پایان کودکی و آغاز کابوس؛ ازدواج اجباری با فرمانده طالبان

اطلاعات روز

سمیه (نام مستعار)، دختر ۱۰ ساله، با خون‌ریزی شدید به شفاخانه‌ ولایتی سرپل منتقل شد. براساس اطلاعات یک منبع صحی، سمیه زیر فشار و تهدید، مجبور شد با یکی از فرماندهان طالبان (که پنج برابر او عمر داشت)  ازدواج کند. او در همان روز اول مواجهه با شوهر مورد خشونت جنسی قرار گرفت. این منبع، جزئیات این رویداد را با روزنامه اطلاعات روز در میان گذاشته است:

«ساعت از یک شب گذشته بود. این دختر را در حالی که بی‌هوش بود و خون‌ریزی شدید داشت و رنگ و رخ‌اش زرد بود به شفاخانه‌ ولایتی  سرپل انتقالش دادند. وضعیت طفلک بسیار خراب بود. پس از بررسی ابتدایی دریافتیم که این دختر از ناحیه‌ی رحم آسیب شدید دیده است.»

این کارمند صحی گفت که هیچ‌گاهی در طول کار حرفه‌ای خود با این‌گونه صحنه مواجه نشده بود که یک کودک با این‌گونه رفتار «خشونت‌آمیز» جسمی و جنسی مواجه شده باشد؛ «کاری که این نیروی طالب با این کودک کرده بود، یک حیوان نمی‌کند. خیلی وضعیت وحشتناکی بود و من که همان شب در شفاخانه بودم، شدیدا تکان خوردم.»

از آن وقت، چند ماه می‌گذرد. اما تبعات این ازدواج اجباری برای سمیه افزون بر آسیب‌های جسمی، در شکل مشکلات روحی و روانی نیز آزارش می‌دهند. بستگان سمیه به روزنامه اطلاعات روز می‌گویند که سمیه شب‌ها و روزها را با گریه و گوشه‌نشینی سپری می‌کند و دچار ضعف جسمی و کم‌توانی است.

جلب توجه و آغاز فشار برای ازدواج

دین‌محمد (نام مستعار) یکی از بستگان نزدیک سمیه است. او به روزنامه اطلاعات روز می‌گوید به‌دلیل این‌که سمیه قد بلندتری نسبت به هم‌سن‌وسالان خود داشته و دارای جثه بزرگ‌تر از آنان بوده است، توجه این فرمانده محلی طالبان را جلب کرده است.

او می‌گوید که این فرمانده طالبان در همسایگی خانه‌ی سمیه زندگی می‌کرده است و با تهدید و فشار باعث شده که خانواده‌ی او به این ازدواج راضی شوند.

او افزود: «سمیه هنوز بسیار خرد بود. این عضو طالبان در کوچه سمیه زندگی می‌کرد و وقتی گاهگاهی سمیه بیرون از خانه می‌رفته از همان وقت به این کودک معصوم چشم بد داشته است. هیچ کدام ما به این ازدواج راضی نبودیم. بسیار ممانعت کردیم؛ اما زور طالب را در این شرایط هیچ‌‌کسی ندارد. آنان از زور و مقام خود استفاده می‌کنند و این‌طور زندگی مردم را تباه و برباد می‌کنند.»

شفاخانه دولتی سرپل/طالبان

تهدید، اجبار، پرداخت پول و قطع ارتباط

این فرمانده طالبان در حدود یک میلیون افغانی نیز در بدل این ازدواج به پدر سمیه پرداخت کرده است، اما بستگان سمیه می‌گویند که تصمیم راضی شدن پدرش نه از روی رضایت بلکه در فضای تهدید و اجبار انجام شده است.

دین‌محمد می‌گوید که این فرمانده طالبان به پدر سمیه هشدار داده بود که اگر با این ازدواج موافقت نکند، دخترش را به زور با خود می‌برد و آنگاه حق شکایت نخواهد داشت؛ «پدر و مادرش هر قدر گفتند که این دختر هنوز طفل است از زندگی زناشویی هیچ چیزی را نمی‌فهمد؛ اما گوش نکردند. مادرش بسیار گریه کرد و زاری کرد. خودم نیز چندین بار همراه آن فرمانده طالب صحبت کردم که این دختر هنوز به سن ازدواج نرسیده اما او فقط تهدید کرده می‌رفت و اصلا چیزی به‌‌نام وجدان نداشت.»

سمیه پس از ازدواج برای سه ماه در خانه‌ی این فرمانده طالبان سپری کرد و این فرمانده هیچ‌‌گاه به مادر و پدرش اجازه نداد که در این مدت با او صحبت کنند. او پس از ازدواج از همسایگی پدر و مادر سمیه رفت و شماره تماس خود را نیز خاموش کرده بود.

سپس، روزی این فرمانده طالبان سمیه را در حالی که از درد در خودش می‌پیچید و چهره‌اش نحیف شده بود، به خانه‌ی پدرش آورد و گفت که دیگر این دختر را نمی‌خواهد؛ «در سرمای زمستان بود که این فرمانده طالبان سمیه را با رنگ و رخ زرد و در حالی که انرژی ایستادن و راه رفتن نداشت و به زمین می‌افتید، را به خانه‌ی پدرش آورد. این فرمانده طالبان به پدر سمیه گفت که من دیگر این دختر را نمی‌خواهم و به درد من نمی‌خورد، حیف پولی که سرش مصرف کردم.»

پدر سمیه دخترش را به شفاخانه دولتی سرپل جهت درمان منتقل کرد و برای چند روز در آن‌جا بستری شد، اما دیگر سمیه آن سمیه قبل از ازدواج نیست؛ «سمیه بسیار تغییر کرده است، نان نمی‌خورد، حرف نمی‌زند، شوخی و خنده نمی‌کند. همیشه آرام است و بیشتر وقت‌ها بی‌دلیل چیغ زده گریه می‌کند. خدا این ظالم‌ها (اشاره به طالبان) را نابود کند که حتا به یک طفل رحم نکردند.»

پس از روی‌کارآمدن مجدد طالبان در افغانستان، بخشی از فرماندهان و نیروهای طالبان با استفاده از پول و همچنین فشار سلاح به ازدواج‌های اجباری با زنان جوان و حتا دختران زیر سن اقدام کرده‌اند. در طول چهارونیم سال گذشته هیچ گزارشی مبنی بر پیگیری این‌گونه رویدادها از سوی دادگاه‌های طالبان منتشر نشده است. با ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم، آمار ازدواج‌های زیر سن و اجباری در افغانستان افزایش یافته است.

در دوره‌ی حاکمیت طالبان، نهادهای مدافع حقوق زنان، حقوق بشر و مدنی در افغانستان فعالیت‌شان متوقف شده است و هیچ نهادی نیست که به این‌گونه پرونده‌ها رسیدگی کند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه