یکی از بحثهای علمی-انتقامی در افغانستان، این است که در جایی تُف کنیم که مجبور شویم پس بلیسیم. این بحث علمی-انتقامی بیشتر میان سیاستمداران ورزیده، قدرتمندان پندیده، دولتمردان خیردیده و عالمانی که چند ماه میشود به انترنت رسیده مطرح است. مثلاً بارها اتفاق افتاده که یکی از معاونین ریاست اجرائیه وقتی در مورد بقیه بزرگان این مملکت صحبت میکند، آنها را ارشاد میکند که فلان کار را نکنید، چون مجبور میشوید چند روز بعد دوباره تُفتان را بلیسید.
منظور از اینکه «در جایی تُف نکنید که مجبور شوید پس بلیسید» این است که برادر عزیز! خواهر گرامی! کوشش کن کار اشتباهی نکنی. چون اگر کار اشتباهی کردی، مجبوری تاوان پس بدهی. یا تمام تلاشت را بکن حرف درست بگویی، چون اگر حرف نادرست بگویی، خیلی زود مجبور میشوی حرفت را پس بگیری.
هرچند ما میتوانیم خیلی راحت همدیگر را نصیحت و راهنمایی کنیم و بگوییم که رفیق این کار را نکن یا اینگونه حرف نزن، اما چون اینجا افغانستان است و ما هم مثل شیر قویپنجه هستیم، نصیحتهای خویش را هم در قالب زور ارایه میکنیم. به همین خاطر اگر دیدیم حریف یا رقیب دست به کاری خلاف انتظار ما میزند، به او میگوییم که «جایی تُف نیانداز که مجبور شوی پس بلیسی». یا اگر شنیدیم که یکی آمده خلاف ما سخن گفته، کاری میکنیم که او سخن گفتهشده اش را پس بگیرد یا تُفاش را پس بلیسد.
حالا با همین حساب، اگر یادتان باشد، چند ماه قبل میزان فرار جوانان از وطن، سرخط خبرها شده بود. واکنشها به فرار جوانان متفاوت بود. عدهیی میگفتند که اگر این جوانان فرار نکنند، چه کار کنند؟ از طرف دیگر حکومت، بهویژه شخص رییسجمهور محمد اشرفغنی مخالف فرار جوانان بود و میگفت که جوانان نباید فرار کنند و بمانند که وطن را آباد کنیم. در کنار این واکنشها، یکسری حقایق نظیر بیکاری بیش از حد، افزایش ناامنی، انحصارگرایی در حکومت، فساد و خیلی چیزهای دیگر وجود داشت که محرک مردم برای ترک وطن بودند.
رییسجمهور یک روز، دو روز، یک هفته، یک ماه صبر کرد اما بالاخره حوصلهاش سر رفت و گفت که با مردمی که وطن را ترک میکنند، همدردی نمیکند و به قرآن اگر در غم یکیشان باشد. هرچند این سخن رییسجمهور در اولین شباش توسط بانوی اول مملکت تقبیح شد و او آمد بهجای همهی حکومت با پناهجویان، مخصوصاً با خانوادههاییکه عزیزانشان در کام شور بحرها غرق شدند، ابراز همدردی کردند.
به هر صورت، آنچه واقعاً در خصوص پناهجویان و فرار از وطن اهمیت دارد، علت فرار و رنجهایی که در کشورهای دیگر برای پناهجویان افغانستان پیش میآید است نه واکنشهای پوچ. همانگونه که ما میبینیم، بیکاری، ناامنی، تبعیض، ناشایستسالاری، برخوردهای چندگانه و ستم حکومتی هنوزهم ثابت و پابرجاست، پس حتا اگر رییسجمهور از اول تا به امروز میگفت که در غم مهاجرین و پناهجویان افغان شریک است و روزانه 10 بار میمیرد و زنده میشود، بازهم تاثیری در اصل مسأله نداشت. وقتی حکومت برنامهیی برای جلوگیری از فرار از وطن ندارد و نمیتواند امید و دلگرمی برای مردم، بهخصوص برای نسل جوان خلق کند، هر شعار و سخنی بیفایده است.
خُب حرف ما روی «تُف کردن و پس لیسیدن آن تُف» بود. رییسجمهور محمد اشرفغنی که چندماه قبل معتقد بود نباید با پناهجویان همدردی کرد، اکنون با نمایندهی کمیساریای عالی پناهندگان گفته است که باید از حقوق پناهجویان افغان در سراسر جهان حمایت و پشتیبانی شود. هرچند این حرف به معنای همان پس گرفتن تُف از زمین پناهجویی است، اما حرف و سخن نیکی است. آنهایی که برای نجات از ستم و تبعیض و ناروایی وطن را ترک میکنند، مستحق این نیست که در کشورهای دیگر هم مورد ستم و تبعیض و ناروایی قرار بگیرند. رییسجمهور هم دقیقاً همین حرف را گفته.
ممکن بپرسید که خُب! کجای حرف فعلی رییسجمهور مسأله است؟ عرض شود که رییسجمهور ما زیاد به یادش نمیماند و زیاد برایش مهم نیست که چه میگوید یا چه باید بگوید. او که چند ماه پیش درد پناهجویان را مصادره کرد و گفت به من ربطی ندارد، اکنون از همدردی و چارهجویی سخن میگوید. همین آدم را نگران میکند. ممکن بعد از نشست وارسا، حتا حاضر نشود که با مسئولین و مقامات کمیساریای عالی پناهندگان دیدار کند، چه رسد به اینکه از آنها بخواهد در حق پناهجویان افغان ستم نکنند. فعلاً همینقدر خوشحالیم که رییسجمهور نظرش در مورد پناهجویان تغییر کرده و فعلاً درد پناهجویان به او مربوط است. هرچند که از نظر معاون رییس اجرائیه او تُفاش را پس لیسیده است.
بحث علمی-انتقامی تُف پس لیسیدن
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
