نویسنده: مارگارت والترز
انتشارات: آکسفورد
مترجم: معصومه عرفانی
بخش بیست و یکم
اواخر قرن نوزدهم: زنان مبارز-2
در آن زمان، هنوز هیچ راهی وجود نداشت که یک زن بتواند خود را از ازدواجی ناموفق رها کند.
با کمال تاسف، به نظر میآید حتی زنانی با دستاوردهای مهم و بزرگ، زنانی که با همدردی و درک بالا در مورد زندگی و درگیریهای زنان دیگر نوشته اند، گاهی از فمنیسم رو به رشد در آن زمان دوری میکردند. ماری ایوان- که با نام جورج الیوت شناخته میشود- علیرغم برداشت عمیق از تاثیرات و شیوهی انکار و سرکوب نبوغ و تواناییهای زنان و این حقیقت که او خودش از دوستان نزدیک و حامیان باربارا لی اسمیت شد، در 1853 بیان داشت که «زنان هنوز لیاقت سهمی بیشتر از آنکه مردان به آنها میدهند را ندارند». او از «مهربانی کمیاب، حساسیت و آرامشی که توانایی مادر بودن به زنان میدهد و وجود زنان را سرشار از مهربانی و عشق و نیاز آنها به عنوان یک زن را برآورده میکند» ستایش میکرد. در 1856، رمان نویسی به نام خانم گاسکل، نویسندهی «روث (1853)» و «شمال و جنوب (1855)»، ایدهی آموزش زنان به عنوان یک پزشک را کاملا رد کرد: «من در صورت امکان دسترسی به قضاوت یک مرد، حتی ذرهای به یک زن اعتماد نخواهم کرد. زنان هیچ قوهی داوری ندارند. آنها مهارت، کاردانی، احساسات نفیس، و بسیاری از کیفیتهای عالی و دلپذیر دیگری دارند؛ با این وجود این فرشتههای زمینی، در این مساله که نیازمند آموزش طولانی و جدی پزشکی میباشد ناتوان هستند».
و در 1857 الیزابت بارت براونینگ این مساله را در کتابش «سپیده دم لی» به بحث گرفت که:
«یک زن… پیش از انجام کاری
باید توانایی اش را اثبات کند
صحبت از حقوق زنان یاوهگویی است
کار یک زن به تنهایی این است که … حرف بزند»
باربارا لی اسمیت (بعد از ازدواج، او برخلاف سنتها بجای تغییر نام، تنها نام همسرش، بودیشان را به نام خودش اضافه کرد) در خانوادهای سرمایه دار اما غیر معمول به دنیا آمد: پدر و مادر او ازدواج نکرده بودند. پدرش همیشه او را تشویق به مطالعه میکرد و پول زیادی در اختیارش میداد که به معنای امکان رفتن به سفرهای زیادی بود. او مدتی را به همراه بسی رینر پارکز در اروپا گذراند. پارکز بعدها «نظراتی بر آموزش دختران» را نوشت و نیز عقیده داشت فعالیتهای زنان مجرد برای پیشرفت زنان در تمام عرصهها تاثیر اساسی دارد. (یکی از نویسندگان آن زمان در مقالهای انتقادی هر دو آنها، پارکز و لی اسمیت را که به تازگی مقالهی «زنان و کار» را منتشر کرده بود به سخره گرفت و نوشت «زنان به شدت دچار کمبود قدرت تفکر تاثیرگذار و نتیجهبخش هستند».)
لی اسمیت در 1857، پس از بهبود از یک دوره بیماری، در الجزیره پزشکی به نام ایگین بودیشان را ملاقات کرد که بعدها با او ازدواج کرد. آنها پس از ازدواجشان یک سال را در آمریکا گذراندند. اسمیت در بوستون، نیویورک و نیو اورلئان زنانی را ملاقات کرد که مشتاق تحصیل و آموختن بودند و در بین آنها زنانی بودند که به عنوان پزشک آموزش دیده بودند. در سنکافال او مکالمهای طولانی با لوکرسیا مات داشت که فعال جنبش ضد برده داری و همچنین جنبش در حال خیزش حقوق زنان بود. لی اسمیت به کارش در زمینههایی که به نظر میآمد فوریت بیشتری داشته باشند ادامه داد: مشکلات قانونی زنان متاهل، ضرورت اساسی برای تحصیلات بهتر برای زنان و نیاز به توسعهی فرصتهای محدود موجود برای اشتغال زنان.
در 1854، باربارا لی اسمیت مقاله را با عنوان «خلاصهای کوتاه، به زبانی ساده، بر مهمترین قوانین ثاثیرگذار بر زندگی زنان در انگلستان» منتشر کرد. او بحثش را با درنظر گرفتن تناقضاتی که زنان مجرد را محدود میکرد آغاز کرد: آنها اجازه داشتند در منطقه و کلیسای منطقه شان رای بدهند اما حتی اگر مالکانی بودند که مالیات میپرداختند حق رای در انتخابات پارلمانی نداشتند. او به انتقاد از ناتوانیهای بزرگتری که پیشروی تمام زنان متاهل قرار داشت ادامه داد: «در برابر قانون، یک مرد و همسرش به عنوان یک فرد به حساب میآیند؛ زن تمام حقوقش به عنوان انسانی مستقل از دست میدهد و موجودیت او در نهایت در موجودیت همسرش ذوب میشود». او مسالهی توافقات ازدواج و حضانت فرزندان در صورت جدایی والدین را به بحث میگیرد. این حقیقت قانون ناخوشایند و عجیب را آشکار میکند که به محض اینکه دو نفر رسما نامزد شوند، زن دیگر نمیتواند دارایی اش را بدون اجازه و آگاهی نامزدش استفاده کند. لی اسمیت این مانیفیست را به قیمتی اندک به فروش رساند و با سه بار بازنشر، خوانندگان زیادی داشت. در دسامبر سال بعدی، او و گروهی از زنان همفکرش شامل بسی پارکز و آنا جیمسون، «کمیتهی داراییهای زنان متاهل» (نخستین گروه سازمان یافتهی فمنیستی در انگلستان) را تشکیل دادند که دادخواستهایی برای اصلاحات قوانین در سراسر کشور به راه انداخت و خیلی زود 2400 امضا جمعآوری کرد. مداخلهی کمیته منجر به یک سری اصلاحات قانونی در جهت بهبود موقعیت اقتصادی زنان متاهل شد؛ اگرچه این تغییرات حقوق آنها را کامل و با جزئیات بازتعریف نکرد.
لی اسمیت در مقالهای که در 1858، در نشریهی تازه تاسیس «مجلهی زنان انگلیسی» منتشر شد، بحث قدرتمندی علیه دیدگاهی آغاز کرده بود که زنان طبقهی متوسط، از آنجا که از آنها انتظار میرود ازدواج کنند، نیازی نیست برای هیچ کار دیگری آمادگی بگیرند.
