فرخنده، ژاندارک کوچههای کابل
ژاندارک دختر یک دهقان فقیر (۱۴۱۲ – ۱۴۳۱) که در لورن فرانسه به دنیا آمد، در سن 19 سالگی به جرم «اهانت به مقدسات» توسط ملاهای مسیحی در آتش سوزانده شد. ده هزار مؤمن جاهل مراسم سوختن او را تماشا کردند. کشیشها خاکستر او را بهدریای «سن» ریختند. بعد از 26 سال مادر و دو برادر ژاندارک در دادگاه خواهان تجدید نظر شدند. دادگاه ژاندارک را بیگناه شناخت.
ژاندارک چند لحظه پیش از سوختنش در آتش، خطاب به شهر رآون گفت «روآن، یعنی من اینجا باید بمیرم؟ آه روآن میترسم که تو خونبهای مرا گران پرداخت کنی». بهراستی روآن و ملاهای مسیحی خونبهای ژاندارک را گران پرداخت کردند. او بعد از مرگش تبدیل به قهرمان ملی فرانسه شد. تنها ده هزار کتاب در فرانسه در بارهی ژاندارک نوشته شدند. هزاران هنرمند تصویر او را نقاشی کردند و مجسمهاش را ساختند. نویسندگان بزرگ در سرتاسر جهان در بارهی زندگی و در آتش سوختن او نمایشنامه نوشتند و سینماگران آن را فیلم ساختند. در حقیقت، «دینفروشان» ژاندارک را در آتش نسوختاندند، بلکه ریشههای خودشان را آتش زدند.
نیازی و ملاهای تغویذفروش نیز خونبهای فرخنده را گران پرداخت خواهند کرد. قطرههای خون پاک فرخنده ماهیت اصلی «لشکر جهل» را به جهان معرفی کرد. چهرههای سیاه ایازیها را آشکار ساخت. دهها هزار زن و مرد، دختر و پسر از اقوام مختلف را همصدا و همدل به سرکها کشاند تا علیه جهالت، جنایت، افراطیت و تعویذفروشی شعار بدهند. خون فرخنده باعث شد تا مردم ایازی، این امام جاهلان را با نفرت و انزجار از میان خلق بیرون بکشند.
سال 1920 کلیسای کاتولیک ژاندارک را «قدیس» معرفی کرد. اما علتش بیش از آنکه تغییر در الاهیات مسیحی و نگاه و نگرش کشیشان باشد، فشار افکار عمومی بود. آنان میکوشیدند با این کار کشیش و کلیسا را غسل برائت بدهند. ایاز نیازی نیز به خاطر فشار افکار عمومی به خانه و خانوادهی فرخنده پناه برد تا «حیثیت برباد رفته»اش برگرداند. حتا ملا عمر ترسید و در این روزهای دشوار همفکرانش را تنها گذاشت و سخنگویش اعلام کرد، خواهان محاکمهی قاتلان فرخنده است.
ژاندارک و فرخنده به اتهام اهانت به «مقدسات» توسط لشکریان جهل به آتش کشیده شدند؛ سرانجام اولی را در دریای «سن» و دیگری را در دریای کابل انداختند. اما خون پاک آنان تابوتی برای لشکریان جهل و جنایت شد. سپاهیان جهل با قدیس اعلام کردن ژاندارک و با دست به دامن شدن خانوادهی فرخنده نمیتوانند این «لکهی ننگ» را از دامانشان پاک کنند. «دکانداران دینفروش» این سوراخ را در قلب انسانیت مداوا نمیتوانند. چند روز از سوختن فرخنده نمیگذرد که خانمی در ولایت غور دخترش را فرخنده نامیده و یک گروه ورزشی نامش را فرخنده انتخاب کرده است.
یاد ژاندارک و فرخنده گرامی باد!
