آنتوان یفستراتوف
منبع: http://muslimpolitic.ru/
افغانستان معاصر کشوری است که برای سالهای طولانی یکی از مراکز اصلی تنشهای منطقه بوده و تیتر «سرگرمکننده» اخبار رسانههای سراسر جهان واقع شده است.
انتخابات اخیر ریاست جمهوری افغانستان یک روند سخت و پرسشبرانگیزی بود که در پایان با امضای یک موافقتنامه میان دو نامزد اصلی خاتمه داده شد و در آن اشرف غنی به عنوان رییس دولت و رقیب او آقای عبدالله عبدالله به عنوان رییس کابینهی وزیران معرفی شد. اما اگر هردو فرد نتوانستند کاری بهخصوص تا حال انجام دهند، حداقل باعث یکسری تغییرات شدند. اما آیا این تغییرات واقعاً به چشم درمیآیند؟
***
در قدم نخست، باید خاطرنشان کرد که رویارویی میان اشرف غنی و عبدالله عبدالله تا هنوز هم به طور کامل متوقف نشده است. این رویارویی را بهخصوص میتوان بر سر مسألهی تعریف و تعیین نامزدها برای پست وزارتها مشاهده کرد. با توجه به توافقات ابتدایی مبنی بر اینکه مسئولیت بیشتر انتخابات نامزدها به عهده رییس کابینه است، اما در خیلی از موارد رییس جمهور در روند مذکور با معرفی کردن این و آن، مزاحمت ایجاد کرد. به این ترتیب، به پیشنهاد عطامحمد نور (والی سابق ولایت بلخ)، اشرف غنی شیرمحمد کریمی، رییس ستاد ارتش افغانستان را در فهرست نامزدها گنجاند.
علاوه براین، اشرف غنی یکی از نکتههای اساسی نامزدشدن برای پست وزارت را «عدم اشتراک کاندیداها در جنگهای داخلی در مناطق افغانستان» عنوان کرد. همزمان، این هشدار به صورت مستقیم و با زبان شفاف طرف عبدالله عبدالله را مورد خطاب قرار میداد؛ چرا که عبدالله خود یکی از اعضای برجستهی «ائتلاف شمال» بود و در کنار احمدشاه مسعود، علیه رژیم طالبان میجنگید.
با اینحال، از چنین اقدامات از سوی رییس جمهور میتوان فهمید که او در تلاش برنده شدن است، ولو با هرنوع پشتیبانی؛ در حالی که واقعیت دیگر این است که اشرف غنی با این کار خود، بسیاری از حامیان خود را از دست میدهد. اگر یکماه بعد از آمدن او به قدرت، امید افغانها به فعالیتهای او 59 درصد بود، اکنون با گذشت سهونیم ماه، این اعتماد و اطمینان نسبت به اشرف غنی به 27 درصد کاهش یافته است. همینطور درصدی تعداد ناراضیان او تا رقم 32 درصد افزایش یافته است.
موجی از نارضایتیها در جلسات مجلس نمایندگان (ولسی جرگه) انعکاس یافت که در آن یک گروه از نمایندگان خواهان به جلو انداختن شورای بزرگان (لویه جرگه) بودند. به یک معنا، این حرکت نمایندگان تلاشی بود تا اشرف غنی را به دخالت یا تلاش به انجام «خیانت به منافع ملی» متهم کنند. مسألهی اساسی برای مجلس نمایندگان از زمان انتخاب اشرف غنی به حیث رییس جمهور افغانستان، بیشتر به این دلیل بود که رییس جمهور فرمان سرپرستی ولایتها و همچنین سران ارگانهای اجرایی را حتا تا سطح شهرستانها صادر کرد.
***
از دیگر واقعیتهای قابل توجه این است که رییس جمهور اشرف غنی قبل از ورود آمریکاییها به افغانستان، از هیچ نوع شهرتی برخوردار نبود، هیچ نوع موضعی هم با گروه طالبان نداشت و این مدت همهاش مصروف تحصیل یا تدریس در غرب بود. به این اساس، او قبلاً هیچ وقت با مسایل سیاسی افغانستان برنخورده بود. اگر این مسأله را جدی بگیریم، میتوانیم بگوییم که او در مقابل عبدالله عبدالله میبازد. با اینحال، اشرف غنی به یمن لابیگری خود و برای تأمین منافع غربیها، از یک مأمور عادی بانک جهانی و سپس ریاست دانشگاه کابل، به مقام ریاست جمهوری این کشور رسید.
غنی برای تغییرات کاردینال دولت واقعاً آماده نیست و با اینحال، او تحت هر شرایطی آماده است تا با ایالات متحدهی آمریکا در هر سطح و زمینهای همکاری کند که به طور کلی، از پیش تعیین شده است تا فرد مورد حمایت واشنگتن باشد. رقیب او عبدالله عبدالله برعکس، برای پیشبرد برنامههای گسترده، طرح اصلاحات خود را آماده کرد. چیزی که به مزاج ایالات متحدهی آمریکا جور درنیامد.
***
علاقهمندی او [عبدالله عبدالله] در زمینهی دو نیروی پیشرو سیاسی در افغانستان در قالب عاملهای قومی است. واقعیت این است که عبدالله عبدالله متعلق به گروه قومی تاجیک است که قبلاً البته تحت حمایت واشنگتن قرار داشت. اما پشتون، قومی که اشرف غنی نیز به آن تعلق دارد، ستون فقرات جبنش «طالبان» است که در گذشته برای آمریکا مهرهی بازی به حساب میرفت.
