نیویورکر/ بارنت روبین +
ترجمه: معصومه عرفانی
قسمت اول
زمانی که در تاریخ 10 دسامبر، رییسجمهور افغانستان اشرف غنی، از سفرش به اسلامآباد بازگشت، با حملهی طالبان به پایگاه هوایی قندهار که موجب کشتهشدن بیش از پنجاه نفر شد و استعفای رییس امنیت ملی دولتش، رحمتالله نبیل، استقبال شد. نبیل «مخالفت دررابطه با برخی پالیسیها» را از دلایل استعفای خود ذکر کرد. روز پیش از آن، نبیل در یک پست فیسبوکی مطلبی منتشر کرد که در آن روشن ساخته بود این مخالفتها در چه زمینههایی بودهاند. در اسلامآباد، غنی در کنفرانس سالانهی قلب آسیا، برنامهای منطقهای برای حمایت از افغانستان شرکت کرده بود. این کنفرانس به ریاست مشترک غنی و نخستوزیر پاکستان برگزار شد. شریف بار دیگر بهشکل عمومی تضمین کرد که این کشور از طالبان حمایت نمیکند و مانند گذشته اعلام داشت که «دشمنان افغانستان، دشمنان پاکستان هستند». اگرچه، در همان زمان، همانگونه که نبیل در پست فیسبوکی خود به آن اشاره کرد، طالبان با مصونیت از مجازات در پاکستان، «هزاران لیتر از خون هموطنان ما» را میریزند.
در اکتوبر 2014، در کنفرانس قلب آسیا در پکن، غنی به این امید که اسلامآباد را به همکاری در تلاش برای کاهش سطح خشونت و تحت فشار قراردادن طالبان برای حضور در مذاکرات صلح متقاعد کند، موافقت کرده بود که پاکستان ریاست جلسهی بعدی را برعهده خواهد داشت. زمانی که تلاشها برای جلوگیری از تشدید حملات طالبان در 2015 و پیشبرد موثر روند صلح شکست خورد، اعتماد به دولت بهشدت کاهش یافت. انفجارهای ماه آگست در کابل و سلطهی موقت طالبان بر قندوز در اواخر سپتامبر، باعث افزایش تنشها گردید. پیش از آن نیز تلاشهای غنی برای بهبود روابط با پاکستان موجب شده بود تا رییسجمهور سابق حامد کرزی او را متهم به خیانت کند. خصومت مردم با پاکستان آنقدر در افغانستان گسترده است که دیپلماتهای پاکستانی احساس میکنند قادر نیستند تا با خیال راحت سفارت خود در کابل را ترک کنند.
هرچند هدف نهایی کنفرانس قلب آسیا برقراری «یک افغانستان امن، باثبات و مرفه، در منطقهای امن و باثبات» بود، فشارهای ضدپاکستانی بر غنی او را تا آخرین لحظات از تصمیمگیری دررابطه با شرکت در جلسهی اسلامآباد باز داشته بود. یک ویدیوکنفرانس با رییس ستاد ارتش پاکستان، راحیل شریف، مذاکرات با ایالات متحده، و درخواست ملیگرایان پشتون پاکستانی همنوا با افغانستان، درنهایت برای او پوشش سیاسی موردنیاز را فراهم کرد.
چهار روز بعد، زمانی که غنی از سفرش به ترکمنستان بهمنظور شرکت در مراسم تجلیل از احداث خط لولهی گاز طبیعی ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند (TAPI) بازگشت، استقبال از او بهطور چشمگیری متفاوت بود. غنی با گروهی از جوانان در کاخ ریاست جمهوری ملاقات کرد و در بسیاری از ولایتها مراسمهای عمومی برای تجلیل از این پروژه برگزار گردید. این خط لوله زمانی که (و اگر) به پایان برسد، سالانه 33 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی ترکمنستان را از طریق افغانستان و پاکستان به هند منتقل خواهد کرد. تاپی که برطبق یک برنامهریزی خوشبینانه در سال 2019 تکمیل خواهد شد، میتواند برای افغانستان 400 میلیون دالر در سال هزینهی ترانزیت کسب کند و همچنین بخش عمدهی نیازهای عظیم پاکستان و هند به انرژی را تامین نماید. کابل حتا ممکن است خیلی زودتر از آن و از طریق پروژهی انتقال برقی بهنام کاسا 1000، که قرار است از 2017 آغاز شود و برق آبی تاجیکستان و قرقیزستان را ازطریق کوههای افغانستان به پاکستان برساند سود ببرد. همانگونه که خود غنی نیز مشاهده کرده است، از پروژهی تاپی در پستهای ارسالشده در رسانههای اجتماعی با برچسب #TAPI به زبان انگلیسی، پشتو و دری، و جشنهای بسیاری که در سراسر کشور برگزار گردید، استقبال شده است. در ولایت لوگر در جنوب کابل، مکانی به نام «پارک تاپی» در مرکز ولسوالی پل علم افتتاح شده است. بیشتر این مراسمها را خود دولت سازماندهی کرده است اما اگر برنامه و پیام آنها با پذیرش عمومی همراهی نمیشد، قادر به انجام هیچکدام نبود.
ممکن است بهنظر بیاید ساخت یک خط لولهی گاز طبیعی و پیشبرد روند صلح با شورشیان اسلامگرا، پروژههایی کاملاً متفاوت هستند، اما این تصادفی نیست که غنی، شریف نخستوزیر پاکستان و دیگر رهبران در جنوب و مرکز آسیا، از هر دو طرح حمایت کردهاند. در 23 دسامبر، غنی کابل را به مقصد آذربایجان و ترکیه ترک کرد و در امتداد راه ترانزیتی لاجورد که افغانستان را از مسیر ترکمنستان، آذربایجان، گرجستان و ترکیه به دریای مدیترانه وصل میکند توقف داشت. این راه میتواند درنهایت افغانستان را قادر بسازد تا بدون وابستگی به پاکستان، ایران یا روسیه، به دریا متصل شود. در تاریخ 25 دسامبر، غنی به کابل بازگشته بود تا از نخستوزیر هند نارندرا مودی استقبال کند، که در مسیر بازگشت خود از مسکو در کابل توقف کرده بود تا ساختمان جدید پارلمان افغانستان را که ساخت هند است افتتاح کند. بعد از ظهر همان روز، مودی ملاقاتی اعلامناشده با شریف در لاهور ترتیب داد. در 27 دسامبر، غنی از فرماندهی ارتش پاکستان راحیل شریف در کابل استقبال کرد. آنها «برای ادامهی روند صلح با گروههای طالبان که آمادهی مذاکره و آشتی هستند، و اقدام علیه گروههایی که به اقدامات تروریستی و خشونت متوسل میشوند، توافق کردند». براساس خبرهای درزکرده از دفتر غنی، او سه شرط مطرح نموده است: طالبان در مذاکرات بهعنوان یک گروه شرکت کنند و نه بهعنوان یک امارت یا دولت جایگزین؛ مذاکرات از نهادهای دموکراتیک افغانستان حمایت کند؛ و درنهایت اینکه پاکستان تعهد واقعی خود به این روند را با برداشتن قدمهایی تا مارچ 2016 برای پیشگیری از راهاندازی حملات بهاری دیگری توسط طالبان از پناهگاههایشان در پاکستان، ثابت کند.
برای بیست سال، صلح و ارتباطات، دو محور دوقلوی تلاشها برای توقف بیثباتی همهگیر در منطقه بودهاند که بیش از همه نیازمند راهحلی پایدار برای حمایت از دولت از افغانستان است. در جولای 2012، کنفرانس بینالمللی توکیو در مورد افغانستان، بیانیهی «همکاری برای خودکفایی افغانستان» را میان دولت افغانستان و حامیانش اعلام کرد که متعهد برای تلاش بهسوی ایجاد «یک افغانستان باثبات، آرام و خودکفا»، با تکیه بر «رشد اقتصادی پایدار و توسعه و خوداتکایی مالی» هستند. اما دیپلماتهایی که پیشنویس این بیانیه را تهیه کرده بودند، احتمالاً نمیدانستند تحققیافتن آن تا چه میزان چالشبرانگیز خواهد بود. زمانی که قدرتهای امپریالیستی در اواخر قرن نوزدهم، دولت افغانستان را مرزبندی و حمایت کردند، آنها وابستگی مالی را نیز بهوجود آوردند.
تبدیل افغانستان به یک دولت رانتی وابسته به کمکها در طول نیمهی اول جنگ سرد، با سی و هفت سال جنگ گرم/مسلحانه (تاکنون) دنبال شد که موجب افزایش وابستگی مالی آن گردید. مجموع درآمد داخلی دولت افغانستان براساس تخمینها، حدود 1.6 میلیارد دالر در سال 2015 بوده است که کمتر از یک سوم هزینههای دولت را پوشش میدهد. بسیاری از پروژههای توسعهای و مخارج امنیتی، بهشکل مستقیم و خارج از بودجهی دولتی، توسط کشورهای حمایتکننده پرداخت میشود. از 5.1 میلیارد دالر مخارج سال 2015 که توسط بانک جهانی برآورد شده است، 3.8 میلیارد دالر، یا 73 درصد آن مربوط به هزینههای امنیتی میشود. سهم دولت افغانستان حدود 411 میلیون دالر تخمین زده شده است که حدود 11 درصد از بودجهی موردنیاز برای هزینههای امنیتی را پوشش میدهد. براساس برآورد وزارت دفاع، در سال 2015، نیروهای امنیتی افغانستان به 5.4 میلیارد دالر نیاز دارند: 23 درصد تولید ناخالص داخلی افغانستان که براساس تخمینها 23 میلیارد دالر است. براساس گزارش بانک جهانی دررابطه به بودجهی هزینههای امنیتی، تنها پنج کشور دیگر وجود دارند که هزینههای نظامی آنها بیش از 5 درصد تولید ناخالص داخلی را در بر میگیرد که بالاترین رقم آن مربوط به کشور غنی از نفت عمان با 15 درصد است.
اولین مرحله برای ساخت افغانستانی خودکفا، کاهش سطح تهدیدات برای حکومت ازطریق حلوفصل سیاسی مناقشه با طالبان و پاکستان است که مورد حمایت بینالمللی قرار داشته باشد. این هدف اصلی غنی در اسلامآباد بود؛ جایی که او بهمنظور گفتوگو دررابطه با گامهای بعدی در روند صلح، با مقامات پاکستانی، چینی و آمریکایی دیدار کرد. کاهش تهدیدها میتواند میزان نیروهای امنیت ملی افغانستان را به سطحی کاهش دهد که افغانستان بتواند با یک اقتصاد پایدار، از بودجهی داخلی خود هزینهی آن را پرداخت کند. پس از دیدار جنرال شریف در تاریخ 27 دسامبر، قدم بعدی برگزاری ملاقاتی چهارجانبه میان کشورهایی است که براساس توافق دو طرف، روند صلح را مدیریت خواهند کرد: افغانستان، پاکستان، ایالات متحده، و چین. این چهار کشور، گروه تصمیمگیرنده دررابطه با روند صلح را تشکیل میدهند.
ادامه دارد…
