حالا که همه خیال در خیال هم دادهاند و میخواهند با کشور دوست و برادر پاکستان مقابله کنند، من نیز در حد یک شهروند ناراحت پیش نهادهایی دارم:
به نظر من ما باید چندین کار را همزمان شروع کنیم. شروع چندین کار به صورت همزمان یک بدی دارد که برای بیان آن آدم ناگزیر میشود از ابزار زبانی «از یک طرف/ و از طرفی دیگر» زیاد استفاده کند. من از این دوگانه خیلی بدم میآید، ولی چارهیی هم نیست. بنابراین:
۱- از یک طرف، باید تروریستهای پاکستانی را بازداشت کنیم؛ و از طرفی دیگر، آنان را در کمتر از ۲۴ساعت آزاد کنیم. چرا؟ برای این که اگر بازداشت شان نکنیم، پاکستانیها متوجه میشوند که ما چنان بی خبریم که حتا از حضور این تروریستان در خاک خود اطلاع نداریم. این برای حیثیت ملی ما زیان بار است. اگر آزاد شان نکنیم توازن قومی در زندانها به هم میخورد. در ضمن، سخن از اطلاع داشتن شد. البته یک بار، فقط یک بار، رییس جمهور ما به پیام تبریکی یک ملای مرده پاسخ داد و از او تشکر کرد و آبروی مان پیش پاکستان رفت. ولی خوب، انسان جایز الغلط اطلاع است. یک بارش مهم نیست.
۲- از یک طرف، از این پس جنسهای پاکستانی را به مارکیتهای مان وارد کنیم، و از طرفی دیگر، آن جنسها را تحریم کنیم و نخریم. چرا؟ برای این که اگر وارد نکنیم، بازارهای ما میخوابند و قحطی میشود. اما اگر اجناس پاکستانی وارد کنیم و تحریم شان نکنیم، هویت افغانی مان زیر سوال میرود؛ چون افغان یعنی کسی که میتواند دو کار متضاد را به صورت همزمان انجام بدهد و هر دو کار را هم منطقی بداند. در ضمن، حرف از هویت افغانی شد. میدانیم که تعدادی از مهمترین مقامات کشور مان شناخت کارت پاکستانی هم دارند. ولی این مهم نیست. مهم هست، ولی نیست.
۳- از یک طرف، ما باید شب و روز ادعا کنیم که صوبه سرحد پاکستان از ماست و تا آن منطقه را به افغانستان ملحق نکنیم، مبارزه ادامه دارد؛ از طرفی دیگر، باید از پاکستان تمنا کنیم که به خاطر احترام به تمامیت ارضی افغانستان در محفلی که به همین مناسبت برگزار میگردد تشریف آورده و مقالهی زیبای خویش در مورد اهمیت خاک مردخیز افغانستان قرائت نماید.

در یخ نوشتن در آفتاب گذاشتن.
شورای وزیران تحت ریاست محترم رهیس اجراهیه فیصله کردمامورین و سایر اشخاص که در دوایر دولتی کار میکنند از شنیدن مرگ محمد عمر کور مزدور و غلام پنجابی های پاکستان قاتل صدها پیر جوان و نیروهای امنیتی ماو تخریب مکاتب شفاخانه و مساجد حتی پارلمان افغانستان دست دارد.
مراسم فاتحه خوانی به دستور استخبارات منطقه و بر ضد خواست مردم شریف افغانستان بر گذار ماتم میکردند به اندازه غمگین و پریشان حال بودندهر بنینده با دیدن چهره غمگین این غلامان مخفی فکر میکرد که بابه اندر پسران شان فوت شده باشد. به اساس فیصله شورای وزیران معلوم نشد تا حال چند نفر ازین غلامان و پیروان مخفی پنجابی دستگیر و تحت باز پرس از طرف اورگان امنیتی و عدلی کشورقرار گرفته باید از طریق میدیا به سمع اذهان عامه هویت این نوکران و غلامان خاک فروش مخفی هویدا گردد نباید دوایر ذیربط در تطبیق فیصله شورای وزیران سهل انگاری نماید.مردم منتظر نشر اسمای این جواسیس و نوکران مخفی از طریق تلویزون هاهستند. حاجی صبور