اجازه هست سوال کنم؟

سخیداد هاتف

من خبرنگار تلویزیون نیستم که سوال کنم و منتظر پاسخ نمانم و باز سوال کنم. چند تا سوال دارم که اگر کسی می‌تواند جواب بدهد، من حاضرم منتظر بمانم و جواب سوال خود را بگیرم.

یکی از سوال‌های من این است: یکی از برادران اهل فضل و هنر گفته بود که وقتی رئیس جمهور شود دروازه یا دیوار زندان ِطبیعی افغانستان مرکزی را- که نمی دانم کجاست؟- می‌شکند. شکست، نشکست، چه شد؟

سوال دیگری که در ذهن بنده جا دارد، همان گونه که سخنان واعظ قریه‌ی ما نیز در ذهن‌اش جا دارد، این است:

یک نفر دیگر، که هم می‌خواست رئیس جمهور شود و هم رئیس جمهور شد، گفته بود که کشمش‌های افغانستان را به اروپا صادر خواهد کرد. صادر کرد، صادر نکرد، چه شد؟ شما اطلاعی دارید؟

این هم سوال دیگری است که در ذهن من جا ندارد، اما گاه گاه از پیش چشم‌ام مثل برق می‌گذرد:

کسی ادعا کرده بود که از نظر او هیچ افغان بر هیچ افغان برتر نیست و هیچ افغان از هیچ افغان دیگر کمتر نیست. حالا شما می‌گویید که خوب، این‌که یک سخن متعالی است، سوال‌اش در کجایش بود؟ سوال‌اش این است که چه شد، این همین طور شد، نشد، چه شد؟ یعنی منظورم این‌ است که اگر مثلا از یک سو شش صد تاجر افغان از کدام کشور اخراج شوند و از سوی دیگر شش صد خانواده‌ی داعش افغانی خیمه و پتو و دوصد هزار دالر کار داشته باشند، آیا دولت افغانستان بدون تبعیض و تعصب با هر دو گروه همدلی و همراهی می‌کند و سعی می‌ورزد مشکلات‌ شان را حل کند؟ البته این را هم عرض کنم که اگر پاسخ تان این باشد که بلی، دولت افغانستان در هر دو مورد واکنش مشابهی نشان خواهد داد، من خیلی ناراحت خواهم شد. چرا؟ برای این‌که ببینید برادران، ما از نظر اخلاقی در این جا هفت تا بحث داریم که هر کدام شان به شانزده شعبه‌ی فرعی تقسیم می‌شود. اما اگر از جزئیات مساله بگذریم، هر آدم منصفی می‌داند که برآورده کردن نیازهای یک خانواده‌ی مضطر و بدبخت و آواره شده‌ی داعش ِهم وطن اخلاقا اولویت دارد. تاجر تاجر است دیگر. شما بیست دفعه تند تند بگویید «تاجر تو چه تجارت می‌کنی؟» زبان تان رگ می‌شود. یعنی اگر تاجر بد نمی‌بود، زبان آدم رگ نمی شد. این‌ها سال‌ها خون مردم فقیر دوبی و امارات را مکیدند، حالا که اخراج هم شدند به ما چه؟ یک رقم می‌گویید که شش صد تاجر افغان از فلان کشور اخراج شده اند که آدم فکر می‌کند چه کار شده. یک نفر نیست که بپرسد آیا این انصاف است که یک برادر زخمی ِطالب را با هلیکوپتر قراضه‌ی وزارت دفاع از قندوز به کابل می‌آورند تا تداوی شود؟ یعنی می‌خواهید بگویید که سازمان مللی، چیزی، نبود که یک طیاره‌ی بهتر در اختیار آن برادر قرار می‌داد؟ (این‌ها سوال نیستند و می‌توانید جواب شان ندهید). مشاهده می‌کنید که… نه، مشاهده نمی کنید. اگر مشاهده می‌کردید که تا حالا جواب مرا صد بار داده بودید.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه