اداره بازرسی امریکا برای بازسازی افغانستان در گزارش تازهی خود آورده که که طالبان تقریباً بر 30 درصد خاک افغانستان کنترل دارد و 70 درصد دیگرش تحت کنترل حکومت است. اما ارگ ریاست جمهوری گفته که ادعای این اداره درست نیست و شدت جنگ به معنای تسلط طالبان بر مناطق بیشتر نیست.
در این میان، یا اداره بازرسی امریکا برای بازسازی افغانستان دروغ میگوید یا ارگ ریاست جمهوری. به همین سادگی و با تمام بیشرمی. برای من واقعاً مشخص نیست کدام طرف دروغ میگوید و از دروغ چه به دست میآورد، اما من بعضی نشانهها را یادآوری میکنم. سپس با کمک همین نشانهها، جمعبندی میکنیم که کدام طرف دروغ میگوید.
اول از کابل شروع کنیم. حکومت وحدت ملی با افتخار میتواند ادعا کند که ولایت کابل صد درصد تحت کنترل ماست و هیچ ولسوالی آن به دست طالبان سقوط نکرده. از سوی دیگر، کابل شلوغترین ولایت و شهر کشور است. حالا در همین شهر شلوغ، رفت و آمد مقامات دولتی را درون شهر از نظر بگذرانید. چه شد؟ خاک به چشم تان نخورد؟! مجبور نشدید خود را یک گوشه بگیرید تا یکی از این مقامات بگذرد؟ شما را نمیدانم، اما من هر وقتی از خانه بیرون میشوم و طرف وظیفه میروم، هرازگاهی با عبور مقامات مواجه میشوم. تاکسیها را متوقف میکنند. آدمها را به کوچههای فرعی هدایت میکنند. سرک که خوب خلوت شد، 10-15 عراده موتر ضد گلوله و تختهبند از سربازان مسلح، با آژیر مخصوص و سرعت مخصوصتر رد میشوند. بعد ترافیکها در حالیکه همه از خود متشکر اند، به دیگران اجازه حرکت میدهند.
حالا به نظر شما، بستن جادهها به روی مردم به خاطر عبور مقامات دولتی، چه معنا دارد؟ معنای اولش این است که مقامات آدمهای مفیدی اند. اگر پشت ترافیک بند بمانند، یک عالم کار انجام ناشده باقی میمانند. ضرر کارهای انجام ناشده مستقیماً بالای شهروندان کشور حواله میشود. به همین خاطر مقامات باید بدون هیچ مزاحمتی عبور کنند، تا کارها سروقت انجام شود و خیر مملکت و مردم برآورده شود. اما همه میدانیم که چنین نیست. اگر هیچ حرفی در این مملکت دروغ نباشد، کار کردن و اهمیت قایل شدن به کار از سوی مقامات، دروغ است. آنهم به نرخ بسیار بالایی! معنای دوم این مسئله، ترس از حمله دشمن است. دشمنی که هیچگاهی تعریف مشخص نشد. انتحاری، طالب، شبکه حقانی، حزب اسلامی، داعش و غیره… این معنا به واقعیت نزدیکتر است، نزدیکتر چه که اگر خداوند جلشأنه ریا نکند، خود واقعیت است. دهها مورد از حملات تروریستی در کابل را اشرف غنی با شدیدترین الفاظ تقبیح کرده. نیاز نیست به آن بیشتر بپردازیم، چون به قول شاعر، کوچه-کوچهی کابل عطر بوی خون دارد! حالا وقتی مقامات حکومتی و دولتی و نیمهدولتی، در پایتخت، در ولایتی که صد درصد کنترلش را به دست دارد؛ نتواند بدون ترس آمد و شد کنند، آیا میتوان به دروغ بودن آمار اداره بازرسی امریکا برای بازسازی افغانستان امیدوار بود؟ جواب را خودتان پیدا کنید.
در قدم دوم از کابل بیرون میشویم. همین که بخواهیم از کابل بیرون شویم، اول کلمه میخوانیم. معلوم نیست کدام گروه تروریستی و در کدامین قسمت راه ما را از موتر پیاده کرده و به باغ پدری خویش ببرند. حتا نمیفهمیم چهگونه ما را به جهنم واصل میکنند. لطفاً از شنیدن اسم جهنم خشمگین نشوید. چون ظاهراً کشتن ما تنها راه رسیدن عزیزان وحشیای مان به بهشت محسوب میشود. تازه ما که هیچ مقام و عددی نیستیم با چنین دلهرهی تن به شاهراه میسپاریم که به ولایت دیگری برویم. اینکه مقامات با چه تدابیری از کابل بیرون میشوند، خدا داند و دولت داند و گروههای تروریستی!
حالا به خاطر اینکه گردن من نزد خدا و رسولش بسته نشود، از سقوط ولسوالیها هیچ نمیگویم. شما را یکراست هدایت میکنم به سفرهای اخیر جنرال مراد، معاون لویدرستیز. از ایشان بپرسید در چند ماه اخیر به چند ولایت سفر کرده و برای چه سفر کرده؟ در این سفرها چه ماموریت داشته و احتمال اینکه تا آخر عمر به چنین سفرهایی بپردازد، چهقدر است؟ اگر به شما وقت جواب دادن به این سوالها را نداد، بدانید که از روی پررویی نیست. بنده خدا رفته که طالبان را بدواند تا فیصدی حاکمیت طالبان بیشتر از این نشود. معلوم نیست تا او طالبان را در بغلان شکست میدهد، طالبان در کجا همکاران او را دوانده و علم سفید خویش را بلند میکنند. اینکه ارگ ریاست جمهوری میگوید افزایش جنگ در سال گذشته بیسابقه بوده، بسیار درست است. همیشه همینگونه بوده. هر سالی که میگذرد، در ختمش مقامات مسئول گزارش میدهند که افزایش جنگ در سال گذشته بیسابقه بوده.
حتا اگر افزایش جنگ به معنای تسلط بیشتر طالبان بر مناطق نباشد، به معنای تسلط بیشتر طالبان بر زندگی مردم بیچاره که حتماً است.
خیلی مصروف شدید و این متن طولانی را خواندید، هله زود شوید به خبرها گوش دهید که در کدام قسمت کابل انتحاری شده؟!
یکی دروغ میگوید؛یا سیگار یا ارگ
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
