مقدمه‌ای کوتاه بر فمینیسم (Feminism: A Very Short Introduction)

اطلاعات روز

نویسنده: مارگارت والترز

انتشارات: آکسفورد

مترجم: معصومه عرفانی

بخش بیست‌و‌نهم

مبارزان حق رای زنان- 2

کریستابل بدون شک شخصیتی کاریزماتیک و تأثیرگذار داشت و گاهی ستایش‌ها و هواخواهی‌های غیرمعمول و بیش از حدی را در میان طرف‌دارانش برمی‌انگیخت؛ اما اغلب خشن و دیکتاتور بود. مادرش امیلین نیز احتمالا در درجه‌ای کمتر، همین مشخصات را داشت.

ترزا بیلینگتون بعدها اظهار داشت که کریستابل طرف‌دارانش را استثمار می‌کرد: «او هم از قدرت و هم از نقطه‌ ضعف‌شان سوء‌استفاده می‌کرد؛ بار سنگینی که آن‌ها برایش آمادگی نداشتند، بدون این‌که میزان توانایی‌شان را در نظر بگیرد، بر شانه‌های آن‌ها می‌گذاشت».

یکی دیگر از زنان با اشاره به سال 1935، امیلین پانکهرست را به عنوان «یکی از اجداد لنین، هیتلر و موسولینی- رهبری که دستوراتش هرگز نباید مورد سوال قرار بگیرد، رهبری که هرگز خطا نمی‌کند»- توصیف کرد. احتمالاً با وجود اغراق‌های خشم‌گینانه‌اش، بخشی از توصیفات او حقیقت داشتند‌ و همین توصیفات، به شکلی دقیق‌تر در مورد کریستابل صدق می‌کردند. ترزا بیلینگتون در موردش اظهار داشته بود که «او سیاست‌مداری زیرک و بامهارت است؛ کسی است که با از خودگذشتگی برای تغییر جهان تلاش می‌کند؛ دیکتاتوری است که هرگز بخششی از خود نشان نمی‌دهد».

دو نفر از وفادارترین و تأثیرگذارترین سازمان‌دهندگان اتحادیه، فِرِد و امیلین پتیک لاورنس در 1914 از سازمان (به طور قطع) اخراج شدند. حتا سیلویا پانکهرست نیز در 1913 مجبور به ترک سازمان شده بود. سیلویا احتمالا برجسته‌ترین و مسلماً دل‌سوزترین عضو خانواده بود: هنرمندی بااستعداد‌ و سوسیالیستی که فدراسیون شرق لندن (ELF) را با هدف دسترسی به زنان طبقه‌ی کارگر که دارای فرزند بودند، تأسیس کرد. او همکار سیاست‌مدار حزب کارگر کییِر‌ هاردی بود که با حمایت از حق رای زنان، آینده‌ی شغلی خود را در خطر قرار داد.

تغییر جهت جنبش حق رای زنان به سوی اعمال خشونت‌آمیز، روندی تدریجی داشت. مبارزان حق رای زنان در ابتدا به ایجاد اخلال در سخنرانی‌های عمومی سیاست‌مداران آغاز کردند و به مرور با ترتیب‌دادن نشست‌های عمومی، حرکت‌های دسته‌جمعی و منظمی را سازمان‌دهی کردند. آن‌ها از همان ابتدا، زیرکی قابل توجهی برای استفاده از تأثیرات تبلیغات نمایشی از خود نشان دادند. مبارزان خیلی زود در چارچوب‌بندی نقطه نظرات و دیدگاه‌های‌شان مهارتی چشم‌گیر یافتند. در لندن، راه‌پیمایی‌های عمومی زیادی در خیابان‌ها و تظاهرات‌هایی خارج از ساختمان آلبرت‌ هال برگزار می‌شدند. همین گردهمایی‌های عمومی زنان در لندن  به تنهایی شگفت‌انگیز و تکان‌دهنده بودند.

استفاده از رنگ‌های انتخابی مبارزان حق رای زنان به شکل تأثیرگذاری فراگیر می‌شد: زنان لباس‌هایی سفید با کمربندهای بنفش و سبز می‌پوشیدند و پرچم‌هایی با رنگ‌های شاد با خود داشتند. فدراسیون هنرمندان حامی حق رای زنان، پوسترها و کارت پستال‌هایی تأثیرگذار و جالب توجه طراحی کرده بودند. یکی از مشهورترین این پوسترها، دو لایه داشت که لایه‌ی بالایی آن تصاویری بود از زنان به عنوان مادر، پرستار، دکتر و کارگر کارخانه، با این پیام که «زنان توانایی‌های فراوانی دارند؛ اما هنوز حق رای به آن‌ها داده نشده است». در لایه‌ی پایینی تصاویری از مردی مجرم، دیوانه، برده‌داری سفیدپوست، می‌خواره (و البته به شکلی غیرمنصفانه)، یک مرد معلول (با این توصیف که او توان انجام خدمات عمومی را ندارد) دیده می‌شدند و پیام آن این بود که «مردان چه چیزهایی می‌توانند باشند و هنوز حق رای را از دست ندهند». بعضی از این تبلیغات آن‌قدر احساساتی بودند که نمی‌توان گفت تأثیرگذاری واقعی داشتند. برای مثال، پوستری علیه «قانون موش و گربه» (قانونی مربوط به آزادی و دستگیری دوباره‌ی کسانی که در زندان دست به اعتصاب غذا می‌زدند)، که تصویری از گربه‌ای شریر را در حالی نشان می‌داد که دندان‌هایش را روی بدن نرم زنی در لباسی با رنگ‌های اتحادیه فشرده بود. به نظر می‌آید، حداقل بخشی از مبارزان حق رای زنان کاملاً از فرصت‌های سیاسی‌ای که استفاده از شیوه‌های نسبتاً جدید، از جمله عکاسی، در اختیار آن‌ها قرار می‌داد، آگاه بودند و از آن به بهترین شکل استفاده می‌کردند.

در واقع، احتمالاً تصاویر و عکس‌های به‌جامانده از آن دوران اند که هنوز هم به نظر تأثیرگذار و قابل توجه هستند. عکس‌های سیاه و سفید از راه‌پیمایی‌ها و تظاهرات‌ها و نیز تصاویری که ظاهراً نشان‌دهنده‌ی شکنجه و آزار پولیس هستند، آن دوران را هم‌چنان زنده نگه می‌دارند. در تصویری مشهور، خانم پانکهرست با ظاهری کوچک و ظریف در لباس‌هایی آراسته و رسمی دیده می‌شود که توسط دو مرد (پولیس) با ظاهری بی‌رحم و خشن همراهی می‌شود.

مبارزان حق رای زنان، به تدریج به رفتارهای شدیدتری دست زدند. آن‌ها با آنچه برخوردهای فیزیکی ملایم و خفیفی به نظر می‌آیند، آغاز کردند: کوبیدن بر در خانه‌ی سیاست‌مداران یا گردهمایی‌ها با هدف اعتراض‌های رسمی در خیابان داونینگ. آن‌ها که هر روز بیشتر از قبل احساس درماندگی می‌کردند، به مرور زمان به رفتارهای انفرادی خشونت‌آمیزی مانند آتش‌زدن روی آوردند. مبارزان به آتش‌زدن صندوق نامه‌ها و شکستن شیشه‌های مغازه‌ها آغاز کردند. امیلین پانکهرست یک‌بار گفت که «موضوع شیشه‌های شکسته، مهم‌ترین مبحث در سیاست مدرن است». (جالب است که بعضی از مغازه‌ها در وِست اِند که در طی این جریان شیشه‌های‌شان شکسته شده بودند، لباس‌هایی به رنگ اتحادیه عرضه می‌کردند: لباس‌هایی به رنگ سفید، بنفش و سبز).

با توجه به گفته‌های سیلویا پانکهرست، او ظاهراً تأیید کرده بود که «سه قلعه‌ی اسکاتلندی در یک شب به خاطر آتش‌سوزی نابود شدند». در اوایل 1914، کتابخانه‌ی کارنگی، دو کلیسا و تعداد زیادی از خانه‌های خالی به خاطر آتش‌سوزی‌ها از بین رفتند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه