از کتاب‌نخوانی شهروندان تا کتاب‌هراسی طالبان

زهما عظیمی

پس از فروپاشی حکومت افغانستان در شهر کابل که بگردی به ندرت در دست کسی کتاب می‌بینی. درحالی‌که پیش از فروپاشی، کتاب اندک‌ جایگاهی در سبک زندگی شهروندان پیدا کرده بود. هرازگاهی مراسم رونمایی کتاب برگزار می‌شد. حلقه‌های کتاب‌خوانی در گوشه و کنار شهر پا می‌گرفت. کارزار جمع‌آوری کتاب برای کتاب‌خانه‌ها راه‌اندازی می‌شد. کتاب یکی از هدیه‌های جشن تولد بود. کتاب‌فروشی‌ها روزبه‌روز بیشتر می‌شد و رونق می‌گرفت. نمایشگاه‌های خیابانی کتاب و مسابقه‌های کتاب‌خوانی برگزار می‌شد. در کل، یک سبک زندگی‌ای که در آن اهل کتاب بودن نماد تشخص و روشنفکری بود شکل می‌گرفت. مقوله‌ها و مفاهیمی چون آزادی، جامعه‌ی مدنی، حقوق بشر، و… جزو جدایی‌ناپذیر گفت‌وگوهای جوانان بود. اما با تسلط دوباره‌ی طالبان بر افغانستان این سبک زندگی کاملا فروپاشید.

پس از فروپاشی حکومت، نه تنها کتاب نماد تشخص و هویت جوانان به شمار نمی‌رود بلکه برخی از کتاب‌ها موجب درد سر و گرفتاری می‌شود. به‌طور مثال، محتسبین طالبان که در سطح شهر گشت می‌زنند، به‌طور مثال اگر کتاب‌های عبدالکریم سروش یا یووال نوح هراری یا سایر متفکران خصوصا غربی را در دست کسی ببینند، حتما او را مورد بازجویی قرار می‌دهند. احمد (مستعار) می‌گوید که یک روز درحالی‌که کتاب «۲۱ درس برای قرن ۲۱» هراری را زیر بغل داشته با محتسبین طالبان بر خورده و شدیدا تحت امر به معروف و نهی از منکر قرار گرفته است. محتسبین این کتاب را ضبط کرده و او را از این‌که کتاب یک یهودی را در دست داشته سرزنش کرده است. احمد می‌گوید که وقتی از کتاب‌فروشی این کتاب را خواسته، کتاب‌فروش با کمی مکث و براندازکردن او گفته است که این کتاب را ندارد اما وقتی مطمئن شده که احمد عضو نیروهای طالبان نیست کتاب را که در کنج کتاب‌فروشی پنهان کرده در آورده اما هشدار نیز داده که طالبان نباید بفهمند که کتاب را از کتاب‌فروشی او خریداری کرده است.

تفتیش کتاب‌فروشی‌ها و مصادره‌ی شماری از کتاب‌ها یکی از ده‌ها مشکلات کتاب‌فروش‌های شهر کابل است. محمد (مستعار)، یکی از کتاب‌فروش‌ها می‌گوید: «طالبان هر چند روز بعد برای تفتیش به کتاب‌فروشی می‌آیند و برخی از کتاب‌ها را با خود می‌برند. معمولا یک فهرست از کتاب‌های ممنوعه را با خود دارند. مثلا کتاب‌های سروش و هراری، خاطرات حفیظ منصور، کتاب “گفتمان اسلام سیاسی” از عبدالقیوم سجادی، کتاب‌هایی که در مورد طالبان یا داعش نوشته شده و… را مطابق لیستی که با خود دارند ضبط می‌کنند. در ضمن، هشدار می‌دهند که چنین کتاب‌ها را نباید بفروشیم. خارج از لیست هم برخی از کتاب‌ها را با خود می‌برند تا محتوایش را ارزیابی کنند. مثلا کتاب “کمدی الهی” و “لویاتان” و رمان “عاشق داعشی من” و… را با خود برده‌اند. از کتاب‌فروشی من تقریبا به ارزش هفتاد هزار افغانی کتاب را ضبط کرده‌اند. چند روز پیش، مأموران امر به معروف و نهی از منکر باز هم برای تفتیش کتاب‌فروشی آمدند و می‌خواستند یک مجموعه کتاب را با خود ببرند اما من اجازه ندادم. آنان رفتند اما تهدیدم کردند که مرا به‌خاطر عدم همکاری به استخبارات معرفی می‌کنند.» از این‌رو، محمد هر ساعت نگران بازداشت خود از سوی نیروهای استخبارات طالبان است.

مشخص نبودن مرجع تفتیش کتاب مشکل دیگر کتاب‌فروشی‌ها است زیرا گاهی نیروهای استخبارات از راه رسیده و کتاب‌فروشی را تفتیش می‌کنند، گاهی نیروهای امر به معروف و نهی از منکر، گاهی نیروهای حوزه‌های امنیتی و گاهی مأموران وزارت حج و اوقاف طالبان، گاهی مأموران وزارت اطلاعات و فرهنگ و گاهی نیروهای این پنج نهاد همه با هم بر کتاب‌فروشی‌ها هجوم می‌برند. جلیل (مستعار)، یکی دیگر از کتاب‌فروش‌های شهر کابل می‌گوید: «ما هیچ نمی‌فهمیم که با کدام نهاد طالبان طرفیم. هر نهاد به نوبه‌ی خود می‌آیند، تهدید می‌کنند و کتاب‌ها را با خود می‌برند. وقتی برای پس گرفتن کتاب‌هایی که برای تفتیش برده شده به حوزه‌ی امنیتی مراجعه می‌کنیم، مسئولان حوزه ما را به وزارت حج و اوقاف ارجاع می‌دهند، به آن‌جا که می‌رویم ما را به وزارت امر به معروف و نهی از منکر حواله می‌دهند اما آنان ما را به استخبارات ارجاع می‌دهند. به استخبارات که می‌رویم اصلا گپ ما شنیده نمی‌شود. از کتاب‌فروشی من یک مجموعه‌ کتاب را پارسال برای تفتیش برده‌اند اما تا هنوز به من نگفته‌اند که فروش کدام‌ یکی از آن کتاب‌ها ممنوع است. هرچه دویدم حتا نتوانستم یک جلد از آن کتاب‌ها را پس بگیرم.» طالبان به ارزش چهل هزار افغانی کتاب‌های فلسفی، سیاسی، جامعه‌شناسی و ادبیات را از کتاب‌فروشی جلیل به بهانه‌ی تفتیش برده‌اند و یک‌ سال است که از سرنوشت کتاب‌ها خبری در دست نیست.

سیاست تفتیش و ضبط کتاب از سوی طالبان تا میدان‌های هوایی و مرزهای افغانستان اعمال می‌شود. عبدالله (مستعار)، مسئول یکی دیگر از کتاب‌فروشی‌های کابل می‌گوید: «یک بسته کتاب را به افغان‌کارگو تسلیم دادم که به آدرس یک دوستم در اروپا برساند. بعد از سه ماه وقتی کتاب‌ها به مقصد نرسید به افغان‌کارگو تماس گرفتم که شرح ماجرا را بپرسم. آن‌ها گفتند که طالبان کتاب‌ها را برای بازرسی گرفته و پس نداده‌اند. این بسته دوره‌ی کامل “کمدی الهی” از دانته بود. نمی‌دانم طالبان در کتاب چه دیده که اجازه‌ی خروج آن را نداده‌اند.» ماجرا فقط به صدور کتاب به بیرون از مرزها خلاصه نمی‌شود بلکه طالبان سیاست تفتیش را بر کتاب‌های وارداتی جدی‌تر اعمال می‌کنند. احمدرضا (مستعار)، یکی دیگر از کتاب‌فروش‌های کابل می‌گوید: «من کتاب “هزاره‌ها و حاکمیت‌های استبدادی صد سال اخیر”، اثر عباس دلجو را در تیراژ ۵۰۰ نسخه چاپ کردم اما در هنگام عبور از مرز توسط طالبان ضبط شد. چندین بار به مراجع مختلف مراجعه کردم که دلیل ضبط آن کتاب را بفهمم اما هیچ مرجعی حاضر به پاسخ‌گویی نشد. خواست ما کتاب‌فروشی‌ها از امارت اسلامی این است که فهرست مشخصی از کتاب‌های ممنوعه را در اختیار ما قرار دهند که ما تکلیف خود را بفهمیم. اما متأسفانه هیچ مشخص نیست که بالاخره طبع و نشر کدام کتاب ممنوع است. نیروهای طالبان می‌آیند و عنوان هر کتابی را که نفهمند آن را بر می‌دارند و می‌برند تا محتوایش را بررسی کنند.» اتحادیه کتاب‌فروشی‌ها این مشکل را بارها با مقام‌های طالبان در میان گذاشته اما تا هنوز حل نشده است.

