاشته پای من! حیف که رهبر نمیذاره، وگرنه دماری از روزگار خبرنگار جماعت دربیارم که امریکاییا کیف کنند در سرحد لالیگا! برو بهرامی جون یه جوری ماسمالی کن! رفاقتمون همین روزا معلوم میشه دیگه… ای بابا! این که قط شد…»
بلی عزیز دل، قط شد. بهرامی رفت که ماستمالی کند. بهرامی ابراز داشته که نظر تو نظر دولت ایران نیست. نظر تو نظر خودت است. اما مسئله این است که نظر تو چرا نظر خودت باشد؟ مگر این که از بودن در کنار رهبرت سیر آمده باشی! آها، حالا همهچیز افتاده به گردن خبرنگار! خبرنگار تشبث کرده و از خود چیزی به نام رحیمپور صادر کرده است. خوب است که خبرنگاران هستند، وگرنه حتماً تقصیر را به گردن شارت بودن انترنت میانداختید.
به هر صورت، بهرامی نمایندهی رسمی ایران در کابل گفته که ایران حق مداخله در امور افغانستان را ندارد؛ افغانستان کشور مستقل است و هر کشور مستقل حق دارد با توجه به منافع علیای ملیاش، با کشورها و نهادهای متفاوت عقد قرارداد کند. این سخن را محض رضای خدا گفته باشم که عالی جناب کرزی! دیگه حتا ایران هم مخالف عقد قرارداد امنیتی با امریکا نیست. بگیر امضا کن و نگرانی میلیونها شهروند این کشور را به امید و باورمندی بدل کن.
چند دلیل خیلی خیلی ساده برای عقد قرارداد مکمل پیمان استراتژیک با امریکا!
الف– من از اعداد فعلاً متنفرم، به همین خاطر دلیلهایم را با حروف مشخص میکنم، چرا؟ چون اعداد نگران کنندهاند. مثلاً اگر متوجه باشید که بودجهی 2 ساله طی چندماه مصرف میشود، خودبهخود نگران قطع کمکهای خارجی شده و تحت فشار قرار میگیرید.
ب- البته که خوب است ما از روسیه هزاران تن گاز خریده باشیم، اما قیمت گاز همچنان بالاست.
دو دلیل فوق به خاطر تنفر من از اعداد بیان شد و حالا چند مختصر دلیل برای عقد پیمان امنیتی:
الف– پروسهی صلح ناکام خواهد شد، چیزی که ما به آن خیلی مینازیم.
ب– رخت انترنت و کامپیوتر از جامعه بسته خواهد شد و ما هرگز قادر نخواهیم بود که از اول شدن افغانستان در مقام فساد، در فیسبوک ماتم بگیریم.
ت– در این دوازده سال تا توانستهایم کوشش کردهایم که الگوی مصرف خویش را توسعه دهیم، البته به لطف کمکهای میلیاردی جامعهی جهانی. اگر امریکا روی بگرداند، جامعهی جهانی روی خواهند گرداند و ما یک دفعه با قطع کمکهای خارجی مواجه خواهیم شد و این یعنی سکتهی مغزی و قلبی، فلج شدن دست و پا و چشم و ذهن ما به صورت یکجایی!
ث– خوب دلیل بالا را خیلی جدی نگیرید، چون فقط مربوط به مقامات و مافیای شامل در اخذ و مصرف کمکها میشود.
ج– آزادیای را که داد میزنید، معارفی را که به رخ جهان میکشید، همه به باد فنا خواهند رفت و هرگز فرصت نخواهید یافت که از حقوق زنان خویش در محضر رسانهها دفاع کنید.
چ– از محضر پ رسما معذرت میخواهم که در قطار جابهجا نشده.
ح– معاش کارمندان را که خواهد پرداخت؟ نمیفهمم. نگران قطع شدن معاش کارمندان و مسلح بودن صدها هزار نفر با توجه به داغ بودن مسئلهی قومیت و تقسیم امتیاز نابرابر در این دوازه سال باشید.
خ– باید نوشته را تمام کنم، چون برق میرود… حالا خوب است که برق نیمهنصفی داریم… خدا میداند برق به کدام حال و روز برسد.
خبرنگار ناراضی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
