منبع: ریا نووستی
مهدی زرتشت
بخش اول
دولت جدید افغانستان، در حال تکمیل شدن است. سیزده سال حضور نیروهای خارجی در خاک افغانستان نیز رسماً پایان یافت و افغانستان اکنون در مرحلهی تعویض اشغال سیاسی قرار دارد. این در حالی است که تهدیدها و چالشها، چه برای افغانستان و چه برای همسایگان آن و همینطور روسیه، همچنان باقی اند.
در آستانهی سال 2015 طی یک مراسم رسمی از سوی ستاد کل نیروهای ناتو در افغانستان، ختم مأموریت سیزده ساله اعلام شد و «نیروهای بینالمللی کمک به امنیت» جای خود را به استراتژی عملیات «آزادی پایدار» سپرد.
خروج نیروهای ناتو از افغانستان در پایتختهای اروپایی و غربی، به عنوان یک رویداد مهم، پوشش تبلیغاتی وسیعی داده شد. نشریات رسمی قدرتهای غربی عموماً و به صورت یکدست نوشتند: مسئولیت امنیت به نیروهای افغان واگذار شد و در حالت عادی، ارتش افغانستان میتواند بهخوبی از «ثبات دولت»، «زندگی صلحآمیز» و «دموکراسی افغانستان» حفاظت کند. به عنوان مثال، یکی از کانالهای انترنتی منصوب به ناتو اکنون چندین ماه است که داستان کسب و کار و صنایع روستایی افغانستان را ترجمه و نشر میکند.
اما پشت این تصویر شاعرانه، یک واقعیت تلخ نهفته است: اکنون افغانستان تنهای تنهاست و میبایست تصمیم بگیرد که چگونه با همکاران روسی و متحدان خود در آسیای میانه، با چالشهای جدید و خطرات نو، مقابله کند.
نخستین مشکل، مدیریت روند سیاسی داخلی و مسألهی دولتسازی در افغانستان است. در ماه سپتامبر سال گذشته، انتخابات ریاست جمهوری که در رسانههای غربی، «نخستین تغییر دموکراتیک دولت» نام گرفت، به سرانجام خود رسید؛ اما این تغییر دموکراتیک، مشکل را به صورت ریشهای حل نکرد.
اما روند مذکور به سادگی قابل فهم است و واقعیت هم این است که انتخابات صلحآمیز و دموکراتیک نبود و معاملهی عبدالله عبدالله با اشرف غنی برای تقسیم قدرت، به روند مصالحهی ملی خاتمه داد. به عنوان مثال، نتایج نهایی انتخابات و اطلاعات در تعداد آرای کسب شده برای نامزدها، تا هنوز هم منتشر نشده است. معلوم است که در دور اول عبدالله عبدالله با کسب 45 درصد آرا، انتظار شکست نداشت. در حالی که در دور دوم، نتایج کاملاً بر عکس شد و اشرف غنی در حدود 56 درصد آرا را به دست آورد.
مشکلات در روش شمارش آرا برای هردو نامزد، قابل قبول نبود. بنابراین، عبدالله عبدالله در دور دوم انتخابات اعلام کرد که حامیان او خواستار بازشماری آرا هستند و در غیر این صورت، آنها خواستهای خود را از نوک اسلحه بیان خواهند کرد. به نوبهی خود، اشرف غنی اما حمایت سیاسی پاکستان را جلب کرد: یک تاجیک پشتونتبار، برای اسلامآباد فرد مناسبی نمیتواند باشد. بر اساس اطلاعات موجود، طالبان تحت کنترول پاکستان این دستور را دریافت کردند: در دور دوم انتخابات، ناامنی خلق نکنید و به آرای اشرف غنی بیفزایید.
به باور کارشناسان مسایل سیاسی روس، اشرف غنی، این کاندیداتور پشتون، نه تنها که خود را به اسلامآباد «فروخت»، بلکه به واشنگتن هم. اشرف غنی فرد قابل اعتماد آمریکا است؛ زیرا که او فارغالتحصیل دانشگاه کلمبیا است و برای مدت طولانی در پروژههای بانک جهانی و سازمان ملل متحد کار کرده و در نتیجه، کنترول و مدیریت او خیلی ساده است. عبدالله عبدالله در صفوف «میانه»ی مجاهدین تحت رهبری احمدشاه مسعود در قالب «ائتلاف شمال» بود. او در میان مقامهای ولایتهای شمالی افغانستان، از نفوذ و منزلت خوبی برخوردار بود. به همین خاطر، زمانی که بحث تقلب مطرح شد و فشارهای خارجی از سوی ایالات متحده نیز بر او سرازیر شدند، عبدالله در دور دوم نتایج انتخابات، تلاش کرد تا به نحوی حوزهی جداگانهی نفوذ سیاسی خود را احیا کند. برای او، یک پست نخستوزیری ایجاد کردند و به منظور محدود کردن قدرت رییس جمهور، به او صلاحیت انتخاب و عزل والیها را سپردند.
در نتیجه، اکنون تعادل فعلی قدرت در رهبری افغانستان ادامه خواهد یافت و این موضوع، نفوذ خارجیها را در چگونگی مدیریت اوضاع، به یک امر گریزناپذیر تبدیل میکند. در جنوری سال جاری، زمانی که دو رهبر نامزدوزیران پیشنهادی خود را به پارلمان معرفی کردند، معلوم شد که بیشتر نامزدهای دارای تابعیت خارجی، از سوی عبدالله عبدالله معرفی شدهاند؛ برای پست وزارت داخله، نورالحق علومی، دارای تابعیت کشور هالند، برای پست وزارت مالیه، اکلیل رحیمی، دارای «کارت سبز» از آمریکا و… به این ترتیب، در رایگیری تاریخ 23 جنوری، از میان همهی کاندیداها، 9 تن به دلیل مشکلات اسناد تحصیلی و تابعیت، از مجلس نمایندگان رد شدند.
تهدید دومی متوجه دولت افغانستان، تهدید مستقیم نظامی طالبان و همینطور افراطگرایی و بنیادگرایی دینی است.
ادامه دارد…