کتاب‌ستیزی و کتاب‌هراسی طالبان از یک‌سو و کتاب‌نخوانی شهروندان از سوی دیگر، موجب کساد بازار کتاب شده است. از این‌رو، شمار زیادی از کتاب‌فروشی‌ها ورشکسته و بسته شده و شمار اندکی که تا هنوز مقاومت کرده‌اند آخرین نفس‌های خود را می‌کشند. احمدالله (مستعار)، یکی دیگر از کتاب‌فروشان شهر کابل می‌گوید: «بسیاری از روزها حتا یک جلد کتاب هم به فروش نمی‌رسد. روزهای زیادی از صبح تا شام حتا یک مشتری هم دروازه‌ی کتاب‌فروشی را باز نمی‌کند. من مانده‌ام و این همه کتاب که نمی‌دانم چه‌کار کنم. بسیاری از کتاب‌ها را زیر قیمت می‌فروشم که از یک‌طرف هزینه‌ی زندگی را تأمین کنم و از طرف دیگر، کم‌کم از جنجال این کتاب‌ها خلاص شده و به یک کار دیگر مشغول شوم. چند بار تصمیم گرفتم که نمایشگاه خیابانی کتاب برگزار کنم تا شاید عابران کتاب خریداری کنند اما طالبان اجازه ندادند.» از نظر طالبان نه تنها برگزاری نمایشگاه خیابانی کتاب ممنوع است بلکه جای کسانی که کتاب و آموزش دختران را به حوزه‌ی عمومی کشانده، زندان است. به‌طور نمونه، مطیع‌الله ویسا، مسئول انجمن راه قلم که مکتب سیار راه‌اندازی کرده بود توسط طالبان به زندان انداخته شد. اسماعیل مشعل که در راستای حمایت از آموزش دختران کتاب‌های شخصی خود را برای توزیع رایگان به مردم به خیابان آورده بود نیز به جرم تحریک مردم زندانی شد.

طالبان با بستن دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها به‌روی دختران واپسین شعله‌ی امید کتاب‌فروشی‌ها را نیز خاموش کرده‌اند. احمدالله با لحنی از سر استیصال و ناامیدی می‌گوید: «امیدوار بودیم که حداقل کتاب‌های درسی به فروش برسد اما وقتی دختران از رفتن به دانشگاه‌ها و مکاتب محروم شدند، فروش کتاب‌های درسی هم تقریبا به صفر رسیده است. از طرف دیگر، پسران دانشجو هم به‌خاطر فقر با استادان خود توافق کرده‌اند که فقط به مطالعه جزوه‌های درسی اکتفا کنند. بنا‌براین، دانشجویان هم کتاب خریداری نمی‌کنند.» گرچه جزوه‌خوانی یک سنت دیرپا در نظام آموزشی دانشگاه‌های افغانستان است اما در سال‌های اخیر برخی از استادان کتاب را به‌عنوان منبع درس معرفی می‌کردند و شماری از دانشجویان نیز کتاب‌های ممد درسی خریداری و مطالعه می‌کردند. با تسلط طالبان بر کشور به‌جای دانش و تخصص، ریش و کلاه و عقیده نشسته است و از این‌رو، کتاب‌ ارزشی ندارد.

پس از به قدرت رسیدن طالبان، قصه‌ی کتاب از میان جوانان دانشجو و غیردانشجو رخت بر بسته است. به‌جای آن، ترک وطن یکی از قصه‌های همیشگی جوانان در مهمانی‌ها و دیگر مجلس‌ها است. فقر و بیکاری و ناامیدی از آینده نیز جایی برای قصه گفتن از کتاب باقی نگذاشته است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه