منبع: ریا نووستی
مهدی زرتشت
بخش آخر
تهدید دومی متوجه دولت افغانستان، تهدید مستقیم نظامی طالبان و همینطور افراطگرایی و بنیادگرایی دینی است.
لازم به یادآوری است که برای ثبات و امنیت افغانستان و کل منطقهی آسیای میانه، یکی از بزرگترین تهدیدها، اتحاد و همسویی «طالبان» و گروه «داعش» است. بنابراین، در حال حاضر متحدان کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی (ОДКБ) و کشورهای مستقل مشترکالمنافع (СНГ) و روسیه، در نقاط مرزی بسیاری، با اوضاع سیاسی و نظامی پیچیدهای روبهرو هستند. طبق اطلاعات کارشناسان روسی، در حال حاضر جنگجویان گروه اسلامی داعش، در افغانستان رسماً فعالیت میکنند. در ماه آگست سال گذشته، در مربوطات ولایت قندوز- نقطهی سرحدی تاجیکستان- دو گروه از جنگجویان دولت اسلامی (ИГ) متشکل از اعراب، چچنیها و داغستانیها ظاهر شدند که تلاش میکردند «شریعت اسلامی» را پیاده کنند.
علاوه براین، در آغاز سال جاری، در نزدیکی مرز میان افغانستان و ترکمنستان در حدود 20 درگیری مسلحانه میان طرفین رخ داد. یادآوری این نکته مهم است که تمام این درگیریهای پیش آمده در این نقطهی مرزی، در واقع در نقطهی انتقال خط لولهی گاز تاپی رخ داده است که از ترکمنستان به افغانستان و از آنجا به پاکستان و هند امتداد مییابد.
اعضای گروه دولت اسلامی (داعش) ادعا میکنند که آنها به عنوان بازیگران صحنهی سیاسی افغانستان، جنگ خود را پیش میبرند. به باور بسیاری از افراد طالبان، افراد «جوان داعش» جذاب و قابل تحسین اند. این جنبش جنگجویان، فراملی است و به قوم و جغرافیای خاصی تعلق نمیگیرد. در واقع ایدهی استهزاآمیز به مفهوم «جهانوطنی»: داعش برای ایجاد خلافت اسلامی میجنگد، در هر جایی که امکانش موجود باشد.
ناتو در سالهای اخیر این تصمیم را در دستور کار خود قرار داد که ارتش افغانستان باید قابلیت مبارزه با هرنوع خطرات و چالشها را داشته باشد. اکنون که در اینجای کار قرار داریم، ارتش افغانستان در مقابل تهدیدهای در حال رشد، آنهم در غیبت متحدان ناتو، چه کار میتواند انجام دهد؟
اطلاعات منابع غربی در این ارتباط، بینهایت خاص است. در سال 2013، واحدهای نیروهای امنیت ملی افغانستان (АНСБ) با همراهی ارتش این کشور (АНА) و پولیس، تمامی عملیات علیه جنگجویان و مخالفان مسلح را با حمایت مشروط نیروهای ناتو پیش بردند. در این اقدام، اردوی ملی افغانستان به گشتزنی و «پاکسازی» مناطق پرداخت؛ اما اطلاعات بیشتر در مورد چگونگی عملیات آن در برابر طالبان و اینکه چقدر موفق بود، گزارش نشد. بر اساس معلومات رسانههای غربی، بسیاری از واحدهای ارتش ملی افغانستان، مواد سوخت کافی در اختیار نداشتند و فاصلههای زیادی را بدون وسایط نقلیه میپیمودند. بلندترین نرخ ترک صفوف ارتش از سوی سربازان، تنها در ماه جنوری تا ماه جون بوده که بیش از 24 هزار گزارش شده است. علاوه براین، ارتش افغانستان از عدم سواد کافی نیز رنج میبرد. به گفتهی مربیان آلمانی، قبل از انجام عملیات بسیاری از افسرهای جوان به توضیح مفاهیم اولیهی نقاط جفرافیایی نقشه، ضرورت دارند.
هم اکنون نیز اردوی ملی افغانستان با کمبود شدید اسلحه و تجهیزات نظامی (توپخانه، وسایل نقلیهی زرهی و مهمتر از همه حملونقل هوایی) مواجه اند. تا امروز پشتیبانی مشروط از نیروهای هوایی از سوی ناتو اعلام شده است و این بدین معناست که ممکن است توان رزمی ارتش افغانستان خیلی کمتر شود. تعداد نیروهای افغانستان 350 هزار نفر است؛ با این حال، بعید به نظر میرسد که دولت افغانستان پس از 2014، ارتش بزرگتری داشته باشد. برای مقایسه، تعداد نیروهای مسلح کشورهای توسعهیافتهی آسیای مرکزی، به 60 الی 70 هزار نفر میرسد.
وضعیت موجود، احتمال وخامت اوضاع در افغانستان را بیشتر میکند و از سویی، وخامت اوضاع نظامی و سیاسی در افغانستان لزوماً زمینه را برای حضور مجدد نظامیان ناتو و آمریکا (با توجه به سناریویی که در عراق پیش آمد) فراهم میکند. بدیهی است که حضور مجدد نیروهای آمریکایی، این بار انعطافپذیرتر انجام میشود. آنهم در شرایطی که قرار است تا سال 2016 انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار شود و واشنگتن دیسی به این نتیجه خواهد رسید جنگ در کشوری که احتمال شکست در آن امر ممکن است، بیش از این لازم نیست. در عین حال، حضور و گسترش نیروهای ناتو و آمریکا در منطقه، میتواند خطر جدایی اویغورها در ایالت خودمختار سینکیانگ را افزایش دهد که این مسأله برای چین و کشورهای آسیای مرکزی و روسیه، تهدید بزرگی محسوب میشود. در صورتی که کشورهای غربی با کمکهای نظامی-تخنیکی به افغانستان و عملیات برای خنثاسازی تهدیدها در این کشور، جدی و صادقانه عمل کنند، روابط غرب با کشورهای روسیه، کشورهای مستقل مشترکالمنافع و سازمان پیمان امنیت جمعی بهبود خواهد یافت.
جلوگیری از وقوع هرنوع بحران سیاست خارجی و نظامی، روسیه را در قبال کشورهای آسیای مرکزی عوض خواهد کرد و راهی را باز میکند تا روسیه به طور مستقیم همکاریهای نظامی-تجهیزاتی خود را با افغانستان افزایش دهد. روسیه عامل مهم تأمین ثبات آسیای مرکزی است و خواهد بود؛ زیرا که اعتبار و اتوریتهی روسیه در شرق، همیشه بالا بوده است.
